
یکی از آسیبهای جدی دانشگاه آزاد اسلامی، عدم شکلگیری هویت تشکلی و جنبشی مجموعههای دانشجویی است. به رغم جمعیت بیشتر دانشگاه آزاد- نسبت به دانشگاه های سراسری- در افکار عمومی دانشجویان درون و بیرون دانشگاه آزاد، باور به وجود تشکل مستقل و جریان ساز در این دانشگاه وجود ندارد. شاید دلیل اصلی آن عدم احساس تعلق دانشجو به محیطهای دانشگاهی در دانشگاه آزاد باشد. اما مسأله اصلی، سازوکارهای مدیریتی و هرمی بودن تصمیمات است. بدین معنی که تشکلهای غیر همسو با مدیریت دانشگاه تاکنون نتوانستهاند به حیات و بقای خود ادامه دهند. در حوزه دانشگاههای دولتی، بهرغم جابه جایی جناحهای سیاسی کشور، در دانشگاهها معمولاً بر روی تفکرات مختلف باز است و میتوان در جلسات دانشجویی به نقد دولت، وزارت علوم و حتی دانشگاهی که برنامه در آن اجرا می شود، پرداخت و اصولاً در دانشگاههای سراسری شأن دانشجو توسط کارکنان بخشهای مختلف آموزش دانشجویی و... در حد بالاتری محترم شمرده میشود. این در حالی است که بخشی از کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی وقعی به دانشجو نمیگذارند. شاید علت اصلی عدم توجه به هویت، شأن و مطالبات دانشجویی، عدم نگرانی از حرکات دانشجویی و اطمینان از عدم شنیدن صدای دانشجو باشد. تشکل اسلامی« سادا» نمونه این نگرش است. انتقاد دانشجویان عضو این تشکل از وضعیت دانشگاه آزاد، آنان را با بیمهری و نهایت انسداد فعالیت دانشجویی مواجه کرد، به صورتی که نهادهایی مانند نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها نیز تاکنون نتوانسته است نسبت به حل این موضوع اقدام نماید. مدیریت دانشگاه آزاد در طول 8 ساله اصلاحات هیچ فرد اصلاحطلبی را برای سخنرانی در دانشگاه آزاد راه نداد و علت اصلی آن ساختار شکنی این افراد از یکسو و حساسیت منفی آنان نسبت به آیتالله هاشمی رفسنجانی، از سوی دیگر بود. اگر چه اصل آن اقدام قابل تقدیر است اما متأسفانه این رویه مبتنی بر مبانی صحیح و پایدار نبود؛ زیرا در دولت نهم و دهم همان کسانی که از حضور در دانشگاه آزاد منع میشدند، از حق تقدم برخوردار شدند و امروز ورود سخنرانان دعوت شده توسط تشکلها به دو شرط پذیرفته میشود؛ یا باید فرد مدعو مخالف دولت باشد یا برنامه به صورت مناظره برگزار شود. مدیران دانشگاه آزاد نسبت به تخلفات«سادا» هیچ اظهار نظری نکردهاند و نسبت به اقدام خود نیز اطلاعرسانی لازم را انجام ندادهاند. نکته جالبتر، عدم اعتراض اصلاحطلبان و تجدیدنظرطلبان نسبت به این مسأله است. اگر چنین برخوردی با تشکلی در یک دانشگاه دولتی میشد رسانههای اصلاحطلب چه اقدامی میکردند؟ این در حالی است که «سادا» تشکلی نیست که درون یک دانشگاه باشد، بلکه اتحادیه سراسری است و چندین دانشگاه را تحت پوشش تشکلی خویش دارد. اشتباه اصلی مدیران دانشگاه آزاد این است که هر حرکت اعتراضی به مدیریت دانشگاه از سوی دانشجویان را به دولت یا حامیان آن ارجاع میدهند، در حالی که خاصیت دانشجو نقادی، سوءظن، عدالتخواهی و تحولگرایی است. این ویژگی ذاتی دانشجو است و دلیل اصلی آن عدم آلودگی دانشجو به قدرت و ثروت است، لذا میطلبد مدیران دانشگاه آزاد ظرفیت تحمل خویش را افزایش دهند و نقادی دانشجویان را با آغوش باز بپذیرند، حتی اگر مطالبه و نقادی آنان همه به واسطهکم تجربگی یا کمبود اطلاعات اشتباه باشد.