
این روزها موضوع «تفکیک جنسیتی در دانشگاههای کشور» به یکی از سوژههای داغ و خبرساز روز تبدیل شده است. هر چند این موضوع، مسأله تازهای نیست و به قول معروف « قصهاش سر دراز دارد» اما بار دیگر از سوی برخی جریانها با اهدافی خاص برجسته و پررنگ شده است. اوایل انقلاب و بعد از ماجرای انقلاب فرهنگی و بازگشایی دانشگاهها، گروهی به دیدار امام خمینی(ره) رفته و خبر بازگشایی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را به ایشان اطلاع دادند. این افراد با شوق و ذوق خاصی به امام(ره) میگویند که برای اسلامیکردن دانشگاهها، در کلاسهای درسی بین دختران و پسران پرده کشیده شده! امام(ره) با عصبانیت آنها را شماتت کرده و دستور میدهد که «زود بروید این پردهها را بردارید.»
در طول 30 سالی که از عمر انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران میگذرد دانشگاههای ملی با طرح تفکیک جنسیتی روبهرو نشده است. مروری بر مشی امام(ره) و نیز مقام معظمرهبری - که در آن مقطع رئیسجمهور بودند- درخصوص شماتت افرادی که بین دانشجویان دختر و پسر «پردهکاری» کرده بودند و مروری بر سیاست نهادهای مرتبط با دانشگاه در جمهوری اسلامی نشان میدهد که سیاستی به نام «تفکیک جنسیتی» در دستور کار مدیران قرار ندارد. اما موضوع تفکیک جنسیتی نباید با طرح «سلامت فرهنگی در دانشگاهها» اشتباه گرفته شود. متأسفانه طی سالهای اخیر، در فضای دانشگاههای کشور برخی مرام و مسلکهای نامتعارف و نابهنجار شکل گرفته که موجی از نگرانی را در کانون خانوادهها به وجود آورده است. افزایش درصد روابط نامتعارف جنسی، خرید و فروش و استعمال مواد مخدر در خوابگاههای دانشجویی، رشد تفکرات پوچگرایانه در محافل دانشجویی، افزایش میزان خودکشی دانشجویان( سالانه 4200 مورد خودکشی دانشجویی) و در نهایت افت شدید تحصیلی دانشجویان و پرت شدن آنان به سمت حواشی سبب شده که فضای دانشگاهها از دایره سلامت خارج شود. عموم کارشناسان و صاحبنظران فرهنگی و اجتماعی در این قول متفق و همعقیدهاند که «دانشگاه، نیاز به سالمسازی دارد». اما توجه ویژه به این نکته لازم و واجب است که سالمسازی فرهنگی دانشگاهها باید در چارچوب قانون اساسی و قوانین موجود صورت گرفته و به تأیید کارشناسان بیطرف و خبره فرهنگی و اجتماعی برسد.
تدوین طرح سالمسازی فرهنگی یک بحث است و اجرای آن بحثی دیگر. اولی را باید حلقهای از نخبگان فراهم کنند و دومی را باید نهادهای مسؤول به اجرا در آورند. هم مسؤولان و هم نخبگان نباید به صورت هیجانی و شتاب زده با این طرح بنیادی برخورد کنند. این طرح یک نیاز اجتماعی و یک خواسته عمومی است و شتابزدگی در تدوین و اجرای آن مساوی است با مرگ «سالم سازی فرهنگی» و تشدید روند ناسالمیکه اکنون بر این فضا حاکم است.