
عبدالمالک ریگی، جوان بیسوادی بود که پس از شرارت و چاقوکشی در یک درگیری طایفهای و سابقه حبس، استعداد خویش را در مسیر شرارت و خلافکاری نشان داد و پس از این سوءسابقه و فرار به خارج از کشور در یکی از مدارس وابسته به وهابیت پناه گرفته و ضمن آشنایی با افکار افراطی و ارتباط با عوامل طالبان و القاعده، شیوههای تروریستی را از آنان فرا گرفت و به باندهای شرارت و قاچاق وصل شد.
با شرکت درچند عملیات پراکنده و همکاری با باندهای قاچاق بود که عبدالمالک مقدمات انشعاب از باندهای شرارت و قاچاق و تشکیل گروهکی مستقل را دنبال کرد و برای جلب حمایت سران وهابی و القاعده، ادعاهای قومی و مذهبی را پوشش اقدامات جنایتکارانه خویش قرار داد و از این رو بود که حامیانش در عین اطلاع از بیسوادی او و عدم هماهنگی روحیه آدمکشی و شقاوت به اثبات رسیدهاش با مذهب و دیانت، عنوان مذهبی «مولوی» را نیز برای او جعل کردند.
عبدالمالک با تشخیص اثر بخش بودن پوشش مذهبی برای فعالیتهای شرارتآمیز و تروریستی خویش، عنوان جندالله را بر باند جنایتکار خویش گذاشت و پس از اجرای عملیاتهای تروریستی و آدمکشی مثل کمین و راهبندی جاده زابل- زاهدان در زمستان سال 1384 و همچنین چند عملیات آدمربایی و تروریستی در شهرها و مناطق مرزی، توجه سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس را به خود جلب کرد و بهتدریج از همکاری و حمایت برخی سرویسهای امنیتی کشورهای منطقه نیز برخوردار شد.
به گونهای که هر بار که در آستانه دستگیری و یا ضربه خوردن از سوی نیروهای نظامی و امنیتی کشورمان قرار میگرفت، با همکاری و کمک این سرویسها فرار کرده و امکان تردد و استقرار در چند کشور را داشت.
با حمایت تبلیغی و رسانهای کشورهایی چون آمریکا و انگلیس بود که به تدریج این جوان شرور و تروریست در تراز یکی از چهرههای مؤثر و تعیینکننده در عرصههای امنیتی و نظامی مطرح شد و شبکههای العربیه، بیبیسی و VOA نقش آمریکا، انگلیس و عربستان سعودی را در حمایت از او نشان میداد. این حمایتها و همکاریها با دستگیری و اعترافات برادرش عبدالحمید ریگی، ابعاد جدیدی یافت و حاکی از وجود ارتباط و هماهنگیها و پشتیبانیهای آموزشی، لجستیکی و اطلاعات از وی بود که در راستای سیاست فشار بر جمهوری اسلامی و توسعه ناامنیهای داخلی انجام میشد. از این رو بود که بهرغم ادعای قومی و مذهبی، این گروهک تلاش کرد دامنه عملیات ترور و آدمکشی را به سایر استانها بکشاند و بنابراین فاجعه دارزین در استان کرمان را با راهبندان و کشتار سرنشینان ماشینهای عبوری در جلوی چشمان باز یک نوجوان 12 ساله همراه آنان، به فهرست جنایتهای خویش افزود.
جالب اینکه فیلم این فاجعه کثیف و موارد مشابه از شبکههای ماهوارهای کشورهای حامی عبدالمالک پخش و براساس اطلاعات به دست آمده، سرویسهای جاسوسی این کشورها خواستار عمقبخشی به این اقدامات تا مرکز کشور ایران بودند. با همین حمایتها و همکاریها بود که عبدالمالک به اقدامات تروریستی و جنایتکارانه خویش ادامه داد و دهها نفر از شهروندان شیعه و سنی را در جادهها، خیابانها، مساجد و همایشها به شهادت رسانده و جو ارعاب و ناامنی را بر استان محروم سیستان و بلوچستان و حتی جادههای مواصلاتی مرتبط با این استان، حاکم کرد که نتیجه اولیه و آشکار آن، اثر منفی بر رشد و توسعه استان و ضربه خوردن به روال زندگی و آرامش مردم بود.
سطح حمایتها و ارتباطات سرویسهای جاسوسی کشورهای منطقه و فرامنطقهای تا بدان پایه بود که عبدالمالک همواره فضای تهدید علیه مردم و مسؤولان را حفظ و تصور گرفتار شدن به تور عدالت را به مخیلهاش راه نمیداد. اما بر خلاف این تصور و تمامی تلاشها و اقدامات اطمینانبخش حامیان او، سربازان گمنام امام زمان(عج) عبدالمالک و یک نفر همراهش را دستگیر کردند. این درحالی بود که هنوز از آخرین هماهنگی وی با آمریکاییها و دریافت مدارک جعلی و چند هویتی از دست آنان و اطمینان خاطر نسبت به هماهنگی به عمل با سایر سرویسهای منطقهای بیش از 24 ساعت نگذشته بود.
همین اطمینان بود که وقتی عبدالمالک با مأموران امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شد، چنان شوکی به وی دست داد که هیچ مقاومت و واکنشی به خرج نداد و تمام اسطورهسازیهای دستگاه تبلیغاتی وهابیون و رسانههای بیگانه حامیاش را به افتضاح کشید. بنابراین صورت بهتزده و لباس اتو کشیده وی در مقایسه با عبدالله اوجلان رهبر گروهک کارگران کردستان ترکیه که آثار مقاومت هنگام دستگیری را در صورت و پوشش خود داشت، تنها ذلت و بیچارگی این شرور و واقعیت درونی او را نمایش میداد و در عین حال از اقتدار دستگاه اطلاعاتی کشورمان حکایت میکرد که در عین بیتفاوتی و عدم همکاری سرویسهای امنیتی منطقه حتی حمایت آشکار و پنهان برخی از این سرویسها، موفق به دستگیری وی شدند.
این دستگیری دقیقاً زمانی انجام شده که عبدالمالک برای گرفتن دستور عملیاتی جدید و هماهنگیهای محرمانه و سری در حال عزیمت به یک پایگاه آمریکایی بوده که قطعاً آمریکاییها تمامی ابعاد امنیتی، اطلاعاتی این سفر را برای این مزدور تدارک دیده بودند. ضمن آنکه اهمیت این تروریست برای سرویسهای آمریکا و انگلیس تا بدان پایه بود که پس از مأیوس شدن از اغتشاشات خیابانی در تهران بخش رسانهای آنها وی را رهبر جنبشهای اعتراضی نامیده و اقداماتی برای ارتباط و اتحاد بین گروهک تحت امر او و بدنه منافقین، دنبال میکردند.
عبدالمالک نیز برای اثبات استعداد خویش به بیگانگان از هیچ شقاوت و جنایتی فروگذار نکرده و دهها نفر از شهروندان بیگناه را اعم از شیعه و سنی، پیر و جوان به شهادت رسانده بود. اما دیری نپایید که این خونهای پاک دامن ظلم و خیانت او را گرفت و به پنجه عدالت گرفتارش ساخت. این پیروزی و اثبات اقتدار اطلاعاتی نظام مقدس جمهوری اسلامی بر رهبری معظم انقلاب، مردم و سربازان گمنام امام زمان(عج) مبارک باد.