کد خبر: 197553
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۷
سینمای اجتماعی
بازار سینما سکه‌ای برای هوا انداختن ندارد و اگر هم داشته باشد آنقدر کج است که هزار چرخ هم بخورد مشخص نمی شود شیر خواهد آمد یا خط.
شاید دچار دگردیسی شده و یادش رفته که مسؤولیتی در حوزه اجتماعی دارد. گهگاهی هم که این وظیفه یادش می‌آید هزار اما و اگر و چرا برایش می‌بافند تا برود و دیگر پشت سرش را نگاه نکند.
گویی اصلاً نباید به این حوزه وارد شود تا عده‌ای آزار نبینند و چون سدی مستحکم جلویش نیستند تا کرکره را پایین بکشند و با حنجره‌ای باد کرده فریاد بزنند «کافه تعطیله».
به هر حال در سینمای امروز ما عناصر اجتماعی کمتر بها داده می‌شوند به نحوی که می‌توان گفت این دست از فیلم‌ها، تهیه‌کنندگان و کارگردانانشان را به انزوا کشیده شده اند.
گذری بر سالن تاریک و خلوت سینماها نشانگر این واقعیت است که سینما به ژانرهایی اختصاص یافته که فقط گیشه محور هستند و در آنها توجهی به ذائقه واقعی مخاطبان نمی‌شود.
سینما به عنوان یک رسانه موظف است همه ابعاد اجتماعی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و از این طریق لایه‌های پنهانی را که در پس دود و ترافیک شهر نهفته شده‌اند به جامعه ارائه نماید، در حالی که بیشتر فیلم‌هایی که امروز به روی پرده می‌روند تکرار عاشقانه‌هایی است که نهایت ماجرایشان وصال، خودکشی، فرار و یا مهمان گلوله‌های مرگ شدن است. حال با توجه به این موضوع باید دید که آیا نقش این رسانه به همین موضوع خلاصه می‌شود و یا اینکه این رسانه وظیفه خود را به فراموشی سپرده است؟
انسیه شاه حسینی کارگردان سینما می‌گوید: «سینما یکی از تاثیرگذارترین رسانه‌هایی است که نقش بسزایی در بیان مشکلات و معضلات اجتماعی دارد. این رسانه به دلیل برخورداری از گستره‌ای وسیع از مخاطبان می‌بایست به نحوی طی مسیر کند که واقع گرایی در آن نمود داشته باشد و از شعارزدگی و منفی بافی خودداری شود. اگر چنین رویکردی در سینما نهادینه شود و مسائل اجتماعی بی هیچ گونه هراس و بدون هیچ گونه خود سانسوری به روی پرده بیاید می‌توان گفت که این رسانه به نقش خود به خوبی عمل نموده است و توانسته با بیان حقایق اعتماد مخاطبان را جلب کند».
شرایط حاکم نه تنها نتوانسته حقایق جامعه را جز در موارد معدودی به خوبی بیان کند بلکه دچار افراط و تفریط شده و همین موضوع علت اصلی خالی ماندن بسیاری از صندلی‌های سینما شده است. صندلی‌هایی که چشم انتظار از راه رسیدن مخاطبانی است که سالیان سال پا بر روی فرش قرمز سالن نگذاشته‌اند.
شاه حسینی در ادامه به واگذاری سینما به بخش خصوصی اشاره می‌نماید و می‌گوید: « سینما به مانند یک کشتی بود که در یک اقیانوس متلاطم طی مسیر می‌کرد. واگذاری این کشتی به بخش خصوصی باعث گردید تا سکان حرکت آن از دست خارج شود و با صخره‌هایی بزرگ برخورد نماید. این برخورد به حدی وخیم بود که آن را به بخش‌های متعددی تقسیم کرد. هر کس که در این کشتی بود با توجه به میزان توان مالی‌اش بخشی از آن را در دست گرفت تا به ساحل مقصودش برسد. بدون آنکه توجه خاصی به نوع فیلم‌نامه و نوع ساخت داشته باشند. این گونه ساخت فقط گیشه را مد نظر قرار داد و سینما را در اغماقی که هم اکنون دچار آن شده فرو برد. در این بازار آشفته که هرکس فقط به فکر ساخت فیلم و به دست آوردن سرمایه است صاحبان فکر و اندیشه را به حاشیه کشانیده تا جایی که فیلم‌هایی که آنان با سختی بسیار تهیه می‌کنند از اقبال مناسبی برخوردار نمی شوند و در پاره‌ای از موارد به علت صراحت در بیان معضلات با دیوارهای بلندی از بایدها و نبایدها برخورد می‌کنند که همین موضوع باعث می‌شود تا آنان بر خلاف سایر کارگردانان بیش از پیش به حاشیه کشیده شوند.
در پاره‌ای از موارد مسؤولان امر در تولید فیلم‌های ارزشی – اجتماعی حمایت‌های بسیار مناسبی را انجام می‌دهند؛ این در حالی است که یک فیلم که از زوایای پنهان جامعه الهام گرفته نه تنها در زمان تهیه نیازمند حمایت است بلکه در زمان پخش نیز می‌بایست مورد حمایت جدی قرار گیرد تا از این طریق مانند طفل کوچکی که هنوز توان زندگی در اجتماع را ندارد رها نشود و التهابات، آن را مورد آماج خود قرار ندهند.
حسینی با گلایه از وضعیت موجود می‌افزاید: نگاه گیشه محورانه به سینما مانع از رسیدن به یک سینمای ناب اجتماعی و ارزشی است. تنها راهی که می‌توان از طریق آن ارزش را به سینما بازگرداند مداخله دولت و حمایتش از صندلی‌های خالی است. وقتی تهیه کننده و کارگردانی بداند که از پشتگرمی خاصی برخوردار است می‌تواند تولیدات خود را به مسائل روز اجتماعی متمرکز کند و از طریق آن نام خود را در آثار با ارزش ثبت کنند.
نکه قابل توجه اینجاست اگر هم صحبت کارگردانان و تهیه کنندگانی که به گیشه علاقه بیشتری نسبت به محتوا دارند بنشینیم به این نکته پی خواهیم برد که آنان نیز از تولید این دست از فیلم‌ها رضایت ندارند و می‌خواهند بر موج سلایق مبتذل جامعه سوار شوند و «زبان گویای آن باشند.» زبانی که هر از چند گاهی در گلو فشرده می‌شود و نایی برای فریاد به دست نمی‌آورد.
سینمای اجتماعی فارغ از هرگونه نگاه بازاری و میزان فروش اقدام به نمایش تمام نمایی از جامعه می‌کند که در آن هنرمند هم راستا با جامعه و در پاره‌ای از موارد جلوتر از آن اقدام به تصویرسازی جامعه نموده است و از این طریق مسؤولین را نسبت به وجود معضلات آگاه و آنان را با تلنگری کوچک از مشکلاتی که در پس بسیاری از مسائل می‌تواند به وجود آید مطلع می‌نمانید.
در سینمای اجتماعی می‌بایست به این نکته توجه داشت که امر اجتماعی یعنی امری که تعداد کثیری از مردم جامعه با تنوع و تکثر معمولشان در آن مساله سهیم باشند و علل پیدایش آن نیز نه یک دغدغه شخصی، بلکه مسائل عام اجتماعی باشد. بنابراین یک فیلم اجتماعی فیلمی است که در آن به یک مساله اجتماعی از زاویه اجتماعی نگریسته می‌شود. باید توجه داشت که در این دست از فیلم‌ها نباید نگاهی کلیشه‌ای به موضوع شود چرا که فیلم سازی که اقدام به ساخت فیلم اجتماعی می‌نماید باید دغدغه مردم را داشته باشد و زبان گویای مردم به حساب آید تا از این طریق بیننده بیش از پیش برای دیدن فیلم ترغیب شود زیرا فیلمی که بیننده نداشته باشد به قطع یقین از جایگاه خاصی نیز برخوردار نمی‌باشد.
اما نکته قابل توجه که می‌تواند افق‌هایی جدید را به روی سینمای اجتماعی باز نماید اظهارات و حسن توجه ریاست محترم جمهور به سینمای اجتماعی است. دکتر محمود احمدی‌نژاد سینمای اجتماعی را پرچمدار مبارزه با بی‌عدالتی و ظلم و مدافع کرامت انسانی می‌داند و می‌گوید: سینمای اجتماعی که براساس روح متعهدانه هنرمند شکل گرفته باشد، می‌تواند گامی مهم در رشد و ارتقای سینمای ایران باشد، گامی که به رونق بیشتر این سینما و استقبال مردم از آن منجر خواهد گردید. اندیشه آرمانی اسلام ناب، تنها اندیشه‌ای است که می‌تواند جان تشنه بشر امروز را سیراب سازد و کدام روش بهتر از هنر وکدام هنر بهتر و موثرتر از سینما؟ هر مفهوم و پیام انسانی و ارزشی، بی‌شک پیامی دینی است و بالاترین ارزش‌ها در ادیان الهی حفظ کرامت انسان‌هاست. سینمای اجتماعی می‌تواند پرچم‌دار مبارزه با بی‌عدالتی و ظلم و مدافع کرامت انسانی باشد.
اما باید اذعان کنیم از این ابزار کارآمد و تاثیرگذار در کشور ما استفاده گسترده‌ صورت نگرفته و سینمای اجتماعی ما، به خصوص سینمای فرهنگ‌ساز و به طور مثال در عرصه مبارزه با موادمخدر و آسیب‌های اجتماعی هنوز قالب و ساختار جدی پیدا نکرده است و از همین رو است که سینمای تاثیرگذار، جهت بخش و هشدار دهنده و آگاهی بخش نداریم.
احمدی‌نژاد در ادامه می‌افزاید: تحلیل و بررسی ناهنجاری‌ها و معضلا ت تا کنون در سینمای اجتماعی ایران جامع‌نگر نبوده و به همین دلیل پیام و هشدار تأثیرگذار و لازم به مخاطب ارائه داده نشده است. فیلمساز اجتماعی نیاز دارد برای بیان دردها و معضلات جامعه به همه ابعاد اعم از بعد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی توجه کرده و سپس با پرداخت‌های داستانی معضل و آسیب جامعه را بیان کند.
وی با بیان این که نگاه فعلی سینما به معضلات تنها یک نگاه تک بعدی است، می‌افزاید: فیلم‌های اجتماعی باید به گونه‌ای ساخته شوند که علاوه بر نشان دادن شفاف و صریح معضلات، پیام و راهکارهای موثر برای جلوگیری و پیشگیری از این آسیب‌ها به صورت غیر مستقیم به فرد آسیب دیده، خانواده و نیز جامعه ارائه شود.
توجه ریاست جمهوری به سینمای اجتماعی و جایگاه آن در تبیین مسائل روز امید بخش این موضوع است که فیلم سازان اجتماعی قرار است از این پس دیگر با توقیف، ممیزی و سانسور و تعدیل کمتری رو به رو شوند و مسائل اجتماعی را با دیدی بازتر بر روی پرده نقره‌ای سینما در معرض دید مخاطبان قرار دهند تا شاید با این روش صندلی‌های خالی صاحبان واقعی‌شان را پیدا کنند و کمتر در کنج خلوت خود بیتوته کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار