
امين خرمي - ورود به بهمن ماه و نزديك شدن به ايام شكوهمند پيروزي انقلاب اسلامي همه ما را به ياد حركتي هدفمند براي رسيدن به مفهوم ملي و اسلامياي مياندازد كه براي آن خونهاي فراواني ريخته شد و خود آن حركت و درك مفاهيمي مانند استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي به چنان دغدغهاي براي تك تك مردمان ايران زمين بدل شد كه براي حفظ آنها كه به سادگي به دست نيامده بود قهرمانانه در نبرد تحميلي 8 ساله حاضر شدند و پس از آن نيز در تمام جبهههايي كه از سوي دشمنان براي از بين بردن كيان اسلامي و ايرانمان چيده شده بود با تمام قوا ايستادگي كردند و ثمره آن رشادتها امروز تاريخي 31 ساله است كه از رشد نهال جمهوري اسلامي ايران ميگذرد و آن را تبديل به درختي تنومند كرده كه ديگر آن را از باد و باران گزندي نيست.
اما دستيابي به مفهوم متعالي ملي با تمام وجوه پيدا و پنهان آن كاري نيست كه بتوانيم مدعي شويم روزي به پايان ميرسد چرا كه دشمنان ايران هيچگاه تاب استقلال و سرفرازي ايرانيان را نداشته و ندارند و بر همين اساس هر روز جبهههاي حمله خود را گسترش ميدهند و اين گسترش مواضع تهاجمي بيگانگان، امروز تا آنجايي پيشرفت كرده است كه دشمن فرهنگ و آرمانهاي مقدس ما را هدف گرفته تا با تضعيف آن بتواند زهر تلخ خود را بر پيكره نظام وارد كند و از اين روست كه در زمان حاضر لزوم توجه به هنر ملي بيش از پيش درك و لمس ميشود.
بر هيچ كس پوشيده نيست كه يكي از اساسيترين شيوههايي كه با كمك آن ميتوان به تقويت بنيه فرهنگ ملي در جامعه پرداخت حوزه هنر و آفرينش كارهاي هنري در تمام شاخههاي آن بهخصوص توجه ويژه به هنرهاي پرمخاطب و جذابي مانند تئاتر و سينماست. بر همين اساس و با اين مقدمه بر آن شديم كه به بهانه سي و يكمين سالگرد پيروزي انقلابمان، در هنر نمايش، اين هنر مانا، پويا و ارزشمند پيجوي واژهاي به نام «تئاتر ملي» باشيم كه به نظر ميرسد با كمال تاسف در طي يك دهه اخير كمتر به آن توجه شده است. آنچه در ذيل اين نوشتار از خاطر شما ميگذرد گفتوگويي است با هنرمندان شناخته شده تئاتر ايران درباره آسيبشناسي دلايل بي توجهي تئاتر ملي و مفهوم آن. تئاتر ملي اين روزها به گمشدهاي ميماند كه شايد غيبتش را در طي اين روزها و در ايام جشنهاي ملي خودمان بيش از پيش احساس ميكنيم.
تئاتر ملي حاصل فرديت هنرمند ايراني
نخست بايد دانست كه تئاتر ملي چيست و چه ويژگي هايي دارد و تا اين نکته بنيادين به روشني آشکار نشود از هر دري و با هر نگرشي كه وارد شويم نميتوانيم به هم انديشي دست پيدا كنيم. شايد سادهترين تعريف اين باشد كه تئاتر ملي، تئاتري است که در سرشت و ساختار و گوهر آن، ملي بودن را باز ميشناسيم. يعني تئاتر ملي در شيوه ساختاري اش، بايد نمايشي باشد که هر کس در هر جاي جهان آن را ببيند بي هيچ نشانه آشکار بيروني بتواند درك كند كه اين تئاتر از آن يك ايراني است. يعني اثر از انگشت ما در آثارمان نقش بندد.
