کد خبر: 205945
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۷:۴۶
سايت گويا نيوز در مطلبي با عنوان «خوش‌خيالي سبز، درس‌هايي از بيست‌ودو بهمن» به قلم بهرام حسين‌زاده ، به بررسي دلايل شكست سنگين فرقه سبز در مواجهه با حماسه باشكوه ملت در 22 بهمن پرداخت كه بخش هايي از آن در ذيل مي آيد: بيست و دو بهمن روز نمايان شدن پاشنه آشيل جنبش سبز بود. روزي که نشان داد "خوش‌خيالي" هر چه که باشد نميتواند بعنوان يک تاکتيک مبارزاتي در نظر گرفته شود. بيست و دو بهمن نشان داد که هنوز در مورد تاکتيک‌هايمان انعطاف لازم را نداريم. اين الفباي مبارزه است که نبايد هميشه بر يک سبک و سياق مبارزه کرد بلکه بايد تمام حالات ممکنه مبارزه را در نظر گرفت. شيوه‌اي که در فلان روز و فلان اوضاع مناسب بود نبايد براي تمام روزها و وضعيت‌ها مفيد ارزيابي گردد. انعطاف در تاکتيک‌هاي مبارزه امري‌ست که گاهي فقدانش به گرانترين هزينه‌ها مي‌انجامد. در انتخاب نوع تاکتيک مناسب بودن و کارايي داشتن است که بايد ملاک انتخاب آن باشد و نبايد به اين تاکتيک‌ها همانند اموري ناموسي و تابوگونه نگريست. اين ما نيستيم که به دلخواه تاکتيک‌هامان را انتخاب مي‌کنيم بلکه اوضاع و احوال عمومي صحنه مبارزه است که اين تاکتيک‌ها را بما ديکته مي‌کنند. در بيست و دو بهمن ما از رژيم رودست خورديم. خوش‌خيالي‌هاي سبزمان، چنين روز مهمي را از چنگ ما بيرون کشيد و در کارنامه رژيم قرار داد، با اينکه حتي در روزهايي پيش از آن هم مي‌شد در هوا استنشاق کرد بوي سر در گمي ما و هشياري آنان را. بيست و دو بهمن نشان داد که رژيم از تمام ظرفيت‌هايي که دارد بخوبي استفاده خواهد کرد و در موقعيتي نيست که بخواهد داوطلبانه و بدون جنگيدن تسليم شود. ... برايش ماندن در قدرت همه چيز است و از دست دادن آن معادل نابوديست، در چنين شرايطي نميتواند کوتاه بيايد... رژيم بخوبي ميداند که در کوتاه مدت نمي‌تواند بر اين بحران غلبه کند و در عين حال نبايد هزينه را نيز آنچنان بالا ببرد که به انفجار قهرآميز مردم بيانجامد و کنترل جنبش از دست نيروهاي معتدل خارج شود. خشونت بالا، حتي ترک‌هاي درون ديوار رژيم را نيز بزرگ‌تر کرده و به ريزش نيروهاي بيشتري مي‌انجامد. بر اساس رفتار هر دو نيروي رو در رو در بيست و دو بهمن است که مي‌توان نتيجه گرفت، همچنان که پيروزي‌هاي اوليه، جنبش سبز ما را دچار خام‌انديشي و خودبزرگ‌بيني کرد؛ در عوض نيروهاي... را به هوشياري بيشتر واداشت. درس‌هاي روز بيست و دو بهمن را بايد بخوبي آموخت. اين روز نشان داد که ما به خوش‌خيالي دچار شده‌ايم، اينکه به فکر برنامه‌اي دراز مدت براي مبارزه نيستيم، نشاندهنده چه مي‌تواند باشد بجز اينکه ما فکر مي‌کنيم در کوتاه مدت کار رژيم تمام است و اگر اين امر اتفاق نيافتد چه؟ از دو حالت خارج نيست: يا اين مبارزه بر اساس حوادثي غيرقابل پيش‌بيني، به سرعت و بطوري ناگهاني پيروز مي‌شود و رژيم در هم فرو مي‌ريزد. يا اينکه همپاي ما، آنان نيز با هشياري فرامي‌گيرند و از اينهمه امکانات مادي و معنوي‌شان به نحو بهتري استفاده کرده و مبارزه ما را با دشواري مواجه ساخته و پيروزي ما تا مدت‌ها به تاخير مياندازند. اينکه پيروزي زود رخ بنمايد و ما به پيروزي دراز مدت انديشيده باشيم، آسيبي بما نخواهد زد، اما برعکس، اگر دچار خوش‌خيالي پيروزي کوتاه مدت شويم و در عمل ناچاراً بخواهيم مبارزه اي دراز مدت را به پيش ببريم، ميتواند صدمات بسيار جدي بما وارد کند. ما با خوش‌خيالي تصور مي‌کنيم که اين فقط ما هستيم که در گذر زمان ياد مي‌گيريم که چگونه مبارزه کنيم و گويي... مخ خر خورده‌اند و توانايي فراگيري از وقايع روزمره را از دست داده‌اند. اين نوع خوش‌خيالي‌ها هم مي‌تواند برايمان گران تمام شود. در روز بيست و دو بهمن، ما مردم را به خيابان‌ها کشانديم تا خوراک تبليغاتي رژيم را چرب و نرم کنيم، گرچه که تمام دنيا صرفا بر اساس نظرنامساعدي که نسبت به رژيم دارند بر تبليغات آن به ديد? شک مي‌نگرند و اين يکي از برگ‌هاي برنده ماست، و مي‌پرسند: اگر شما اينهمه هوادار در ميان مردم داريد! پس چرا در سال‌هاي پيش نمي‌توانستيد چنين جمعيتي را به خيابان‌ها بياوريد؟ اما اينکه دنيا به ما حسن نظر دارد و به رژيم بدبين است، دليلي بر اين نمي‌شود که ما مردم را بازيچ? نقشه‌هاي رژيم سازيم، گر چه که به سهو. اگر اين امر چندين بار اتفاق بيافتد ديگر اعتماد مردم به "دانايي" جنبش، خدشه‌دار خواهد شد و اينگونه با اعتماد بدان برخورد نخواهند کرد. بايد بر اساس توازن قوا و نحوه چينش نيروها و اوضاع عمومي، حتي اگر لازم است از تحريم و گريز نيست استفاده کرد. در بيست و دو بهمن، تحريم تظاهرات...، نتيجه بهتري ميتوانست داشته باشد. ما بايد به چند خطاي اساسي در نحوه تفکرمان نسبت به اوضاع سياسي کشور، غلبه کنيم، که يکي از آن‌ها کوچک و نادان شمردن نيروهاي ... و از سوي ديگر بزرگ‌تر از واقعيت ارزيابي کردن نيروهاي خودمان است. اينکه تفوق کمي ما بر آنان را در شعار "مابيشماريم." به رخ دنيا مي‌کشيم نبايد ما را از ديدن امکانات تدافعي و تهاجمي کودتاگران غافل کند. ما نمي‌توانيم ارتباطات آنان را مختل سازيم، اما آنان به سادگي مي‌تواند تمامي امکانات ارتباطي‌مان اعم از تلفن يا موبايل يا اينترنت يا ماهواره را مختل سازند. اينکه ما بايد به تمامي اين موارد بيانديشيم و براي هر مختل‌کردني، جايگزيني بيابيم، بخش مهمي از مبارزه ما را تشکيل مي‌دهد. هرگاه به مبارزه بعنوان امري دراز مدت بيانديشيم نمي‌توانيم از موضوع "سازماندهي" صرف‌نظر کنيم. برقرار کردن سيستمي از ارتباطات که تامين کنند? راه جريان "اطلاعات" درون نيروهاي جنبش سبز باشد نيز امري گريزناپذير است. در نهايت اين برآيند نيروهاست که چگونگي دگرگوني اوضاع را رقم مي‌ زند. بايد نيروهاي خودمان را در دسترس‌مان داشته باشيم و با کنترل آنها در اوضاع متفاوت، به سوي پيروزي گام برداريم، هيچ جنبشي با سرگيجه گرفتن نتوانسته به پيروزي برسد و اينهم جمل? آخر: پيروزي‌مان را ما بايد رقم بزنيم و گرنه پيروزي‌مان حتمي و جبري نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار