کد خبر: 198857
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۰۰
خيز و جامه نيلي کن، روزگار ماتم شد دور عاشقان آمد نوبت محرم شد در محرم سينه‎ها غرق ملالي ديگر است جاري از چل چشمه دلها زلالي ديگر است با حلولش برنخيــزد جز فغان از عاشقان طاق ابروي محرم را هلالي ديگر است باز محرم رسيد، ميکده‎ها وا شدند تمام عاشقانت، واله و شيدا شدند باز محرم رسيد، اين من و گريه‎هايم رفع عطش مي‎کند، فرات اشک‎هايم باز محرم رسيد، دلم چه ماتمزده کسي ميان اين دل، خيمه ماتم زده باز محرم رسيد، شدم چه حيران و مست از اين همه عاشقي، دوباره‎ام مست مست باز محرم رسيد، شهر سيه‎پوش توست دل، نگران رنج خواهر مظلوم توست امام حسين عليه‎السلامهر كس اين پنج چيز را نداشته باشد از زندگي بهره‎اي نمي‎برد: عقل، دين، ادب، شرم و خوش خلقي . امام حسين عليه‎السلامسلام هفتاد حسنه دارد، شصت و نُه حسنه از آنِ سلام كننده و يكي، از آن جوابگو است. امام حسين عليه‎السلامكاري مكن كه از آن پوزش بخواهي زيرا مؤمن نه بد مي‎كند و نه عذر مي‎طلبد، و منافق هر روز بد مي‎كند و عذر مي‎خواهد. "تحف العقول، ص248"امام حسين عليه‎السلامشکرگزاري براي نعمت پيشين، نعمت تازه‎اي را سبب مي‎شود . امام حسين عليه‎السلامكسي‌ كه‌ تو را دوست‌ دارد، از تو انتقاد مي‌كند و كسي‌ كه‌ با تو دشمني‌ دارد، از تو تعريف‌ و تمجيد مي‌كند. "بحارالانوار، ج78، ص128" از حضرت امام حسين(عليه‎السلام)‌ پرسيدند فضيلت‌ چيست‌؟ فرمودند: "مالك‌ زبان‌ بودن‌ و ‌ نيكي‌ کردن." "بلاغة‌ الحسين(عليه‎السلام)‌، ص 332"امام حسين عليه‎السلامآن‌ كس‌ در صله‌ رحم‌ بهتر است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ خويشاونداني‌ كه‌ با او قطع‌ رابطه‌ كرده‌اند، دلجويي‌ و صله‌ رحم‌ نمايد. "بحارالانوار، ج78، ص121"امام حسين عليه‎السلامبهترين‌ ثروت‌ آن‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ وسيله‌ آن‌ آبروي‌ خود را حفظ نمايد. "بحارالانوار، ج44، ص 195"امام حسين عليه‎السلامكسى‌ كه‌ از تو حاجتى‌ خواسته‌ است‌، آبروى‌ خود را با درخواست‌ از تو ريخته‌ است‌، تو ديگر با رد كردن‌ او، آبروى‌ خود را نريز . "بحارالانوار، ج44، ص 196"امام حسين عليه‎السلامهيچ‌ امري‌ را نپذير مگر آن كه‌ خودت‌ را شايسته‌ آن‌ بداني‌. "اعيان الشيعه، ج1، ص 621"امام حسين عليه‎السلامحرص‌ و آز نوعي فقر رواني‌ است‌، و سخاوت‌ و بخشش‌ نوعي‌ بي ‌نيازي‌ است‌ . "تاريخ يعقوبي، ج 2، ص246"امام حسين عليه‎السلامدرباره‌ برادر مؤمنت‌ پشت‌ سر سخني بگو كه‌ دوست‌ داري‌ او پشت‌ سر تو بگويد. "بحارالانوار، ج‌ 78، ص‌ 127" امام حسين عليه‎السلامكساني‌ كه‌ رضايت‌ مخلوق‌ را به‌ بهاي‌ غضب‌ خالق‌ بخرند، رستگار نخواهند شد. "مقتل‌ خوارزمى‌، ج‌ 1، ص‌ 239"امام حسين عليه‎السلامهيچ‌ كس‌ روز قيامت‌ در امان‌ نيست‌، مگر آن‌ كه‌ در دنيا خداترس‌ باشد. "بحارالانوار، ج‌ 44، ص 192"امام حسين عليه‎السلامبترس‌ از ستم‌ كردن‌ بر كسي‌ كه‌ به‌ جز خدا ياوري‌ ندارد. "بحارالانوار، ج‌ 78، ص 118"امام حسين عليه‎السلامعقل‌ كامل‌ نمي‌شود مگر با پيروي‌ از حق‌. "بحارالانوار، ج‌ 78، ص 127"امام حسين عليه‎السلامهمنشيني‌ با فاسقان‌ انسان‌ را در معرض‌ اتهام‌ قرار مي‌دهد. "بحار الانوار، ج‌ 78، ص 122"امام