در اين ارتباط، محمود عزيزي، نمايشنامه نويس، كارگردان و مدرس دانشگاه درباره مفهوم تئاتر ملي و دلايل غيبت آن در طي يك دهه اخير با بيان اينكه در اين نكته شكي نيست كه مفهوم ملي در تئاتر ما بايد به گونهاي لحاظ شود كه آن نمايش در اجراي خود براي مخاطب بتواند هويت ملي مد نظرش را بيان كند، ميگويد:«اين درست همان كاري است كه در ديگر هنرهاي ايراني ميتوانيم ردپاي آن را به وضوح ببينيم. هنرمند خالق کسي است که نام او در آفريده هنري اش آشکار باشد. چرا ما وقتي تنها يك بيت از فردوسي يا حافظ را كه ميشنويم براحتي ميتوانيم حدس بزنيم كه آن بيت از آن چه شاعري است؟ چون آن سروده هم به نابي فرهنگ و هويت ايراني است و هم نشان هنرمند خالقش را بر خود دارد. تئاتر ملي، تئاتري است که فرديت ايراني هنرمند نمايشگر را به فرديت فراگير ملي او پيوند ميزند و نبايد از خاطر فراموش كنيم كه اين دو از هم جدا نيستند، چرا كه همه ما فرزندان اين سرزمين هستيم و در دامن هنر ايراني به دنيا آمده و رشد كرده ايم. »
اين مدرس دانشكده هنرهاي زيبا در ادامه خاطرنشان ميكند:« با اين حساب به هيچ شكل پذيرفتني نيست كه اگر هنرمند نمايشگر ما در پي تئاتري است خلاقيت هنرمندانه اش را كه از فرديت و شخصيت او نشات ميگيرد، كنار بگذارد. براي رسيدن به مفهوم ملي در نمايش بايد تئاتري را پديد آورد که فراگير است و اين با توليد تئاتر سفارشي متفاوت است چرا که تئاتر برنامه ريزي شده به هيچ روي ملي نيست. پس با اين حساب هيچ هنرمندي نميتواند آگاهانه با پيش انديشي به آفرينش هنري دست بزند. و آفرينشي، به نام آفرينش هنري شناخته ميشود كه به صورت ناخواسته و ناآگاه در هنرمند به وقوع بپيوندد.»
تمركز بر توليد آثار سفارشي و دوري از تئاتر ملي
كارشناسان امر نمايش معتقدند كه يکي از زمينههاي بنيادين در تئاتر ملي بر پايه خصوصيت رفتاري ايراني استوار است. به معناي ساده تر اينكه سرنوشت تئاتر ملي را همين رفتار فردي است كه پايه گذاري ميكند. خب با اين حساب اين سوال پيش ميآيد كه رفتارهاي فردي و شاخص ما ايرانيها چيست؟ شايد در پاسخ به اين سوال و در كليترين حالت ممكن بتوان گفت كه همان رفتارهاي فراگير ما است، ما ايرانيها خصوصيات رفتاري خاصي داريم که ما را از ديگر مردمان جهان جدا ميدارد و اين رفتارها همان بازتاب فرهنگ ايراني ما است. به قول دكتر ميرجلال الدين كزازي: «منش و فرهنگ دو روي يک سکه هستند اما روي منش پنهان است و روي فرهنگ آشکار است. براي اينکه ويژگيهاي فرهنگي، کارکردي منشي بيابند بايد ساليان دراز بر آنها بگذارد. »
پري صابري،كارگردان شناخته شده عرصه تئاتر ملي در اين زمينه ميگويد:«ما ايرانيان فرهنگيترين مردمان جهان هستيم اما تئاتر ما نتوانسته از اين ظرفيت بالا استفاده لازم را ببرد و از آن مهمتر و عميقتر اينکه تئاتر ما از ادبيات جدايي گرفته و اين به خودي خود بزرگترين آسيب دستيابي به تئاتر ملي به حساب ميآيد. محصولي را ميتوان ملي خواند که مواد مصرف شده براي توليد آن همگي در کشور تهيه شده باشد پس با اين حساب براي توليد تئاتري ملي بايد هويت ايراني در آن حرف اول و آخر را بزند و توسط هر مخاطبي به راحتي ايراني بودن آن ادراك شود، يعني ساختار، قصه، ديالوگ، روايت و شخصيت يك اثر نمايشي ملي بايد لبريز از هويت ملي و ايراني باشد. اگر نمايشي بتواند با اين خصوصيات توليد شود قطعاً در داخل کشور با استقبال مردم روبهرو ميشود. نمايشهاي ميداني و خياباني ما مانند تعزيه، نقالي و. . . از جمله گونههاي تئاتري ايران بود که ظرفيت تبديل شدن به تئاتر ملي را داشت و در صورت تداوم و حمايت اين هنرها ميتوانستند بار عظيمي از مفهوم ملي را از دوش تئاتر ايران بردارند که متأسفانه به دلايلي نامعلوم راه ادامه حيات آنها مسدود شد. »
كارگردان نمايش «رستم و سهراب» با بيان اينكه ويژگيهاي ايراني در وجه هنري تئاتر ميتواند به خلق آثار ملي ناب و اثرگذاري بدل شود که حتي در خارج از مرزها نيز مورد تقدير همگان قرار گيرد، تصريح ميكند:«حيات طبيعي تئاتر ايران نيازمند تحولات مهم زيرساختي است. کمبود سالن هاي نمايش، عدم وجود كمپانيهاي خصوصي تهيه، توليد و ارائه نمايش براي جلوگيري از اعمال سليقه و تعيين تکليف يک نهاد خاص از جمله موانع بزرگ در راه رسيدن به تئاتر ملي به حساب ميآيند. آسيب وارده ديگر در راه دستيابي به تئاتر ملي، وجود تناقض در مفهوم واژه هنر ملي در ايران است، از سويي اين مفهوم پرشکوه، عظيم و مايه فخر فرهنگ مردم ايران است و از سوي ديگر وجود وجوه منفي چون قهرمان پرستي و امثال اينها که از روحيات ايرانيان است خود سبب ساز و مانعي در راه شکلگيري مفهوم ناب ملي در آثار نمايشي به شمار ميآيد. »
تئاتر ملي، قافله سالاري بي پرچم
تئاتر ملي آينهاي در برابر بخشي از جامعه است و نبايد فراموش کرد که تئاتر ملي، تئاتري صرفاً تمجيد گرا نيست و ميتواند منتقد هم باشد اما با اين حال و هوا و با هر رويکردي بايد براي عموم جذاب و ماندگار باشد. براي نزديك شدن به تئاتر ملي، بايد ضمن پذيرفتن وجه ملي بودن اين هنر دست به خلق آثاري بزنيم که بتواند با بومي سازي مفاهيم و قصه ها، شاخصه مهم سرگرم کنندگي و جذب کنندگي را در خود داشته باشد.
امير دژاكام، نمايشنامه نويس و كارگردان نمايش ضمن بيان اين مسأله كه سادگي يكي از مهمترين شاخصههاي تئاتر ملي است بيان ميكند:«تئاتر ملي بايد مثل پرچم ملي و سرود ملي در عين سادگي بيان کننده مفاهيم ملي باشد، با پيچيده کردن مفاهيم در تئاتر ملي تنها فاصله مان را با آن بيشتر مينماييم. با به نتيجه مشترك رسيدن بين كليه كارگردانان و نويسندگان درباره مفهوم نمايش ملي دستيابي به تئاتر ملي کار بسيار ساده و راحتي خواهد بود. معتقدم يکي از مهمترين آسيب هاي موجود در راه رسيدن به تئاتر ملي نبود قهرمان به معناي دقيق آن در آثار نمايشي ايران است. مولفه تئاتر ملي وجود قهرمان است چرا که با وجود اين قهرمانان حتي موضوعات تکراري ميتوانند دوباره سازي شوند اما متاسفانه آنقدر به ساخت آثار ابتدايي و تهي از عمق عادت کردهايم که اگر هم بخواهيم نميتوانيم به ساخت آثار فاخر نمايشي با مفهوم ملي دست پيدا كنيم».