
فرمان تشکیل ارتش 20 میلیونی از سوی معمار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) در 5 آذر 1358 یعنی کمتر از یک ماه پس از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) صادر شد. دقیقاً همان زمان که احتمال شکلگیری توطئههایی در داخل و خارج در سطح گسترده مطرح بود و اوضاع و شرایط داخلی نیازمند شکلگیری پشتوانهای دفاعی به گستره طول و عرض جغرافیای کشور و حاضر در تمام سطوح قشری، صنفی و اداری تدبیر تشکیل بسیج صادر گردید. چرا که نه تنها سقوط شاه و تسخیر لانه جاسوسی به آمریکا لطمه جدی زده و آثار این حرکت قهرمانانه و خارج از چارچوبهای سکولار رایج تا آن زمان بیداری اسلامی را در سطح منطقه رقم زده بود، بلکه تسخیر لانه جاسوسی و برملا شدن ضعف اساسی لیبرالهای داخلی و دولت سازشکار آقای بازرگان پالایشی اساسی در داخل نیز صورت داده و اسناد کشف شده از سفارتخانه آمریکا احتمال رسوایی برخی از جریانات نفوذی را تشدید کرده بود. کنارهگیری مرحوم بازرگان و فروپاشی دولت وی و اضطراب بنیصدر از حرکت دانشجویان و محکومیت آنان اولین پیامدهایی بود که علائم شکلگیری تضادها و کشمکشهای آتی را برملا میساخت. این درحالی بود که تحرکات ضدانقلابی در پوشش قومیتگرایی پیش از این در مناطقی چون، گنبد کاووس، کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان شروع شده و ادامه داشت.
عمق این بیداری و هوشیاری را میتوان در بروز وقایع بعدی یافت که کمتر از 5 ماه بعد، آمریکاییها به حملهای نظامی دست زدند که تمرین آن چندماه قبل صورت گرفته بود و سرانجام در شهریورماه سال بعد حمله گسترده صدام با حمایت همه جانبه قدرتهای جهانی و کشورهای مرتجع منطقه به کشورمان صورت گرفت.
این درحالی بود که مخالفان داخلی در طیف گستردهای از جبهه ملی و نهضت آزادی با تابلوی راست و چریکهای فدایی خلق، پیکار، کومله، کمونیستها و بعداً منافقین و تودهایها با تابلوی چپ به توطئه و براندازی روآورده و جبهه گسترده مقابله با نظام نوپای اسلامی را آرایش دادند. در چنین هنگامهای بود که نقش بسیج آشکار گردید و بسیجیان به عنوان لشکری الهی بازوی ولایت برای دفاع از موجودیت انقلاب و کشور اسلامی به حساب میآمدند که نه تنها در خطوط دفاعی جبهههای جنگ در مناطق جنگی و بحرانی بلکه در پشت جبهه و شهرها در برابر توطئههای رنگارنگ داخلی ایفای نقش میکردند. لذا درحالی که دشمنان با آتش افروزی و به راهانداختن جنگ تحمیلی و همچنین فتنهآفرینی در داخل انتظار شکست انقلاب را داشتند، از دل این میدان سخت و کوران حوادث مربوط به آن لشکری رزمی و فرهنگی پدید آمد که توانسته بود فرهنگ حماسی برخاسته از انقلاب را در بین میلیونها جوان ایرانی درونی و نهادینه سازد و پشتوانهای جا افتاده مردمی و مؤثر شده بود که فارغ از هزینههای سنگین نظامیگری، با برخورداری از روحیه ایثار و فداکاری بالاترین سطح مشارکت مردمی را به نفع نظام اسلامی با حضور میلیونها نفر زن و مرد، پیر و جوان فراهم ساخته بود.
با اتمام جنگ نیز آن پیر روشن ضمیر و جایگزین صالحش حضرت آیتالله خامنهای بر تداوم بسیج تأکید داشتند که با آغاز تهاجم فرهنگی و فتنههای پیچیده سیاسی – فرهنگی در سالیان بعد، ضرورت و کارایی این تدبیر بیش از پیش مشخص شد. بسیجیان که براساس روحیه تکلیف گرایی در دوران بعد از جنگ در کنار ارتقای سطح تحصیلات و رشد اجتماعی رشد بصیرتی و اعتقادی را ضرورتی برای ایفای نقش داوطلبانه خویش در دفاع از حق و پیشبرد فرمان مولایشان میدانستند، به خوبی از وظیفه سنگین مقابله با فتنه در حوادث پیچیده دوران حاکمیت مدعیان اصلاحطلبی برآمده و فراتر از علقههای حقیر جناحی و دستهبندیهای حزبی در عبور انقلاب از آن شرایط سنگین، یاوری مخلص به نفع گفتمان انقلاب، امام و رهبری بوده و البته با جناحهایی نیز روبهرو بودند که تحت عناوین مختلف توسط سیاستبازان ناکام و رمیده از ارزشها صورت میگرفت. اما بصیرت نافذ بسیجیان در پیچیدهترین فتنهها از جمله فتنه رنگی اخیر، آنان را در زمره اصلیترین مدافعان جبهه حق قرار داد که جلوتر از برخی نخبگان مدعی، در حلقه اصلی دفاع از ولایت، انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار داشته و از سوی مراد خویش مورد تقدیر قرار گرفتند . راز چنین توفیقی که بسیج را پشتوانهای برای دفاع همه جانبه قرار داده همان اخلاص و صفایی است که به بسیجی رنگ خدا و افتخار سربازی را در لشکر مخلص خدا میدهد.