حسين عليه‎السلامگريه‌ از روي‌ ترس‌ از خدا، موجب‌ رهايي‌ از آتش‌ است‌. "مستدرك‌ الوسايل‌، ج‌ 11، ص 245"امام حسين عليه‎السلامعجله‌ كردن‌، كم‌خردي‌ است. "بحارالانوار، ج‌ 78، ص 122"امام حسين عليه‎السلاماز نشانه‎هاي عالم، نقد سخن و انديشه خود و آگاهي از نظرات مختلف است . امام حسين عليه‎السلامعاجزترين مردم کسي است که نتواند دعا کند . "بحارالانوار، ج 93، ص 294"امام حسين عليه‎السلامهيچ کس در قيامت در امان نيست! مگر کسي که در دنيا ترس از خدا در دل داشته باشد. "مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 69"امام حسين عليه‎السلامبدرستي که شيعيان ما قلبشان از هر ناخالصي و حيله و تزوير پاک است. "فرهنگ سخنان امام حسين، ص 476" اينجا بهشت سرخ بدن‎هاي بي سر است اينجا نگارخانه‎ي گل‎هاي پرپر است اينجاست قتلگاه شهيدان راه حق اينجا مزار قاسم و عباس و اکبر استاينجا براي پيکر صد چاک عاشقان گرد و غبار کرب و بلا مُشک و عنبر است باز اين چه آتش است كه بر جان عالم است؟ باز اين چه شعله غم و اندوه ماتم است؟باز اين حديث حادثه جانگذار چيست؟ باز اين چه قصه‎ايست كه با غصه توام است؟ سالها گفتيم ما از کربلا از شهيد عشق و ميدان بلااز غمش بر سينه و بر سر زديم بوسه بر گهواره اصغر زديمباز هم گفتيم: مظلوما حسين! بي کس و بي بال و پر، تنها حسين! فرصت دهيد گريه كند بي صدا، فرات با تشنگان بگويد از آن ماجرا، فرات گيرم فرات بگذرد از خاك كربلا باور مكن كه بگذرد از كربلا، فراتچشم فرات در ره او اشك بود و اشك زان گونه اشك‌ها كه مرا هست با فرات حالي به داغ تازه‌ي خود گريه مي‌كني تا مي‌رسي به مرقد عباس، يا فرات از بس كه تير بود و سنان بود و نيزه بود هفتاد حجله بسته شد از خيمه تا فرات از طفل آب، خجلت بسيار مي‌كشم آن يوسفم كه ناز خريدار مي‌كشم در مشك تشنه، جرعه‌ي آبي هنوز هست اما به خيمه‌ها برسد با كدام دست؟ برخاست با تلاوت خون، بانگ يا اخا وقتي «كنار درك تو، كوه از كمر شكست»تيري زدند و ساقي مستان ز دست رفت سنگي زدند و كوزه‌ي لب تشنگان شكست! شد شعله‌هاي العطش تشنگان، بلند باران تير آمد و بر چشم‌ها نشست مي‎خواهم از خشکيدن دريا بگويم از تشنه کامي‎هاي ماهي‎ها بگويم روزي که آب از شرم و خجلت آب مي‎شد از داغ آن آلاله‎ها بي تاب مي‎شد من حرف‎ها از ظهر بي خورشيد دارم من شکوه‎ها از ماه، از ناهيد دارماي کاش آن روز آسمان خون گريه مي‎کرد هم ابر، هم رنگين کمان، خون گريه مي‎کرد مگر آن دست چه بخشيد به آغوش فرات که از آن بوي علمدار تو بر مي‎خيزد دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم بي عشق حسين اگر بميرم چه كنمفردا كه كسي را به كسي كاري نيست دامان حسين اگر نگيرم چه كنم عالم همه قطره‎اند و درياست حسين خوبان همه بنده‎اند و مولاست حسين اين زمين، کربُ بلاست، کعبه قالوا بلي است قتلگاه من صفا، مروه‎ام طشت طلاست هر کجا ملک خدا هست حسينيه توست هر که را مي‎نگرم شور محرم داردنه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال کعبه با ياد غمت جامه ماتم داردروضه خوان تو خدا، گريه کن تو آدم اشک ارثي است که ذريه آدم دارد دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداستمنبع:سايت تبيان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار