
رئیسجمهور آمریکا بار دیگر از عوامل اغتشاش در خیابانهای ایران حمایت کرد. باراک اوباما که مدتی است سیاست نرمش و انعطاف ظاهری را در برابر ایران در پیش گرفته و برای از بین بردن یکی از وجوه مشترک وحدت ایرانیها (مرگ برآمریکا) چندین بارخواهان مذاکره با ایران شده است در جریان سخنرانی خود پس از دریافت جایزه صلح نوبل؛ باز هم دست چدنی خود را از زیر دستکش مخملی بیرون آورد و با گفتن اینکه «به عزت خاموش اصلاحطلبان در خیابانهای تهران گواهی میدهم!» به عده معدود اغتشاشگران ایرانی وعده حمایت داد. جالب آنکه مراسم اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما در اسلو (پایتخت نروژ) در حالی برگزارشد که دهها هزار نفر از نروژیها تظاهرات گستردهای را علیه اوباما و سیاستهای آمریکا برگزار کردند.
طبیعی به نظر میرسد که آمریکا و سران کاخ سفید که همواره درکمین براندازی نظام به دنبال طعمههای سیاسی درون کشور بودهاند؛ از اقدامات عده معدود حامیان موسوی که در روز دانشجو با تابوشکنی و تحرکات آنارشیستی؛ ساحت حضرت امام خمینی(ره) را هتک حرمت نمودند ابراز خرسندی و حمایت کنند.
هتک حرمت ارزشهای دینی و مذهبی توسط حامیان موسوی در گذشته هم رخ داده است (از قبیل بستن روبان سبز به حیوانات؛ صحنههای رقص و آواز در شب شهادت حضرت زهرا (س)؛ پاره کردن عکسهای رهبری در آشوبها؛ به نماز جمعه ایستادن دختر و پسر با کفش و در کنار هم؛ حمله و به آتش کشاندن مسجد لولاگر؛ روزه خواری علنی در روز قدس با در دست داشتن بطریهای آب معدنی و. . . ) و حمایت آمریکاییان از بیحرمتی این جماعت به ارزشهای دینی نیز مسبوق به سابق است:
قبل از انتخابات، دستیار ویژه رایس خطاب به اوباما گفته بود «اصلاحطلبان در ایران بهترین اهرم هستند!» هیلاری کلینتون در بحبوحه آشوبها در ایران تأکید کرد که «دولت اوباما برای حمایت از اعتراضات در ایران اقدامات فراوانی انجام داده است»؛ باراک اوباما به طرز موذیانهای جایزه صلح نوبل خود را با یکی از کشتهشدگان حوادث پس از انتخابات تقسیم کرد و ماه گذشته هم معاون وزیر خارجه آمریکا در نشستی با نمایندگان کنگره آمریکا گفته بود:«دولت آمریکا از اصلاحطلبان در ایران حمایت میکند و حمایت از فعالان این طیف کاهش نیافته است.»
فیالواقع انتخابات ایران فرصت خوبی بود تا رئیسجمهور آمریکا که با شعار تغییر روی کار آمده بود با موضعگیریهای خود چهره روباه آمریکایی را بیش از پیش نمایان کند و پا جای پای خون آلود جرج بوش بگذارد چه آنکه جرج بوش نیز در دوران دیکتاتوری خود بارها از اصلاحطلبان حمایت کرد تا با به دام انداختن کهنهکاران سیاسی جبهه اصلاحات و تطمیع و تشویق آنها؛ تکرار سناریوی «فروپاشی از درون شوروی» را در ایران کلید بزند. در اواخر ماه گذشته، جرج بوش که برای افتتاح بنیاد بوش به یکی از دانشگاههای ایالت تگزاس رفته بود در یک سخنرانی، اصلاحطلبان ایران را «خط مقدم آمریکا» خواند و گفت: «آنها با چالشهای فراوانی روبهرو هستند و چشم امیدشان به ماست». مصادیق بسیاری از حمایتهای سردمداران آمریکایی از اصلاحطلبان رادیکال در دست است اما یک مورد که در صدر اخبار بسیاری از خبرگزاریها قرار گرفت به سخنرانی بوش در 5 ژانویه 2008 بر میگردد. او که به بهانه مبارزه با تروریسم در تدارک سفر به خاورمیانه بود در یک نطق رادیویی گفت: «صبح بخیر، سهشنبه من سوار بر هواپیمای ریاست جمهوری عازم سفری به خاورمیانه هستم. . . . این تنها یک نبرد نظامی نیست، مذهبی هم هست! سپس آمریکا باز هم در این منطقه حضور خواهد داشت. ما از دموکراتها و اصلاحطلبان از بیروت و بغداد تا دمشق و تهران حمایت خواهیم کرد و در کنار آنها خواهیم ایستاد».
پس از این نطق رادیویی، رهبر معظم انقلاب طی سخنانی در جمع مردم قم به مناسبت 19 دی در واکنش به این سخنان بوش اعلام کردند:«هم مردم و هم آن دسته ای که رئیس جمهور آمریکا از آن اعلام حمایت کرده است باید فکر کنند که چرا آمریکا می خواهد از آن دسته حمایت کند و از آن دسته چه نقصی داشتهاند که آمریکا را به فکر حمایت از آن انداخته است. حمایت آمریکا از هر کسی در ایران یک ننگ است. گروهها و افراد سیاسی علاوه بر متمایز کردن مرز خود با دشمن، باید مرز خود را با مزدوران، نوکران و افرادی که در خدمت دشمن هستند، نیز مشخص کنند».
جانبداری و حمایت آمریکاییان از اصلاحطلبان رادیکال به حدی آشکار و ملموس بوده است که درایام انتخابات یکی از اصلاحطلبان تندرو با این عنوان که «آمریکا غلط میکند از ما حمایت کند» به صورت تاکتیکی به حمایتهای آشکار آمریکاییان اعتراض کرد! غافل از آنکه وقتی ملتهای آزاده جهان به روباه آمریکایی که جایزه صلح نوبل را دریافت میکند اعتراض میکنند؛ او شاهدان هرجومرج طلبش را به میان میآورد و از حرمتشکنی و خوش رقصی آنان حمایتی تمام عیار میکند و بار دیگر مهر ننگ و رسوایی را بر پیشانی آنان میگذارد.