یادداشت تبعات منفی برگزاری یک انتخابات بر پیکره تئاتر کشور مهرداد ابوالقاسمی برگزاری انتخابات هیأت مدیره خانه تئاتر، در چند سال گذشته همیشه با چالشهای فراوانی روبهرو بود که قبل و بعد از انتخابات اعتراضاتی را در پی داشته است؛ اما هیچ گاه در این ایام این انتقادات و اعتراضات مبنا قرار نگرفته است. روز گذشته دکتر قطب الدین صادقی در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا در آستانه برگزاری انتخابات خانه تئاتر، بار دیگر به یادآوری مشکل همیشگی برگزاری انتخابات خانه تئاتر پرداخت و مشکل همیشگی پیش روی انتخابات اعضای هیأت مدیره خانه تئاتر را یادآوری کرد. در دورههای گذشته، همیشه اعضای انجمن بازیگران خانه تئاتر حضور پررنگی در ترکیب شورای مرکزی هیأت مدیره خانه تئاتر داشتهاند و دلیل این رویداد صرفاً به تعداد بالای اعضای انجمن بازیگران مربوط میشود که در حقیقت تعداد بالای اعضای این انجمن در قیاس با سایر انجمنها سبب میشود تا تعداد بیشتری از نمایندگان عضو انجمن بازیگران به ترکیب هیأت مدیره راه یابند و سایر انجمنها بدون نماینده یا در نهایت یک نماینده در ترکیب شورای مرکزی داشته باشند که همین مسأله تاکنون سبب شده تا در تصمیمگیریها، همواره حق و حقوق مادی و معنوی و صنفی بازیگران بیش از سایرین مورد توجه قرار بگیرد و طبعاً تصمیمگیریهای سالهای گذشته عموماً منفعت بیشتری را برای بازیگران در پی داشته باشد و البته انجمنهای کم جمعیتی چون آهنگسازان، عکاسان، منتقدان و نویسندگان نمایش عروسکی و ... از تصمیمگیریهای شورای مرکزی کمترین بهره را داشته باشند و به نوعی مظلوم واقع شوند. پیشنهاد قطب الدین صادقی مبنی بر حضور نمایندگان انجمنهای مختلف در ترکیب هیأت مدیره خانه تئاتر راهکار مناسبی است که میتواند سایر انجمنها و خواستههایشان را از انزوا خارج کند و خواستههای آنان را هم مدنظر قرار دهد. در حال حاضر همین مسائل تا حدی سبب بازیگر سالاری در تئاتر شده و به دلیل نداشتن پشتوانه و جایگاه برای سایر هنرمندان چون کارگردانان، نمایشنامهنویسان، طراحان صحنه و لباس، آهنگسازان و ... خواستهای آنان مورد توجه قرار نگرفته و به همین دلیل روز به روز شاهد افول نمایشنامهنویسی، طراحی صحنه، نمایش کودک و نوجوان، نمایش عروسکی،آهنگسازان و حتی نقد تئاتر هستیم. این ایرادات وارد به نوع برگزاری انتخابات هیأت مدیره خانه تئاتر نه تنها معضلی صنفی را پدید آورده، بلکه سبب شده تا کل تئاتر کشور از این نوع تصمیمگیریها دچار لطمه و آسیب بشود و نمایشنامهنویسان و کارگردانان به خصوص (که از ارکان اصلی اجرای یک نمایش هستند) به دلیل نرسیدن به خواستههای مادی و معنویشان، دچار نوعی پسرفت و یا در جا زدن شدند که این مسأله سبب بروز نوعی روزمرگی در تئاتر شده است که این اتفاق به نو به خود بیش از هر چیز مخاطب را از سالنها دور نگه میدارد. بیانگیزگی نمایشنامه نویسان و کارگردانان میتواند یکی از دلایل اصلی این نوع نگاههای صنفی باشد.