
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا از برزیل گرفته تا گابون و ترکیه را زیر پا گذاشته تا اعضای غیردائم شورای امنیت را مجاب کند که از قطعنامه تحریم ایران در شورای امنیت حمایت کنند ولی چینیها هنوز هم بر طبل مخالفت میکوبند. مقاله روزدوشنبه نسخه انگلیسی روزنامه چاینا دیلی عبارتهای عجیب و غریبی داشت. هان دونگ پینگ، نویسنده مقاله به صراحت گفته است که پکن باید به عنوان یک اقدام تاریخی، قطعنامه تحریمهای جدید ایران را وتو کند. درباره اینکه چرا چنینیها با تحریم ایران مخالفند، حرفهای زیادی زده شده از جمله اینکه بعضیها معتقدند وابستگی 11 درصدی به نفت ایران مانع حمایت پکن در تحریم ایران است ولی ووسایک، نماینده ویژه چین در امور خاورمیانه میگوید که مخالفت کشورش با تحریم ایران فقط به دلیل نفت نیست. به عقیده او، چین مسأله هستهای ایران را در قالب تصویری گستردهتر از تراژدی دیپلماسی خودش نگاه میکند.
درباره برخورد چینیها با قطعنامه ایران در شورای امنیت سناریوهای مختلفی قابل تصور است. یک سناریو این است که چینیها مثل چهار قطعنامه قبلی به قطعنامه جدید تحریم ایران هم رأی مثبت بدهند. سناریوی دوم، حاضر نشدن چین در جلسه شورای امنیت هنگام طرح قطعنامه یا همان چیزی است که این روزها تحت عنوان «آبستراکسیون» مطرح است. این همان سناریویی است که آمریکاییها هم چندان از اجرا شدن آن بدشان نمیآید. آمریکا طی هفتههای اخیر مذاکرات وسیعی با اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت منهای چین شروع کرده است.
هدف واشنگتن این است که بعد از ایجاد اجماع در بین سایر اعضا برای چانهزنی سراغ دیپلماتهای چینی برود، اگر آنها قانع شدند به قطعنامه تحریم رأی بدهند چه بهتر ولی دیپلماتهای آمریکایی میگویند که اگر چین قبول نکند که به قطعنامه تحریم رأی بدهد، در واقع خود را منزوی کرده است و نهایتاً مجبور به آبستراکسیون خواهد شد.
نگاه غالب در بین کارشناسان و مقامهای آمریکایی این است که چین حق وتوی خود را برای حمایت از برنامه هستهای ایران هدر نخواهد داد ولی مقاله روز دوشنبه چاینا دیلی ارگان حزب کمونیست و پرشمارگانترین روزنامه چین نشان میدهد که احتمال وتوی چین خیلی هم بحث ناپختهای نیست، هر چند روی قطعی بودن آن هم نمیتوان شرط بست.
دونگ پینگ در مقالهاش نکات مهمی را گوشزد کرده که حداقل، انعکاس نگاه بخش مهمی از سیاستمداران چین به بحث هستهای ایران است او در بخشی از مقالهاش گفته که حتی اگر ایران تعداد کمی سلاح اتمی هم داشته باشد دنیا خطرناکتر از آن چیزی نخواهد شد که از 65 سال پیش تاکنون هست.
مقاله چاینا دیلی انعکاس تفاوت فاحش بین نگاه امنیتی آمریکا و چین درباره برنامه هستهای ایران است. برای پکن که اسب خود را برای ابرقدرت شدن زین کرده، تبدیل شدن ایران به یک قدرت هستهای آنقدرها که آمریکاییها آن را بزرگنمایی میکنند، یک تهدید نیست. هستهای شدن ایران حتی برای خود آمریکاییها یک تهدید فوری در ابعاد بزرگنمایی شده امروزیاش محسوب نمیشود. فرق پکن با واشنگتن این است که آمریکاییها نگاه امنیتیشان را با چارچوبهای یک موجودیت منطقهای فاقد عمق استراتژیک به نام اسراییل تنظیم میکنند که حتی موشکهای ایران را هم تهدید حساب میکند، ولی چینیها (لااقل هنوز) در چنین چارچوبی محصور نشدهاند.
چین به عنوان یک ابرقدرت نوظهور، فقط به دنبال نفت ایران نیست هر چند نفت ایران هم برایش مهم است. چینیها حمایت از ایران را سکوی پرتاب به خلیج فارس و در سطحی گستردهتر، تخته پرش به سوی کشورهای جهان در حال توسعه قلمداد میکنند. یادداشتنویس چاینادیلی در مقالهاش این نکته را به خوبی بازگو کرده است، آنجایی که میگوید: «چین با وتو کردن تلاشهای آمریکا برای تحریم ایران، خود را به عنوان دوست داخلی ایران و آمریکا ثابت خواهد کرد و خود را تبدیل به کشوری مهم خواهد کرد که طرفدار صلح جهانی و همزیستی متوازن است وتوی تحریمهای ایران توسط چین یکی ازدرخشانترین حرکتهای دیپلماتیک خواهد بود که بیشتر کشورهای جهان سوم از آن استقبال خواهند کرد.»
صرف نظر از چارچوبهای کلان، چینیها دلایل فراتری هم برای مخالفت با تحریمهای آمریکا علیه ایران دارند:
1- حوادث بعد از انتخابات ایران و طرح بحثهایی مثل «تغییر حکومت (Regime change)»، در بین سیاستمداران آمریکایی، چینیها را به این نتیجه رسانده که کاخ سفید، هدفی فراتر از متوقف کردن برنامه هستهای ایران را دنبال میکند. چینیها به هیچ وجه خواهان تغییر وضعیت جدید در ایران نیستند و هیچ دلیلی هم نمیبینند در زمین بازی کنند که آمریکا چمن آن را کاشته است.
2) سیاست چینیها طی چند سال گذشته این بوده که صحنه گردان مخالفت با تحریم ایران در شورای امنیت نباشند و آن را به روسها سپرده بودند ولی بازی نه چندان قابل پیش بینی روسها، پکن را متقاعد کرده که خود صحنه گردان شود.
لیست بلند اختلافات
وقتی دست بلند بالای اختلافات طرفین بر سر مسأله تایوان،جنگ تجاری، شکل دالایی لاما، حقوق بشر و ... را هم به موارد ذکر شده اضافه کنیم، رفتارهای چین برای ما قابل درکتر خواهد شد.