به گزارش خبرنگار «جوان»، شامگاه پنجم مرداد سال 88 مأموران پلیس شهریار از طریق مرکز فوریتهای پلیسی از جریان یک قتل با خبر شدند. شاهدان به مأموران پلیس گفتند که مردی به همراه دو زن از داخل خودرو، راننده را به ضرب گلوله از پای درآورده و از محل متواری شدهاند.
با حضور مأموران پلیس در محل دریافتند که راننده به ضرب گلوله به قتل رسیده و تلاش برای شناسایی و دستگیری عاملان جنایت آغاز شد.
با شناسایی هویت مقتول به نام «نادر» مشخص شد که او با همسر خود دارای اختلافات خانوادگی بوده، بنابراین گمانهزنی برای اینکه جنایت خانوادگی باشد، دنبال شد.
براساس این گزارش، دامنه تحقیقات پلیسی تا آنجا دنبال شد که مردی به مأموران پلیس مراجعه کرد و پرده از این جنایت برداشت.
او گفت: همسر موقتم به من گفته است که خواهرم با طراحی نقشه قبلی، شوهرش را به ضرب گلوله از پای درآورده است. او زوج جوانی را با وعده چهار میلیون اجیر کرده بود تا شوهرش را به کام مرگ بکشانند. آنان قبول کردهاند که نصف پول را پیش از جنایت و بقیه را پس از ارتکاب قتل دریافت کنند، اما مابقی پول را به آنان پرداخت نمیکند.
براساس این گزارش، همسر مقتول به نام مهین بازداشت و به ارتکاب قتل اعتراف کرد. او گفت که یکی از دوستانش به نام فوزیه که بضاعت مالی خوبی نداشت را تحریک کرده که با همدستی همسرش، «نادر» را به قتل برسانند. «فوزیه» و «مرزبان» هم بازداشت و به ارتکاب قتل اعتراف میکنند. فوزیه چندی پیش به دلیل عذاب وجدان از جنایت خود دست به خودکشی زد. روز گذشته جلسه محاکمه مرزبان به اتهام مباشرت در قتل و مهین به اتهام معاونت در قتل در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
روشن، نماینده دادستان متن کیفرخواست را قرائت کرد و قاضی اولیای دم را به جایگاه فراخواند. آنها تقاضای قصاص کردند.
متهم
مرزبان اتهام قتل را پذیرفت و به دادگاه گفت که اسیر وسوسه شیطانی مهین و همسر خود شده است. او گفت: من هیچ خصومتی با نادر نداشتم و هیچگاه از او بدی ندیده بودم. همسرم با تحریک مهین از من خواست که دست به ارتکاب جنایت بزنم.
من از اولیای دم خجالت میکشم. همسرم پس از این جنایت دست به خودکشی زد و مرا با دو کودک تنها گذاشت. من نیز خودکشی خواهم کرد.
قاتل گفت: مهین به من گفت که قصد دارد کسی را به قتل برساند. من همواره او را نصیحت میکردم. من تا چند روز قبل از جنایت نمیدانستم قصد قتل شوهرش را دارد، اما آنقدر مرا تحریک کرد که مجبور به ارتکاب قتل شدم. متهم گفت: با پولی که مهین داده بود اسلحهای تهیه کردم و مهین شب حادثه با نقشی قبلی ما را خبر کرد. ما شبانه به همراه هم به پارک رفتیم و به بهانه خرید مرغ عازم یک مرغداری شدیم. قبل از آن مهین ماشین نادر را دستکاری کرد و در یک موقعیت مناسب مهین و فوزیه از ماشین پیاده شده و مرا با نادر تنها گذاشتند. من اسلحه را مسلح کردم و به نادر شلیک کردم. امیدوار بودم که زنده بماند، اما چهار روز بعد از آن فهمیدم که فوت کرده است.
انکار مهین
قاضی، مهین را در جایگاه ویژه تفهیم اتهام کرد. او معاونت و قتل را انکار و ادعا کرد که شوهرم 5/2 میلیون به متهم قرض داده بود و او نمیخواست پول را پس بدهد. من از واقعه با خبر بودم و شب حادثه به او گفتم که حاضرم سه میلیون به تو بدهم که نادر را نکشی، اما او قبول نکرد.
قاضی از متهم پرسید چرا مأموران پلیس را از جریان قتل باخبر نکردید. او گفت که از ترس قاتل اقدام نکرده است. قاضی خطاب به متهم گفت زمانی که والدین مقتول از قتل باخبر شدهاند شما را به عنوان متهم معرفی کردهاند. متهم در پاسخ سکوت کرد.
مهین گفت: پس از ارتکاب قتل دو بار نزد مرزبان رفتم. به او گفتم که میخواهم رسوایت کنم. مرزبان برای فرار خود از من تقاضای سه میلیون پول کرد. برای دومین بار که رفتم خواستم مطمئن شوم فرار نکرده باشد. در پایان دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا به زودی حکم نهایی را درباره این پرونده صادر کند.