حمید نورشمسی - ساخت مقبرهای برای پاسداشت مقام مهدی آذریزدی از روز نخستین درگذشت او موضوعی بود که در میان تمامی اهالی ادبیات و مسؤولان مورد تأکید قرار گرفت اما به نظر میرسد این موضوع امروزه در پیچ و خم تشکیل بنیادی به نام وی در دست فراموشی است.همیشه رسم و عادت ما گویا بر این بوده است که وقتی چیزی را نداریم و یا آن را از دست دادهایم، هزار مرثیه و ترانه برای آن میسراییم، هزار گفتوگو و ترانه در مصیبت از دست دادنش به زبان جاری میکنیم و هزار کار که شاید تنها در موقعیت خاص آن رخداد عمل به آن را ضروری میدانیم.انگار رسم ما است که تنها در پی قصیدهسرایی و چاووشخوانی برای نداشتههایمان باشیم و سرودن غزلی در رسای آنچه داریم و باید دوست بداریمش با تن و جانمان بیگانه شده است.در روزهایی که در هر روز در پی هم آمدند و رفتند، بخشی از خاطرات کودکی و نوجوانی خود را از دست دادیم. مهدی آذریزدی با تمام کتابهایش، دردهای آویخته بر جان و تنش و تمام بدخلقیهایی که از روزگار برای او بر جای مانده بود سرانجام مهمان ابدی خاک شد و خود بیت آخر مثنوی بلند خاطراتی شد که سالهای سال در پی سرودن آن بود.نویسندهفرهنگساز، در غبار فراموشیاز روز نخست درگذشت آذریزدی ایجاد بنایی و مزاری که بتواند شایسته نام او و یادآور مناسبی باشد، برای آنچه از او به عنوان یادگار بر سینه ادبیات داستانی کودک و نوجوان ایران حک شده است، نقل زبان تمام محافل ادبی و فرهنگی شد.آذریزدی در ابتدا بر اساس تصمیم تنها بازماندهاش «محمد صبوری» قرار بود میزبانی قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران را برای خود برگزیند؛ اما آنچه در روزهای بعد از آن از سوی فرزندخوانده وی تهدید و فشار از سوی شرکتکنندگان در مراسم تشییع آذریزدی علیه او اعلام شد، سرانجام حسینیه خرمشاد یزد در جوار خیابان و منزل مهدی آذریزدی در شهر یزد را میزبان ابدی او کرد.مزار آذریزدی تا چهلمین روز پس از درگذشت وی حتی فاقد سنگی بود که نام او را بر گوری که قرار است بخشی از خاطرات ادبیات داستانی ایران را نمایندگی کند، نشان میداد.در همان ایام نیز با انتشار تصاویر این مزار محقر در رسانههای گروهی و نیز انتشار صحبتهایی از «محمدعلی خواجهپیری»، مشاور سابق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس پیشین مرکز ترویج و توسعه فعالیتهای قرآنی کشور مبنی بر اینکه اگر مسؤولین استانی از عهده ساخت این بنا برنمیآیند، این مرکز به نمایندگی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمادگی این کار دارد، مسؤولین استانی یزد را در صدد پاسخگویی در برابر ساخت این مقبره واداشت. در همان ایام «محمد ملک ثابت» رئیس حوزه هنری استان یزد در مقام پاسخگویی به این موضوع اظهار داشت: «این موضوع که اداره ارشاد استان یزد را از سایر نهادهای اجرایی مسؤول در استان، برای ساماندهی مقبره آذریزدی جدا کنیم، مایه تعجب است.هیچ مسؤولی و ادارهای در سطح استان بیشتر از اداره ارشاد از قدرت رایزنی و نیز امکانات مالی برخوردار نیست.اگر به زعم مسؤولان مرکز هماهنگی، توسعه و ترویج فعالیتهای قرآنی کشور کمکاری در زمینه ساماندهی آثار و مقبره مرحوم آذریزدی صورت گرفته، ابتدا باید مجموعه ارشاد استان یزد نسبت به آن احساس مسؤولیت کنند». وی در ادامه افزود:«به دلیل ضعف سیستم اطلاعرسانی استان و یا ضعف شیوههای اطلاعگیری در تهران، متأسفانه گزارشهای حقیقی و صحیحی از وضعیت رسیدگی به آثار و مقبره مرحوم آذریزدی و نیز روند تأسیس بنیاد آن مرحوم که حاصل فعالیت تمامی دستگاههای اجرایی استان بوده، به تهران ارائه نشده است».بنیادی که تنها نامی از خالقش را به دوش میکشیدهمزمان با این اظهارات، زمزمههایی مبنی بر تشکیل بنیاد فرهنگی مهدی آذریزدی در سطح استان به منظور ساماندهی آثار نوشتاری و معنوی بر جای مانده از او به گوش رسید.بنیادی که از قرار معلوم با هدف سازماندهی فعالیتهای فرهنگی پیرامون مهدی آذریزدی و نیز ساماندهی مزار و مقبره او به عنوان یک جاذبه فرهنگی و توریستی برای استان قرار بر تأسیس آن شد.این بنیاد با عضویت جمعی از مسؤولان استانی و فرهنگی و دانشگاهی یزد و نیز نمایندهای از خانواده آذریزدی در دست تأسیس قرار گرفت. هیأت مؤسس آن نیز در ادامه با تشکیل جلساتی به طرحریزی برای ایجاد مبنایی برای کار خود پرداختند.«علیرضا دشتی»، معاون سیاسی امنیتی استاندار یزد، اوایل آبان ماه امسال در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، در این رابطه اظهار داشت: اعضای هیأت مؤسس این بنیاد در حال حاضر تعیین شدهاند و احکام آنها نیز بهزودی ارائه خواهد شد. هیأت مؤسس باید در قدم اول به تهیه یک اساسنامه و نیز ایجاد یک هیأت علمی اقدام کند تا با تصویب این تأسیس این بنیاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی سایر فعالیتهای آن از زاویه همین بنیاد قابلیت اجرایی پیدا کند.دشتی در ارتباط با منابع تأمین هزینه برای فعالیت بنیاد نیز گفت: هزینه فعالیتهای بنیاد از محل بودجه فرهنگی دستگاههای دولتی و نیز جذب سرمایه از سوی خیرین سطح استان انجام خواهد گرفت.با این سخنان این موضوع که تنها تأمین منابع مالی مانع روند رو به جلو برای ایجاد مقبرهای درخور شأن مهدی آذریزدی بودهاند خود را دارای یک رقیب دیگر نیز دید که عبارت بود از پیچیدگی فعالیتهای اداری برای ساماندهی راهاندازی یک بنیاد عظیم فرهنگی، پژوهشی و تحقیقاتی که نشان از فاصله دور و دراز تحقق ساخت آرامگاهی بر روی مزار مهدی آذریزدی بود.دشتی در بخش دیگری از سخنان خود به صورت تلویحی از مکان در نظر گرفته شده برای ایجاد یک بنای فرهنگی متناسب با جایگاه مهدی آذریزدی نیز اظهار نارضایتی کرد و گفت:«این مکان برای توسعه با محدودیتهایی مواجه است، اما زمینه مساعد برای رشد و توسعه این مکان نسبت به آنچه امروز میبینیم فراهم است.آنچه اکنون انجام شده، انتظارات ما را برآورده نمیکند، اما به نظر میرسد تا یک ماه آینده و پس از اینکه تشکیل بنیاد پژوهشی فرهنگی آذریزدی صورت عملی به خود بگیرد، این موضوع با جدیت بیشتری سازماندهی خواهد شد».از سوی دیگر در همان ایام «محمد عالیشوندی» مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانداری یزد نیز بدون اشاره به این گونه محدودیتهای اجرایی از اعلام فراخوان کشوری برای ساخت بنای یادبود بنیاد آذریزدی خبر داد و به ایکنا گفت:«آنچه که ما به عنوان بنای یادبود مرحوم آذریزدی درصدد ایجاد آن هستیم، در واقع بنایی است که بتواند با ایجاد جاذبههای گردشگری علاقهمندان زیادی را به سمت خود بکشاند و در نتیجه به آشنایی بیشتر با منش و آثار مرحوم آذریزدی تبدیل کند».وی افزود:«آنچه به عنوان بنای یادبود آذریزدی در دست ساخت قرار خواهد گرفت، باید دارای تمامی مؤلفههای معماری ایرانی، اسلامی و نیز ویژگیهای خاص معماری کویر و استان یزد باشد و به همین منظور در نظر داریم علاوه بر اعلام فراخوان عمومی کشوری از استادان برجسته معماری کشور نیز دعوت به عمل آوریم تا در کنار این فراخوان با ارائه نظرات و موضوعات پیشنهادی خود در ساخت این بنای یادبود با ما به همکاری بپردازند».آنچه تاکنون از پس این اظهارات باقی مانده است، عدم انتشار فراخوانی عمومی بود که پیش از این قول ارائه آن داده شده بود و جدای از این گویا تشکیل بنیاد آذریزدی نیز به هزار مصلحت ناگفته در حال خفا در حال پیگیری است.به نظر میرسد در میان تمامی اظهار امیدواریهای انجام شده از سوی مسؤولان استانی یزد، ساخت این بنا و مقبره، خود را در حاشیه تأسیس بنیاد مهدی آذریزدی میبیند و با توجه به پیچیدگیها و زمانبری تأسیس آن که باید به دلیل ارتزاق از بودجه دولتی به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز دست یابد، همچنان در حاشیه فراموشی قرار خواهد گرفت.بوی ناامیدی از اظهار امیدواریها به مشام میرسدآنچه اکنون از مزار مهدی آذریزدی در زادگاهش و در چند متری منزلی که او از درون اتاقهای محقرش به خلق جهانی سراسر به قاعده و انصاف برای ما میپرداخت، برای دیده شدن وجود دارد؛ محوطهای است سیمانی به مساحت تقریبی پنج متر مربع که در میان آن سنگ سیاهی نام و محل دفن او را یادآوری میکند.و جالبتر اینکه این مزار در ساعتهای متمادی از روز با قفل بزرگی بر در محوطه ورودی این گورستان خود را مواجه میبیند.شاید امروز برای انتقاد از اینکه روند اجرایی این مقبره با تأخیر در ساخت روبرو شده است، را کمی زود بدانیم اما آنچه از مشاهده این مزار به چشم میآید، بیانگر به نوعی حاشیه رفتن در پاسداشت میراث آذریزدی است.درحالی که انتشار و تجدید چاپ آثار او هنوز از سامان مشخصی برخوردار نیست و برخی از این آثار نیز میان نهادهای انتشاراتی و صنفی ادبی دست به دست میچرخد و مجموعه فرهنگی که پیش از این وعده ایجاد آن در محوطه مزار مهدی آذریزدی داده شده بود، رنگی از واقعیت به خود ندیده است، باید دید آیا تشکیل نهاد پرجاذبهای مثل یک بنیاد فرهنگی قادر خواهد بود به سازماندهی میراث به جای مانده از صاحبنام خود بپردازد و یا اینکه صرفاً به دنبال خلق نام و اهداف دیگری است که در ذیل نامی دهان پرکن مثل مهدی آذریزدی قابلیت تحقق به خود خواهد گرفت.این موضوعی است که گذر زمان آن را به زودی مشخص خواهد کرد... .