کد خبر: 1386166
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالصالح شمس‌اللهی، کارشناس تربیت دینی:
1 یک معلم آگاه باید نسبت به تغییرات ناگهانی و الگو‌های رفتاری دانش‌آموز حساس باشد. حساسیت به مواردی مثل افت ناگهانی عملکرد تحصیلی، تغییرات در الگوی ارتباطی، تغییرات زیستی و خلقی قابل اهمیت است.

جوان آنلاین: حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالصالح شمس‌اللهی، کارشناس دینی در حوزه تربیت، توسعه و تعالی انسان در گفت‌و‌گو با «جوان» می‌گوید: یک معلم آگاه باید نسبت به تغییرات ناگهانی و الگو‌های رفتاری دانش‌آموز حساس باشد. حساسیت به مواردی مثل افت ناگهانی عملکرد تحصیلی، تغییرات در الگوی ارتباطی، تغییرات زیستی و خلقی قابل اهمیت است. اگر معلم چنین نشانه‌هایی دید، نباید بی‌تفاوت عبور کند؛ او دیده‌بان خط مقدم سلامت روان است. گفت‌و‌گو با وی به شرح زیر است. 

آیا مدرسه می‌تواند به‌جای ایجاد فشار تحصیلی و تمرکز صرف بر نمره و رتبه، به محیطی برای رشد روانی، تقویت اعتمادبه‌نفس و پرورش مهارت‌های زندگی دانش‌آموزان تبدیل شود؟
در نظام ارزشیابی چه نمره محور و چه توصیفی آموزش مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و بر اساس سطح آموزش کرامت انسان‌ها شکل می‌گیرد درحالی که در نظام ارزشیابی صحیح که اتفاقاً دین نیز بر آن صحه می‌گذارد آموزش به همراه پرورش در کنار مهارت‌های زندگی سطح افراد را مشخص می‌کند. اگر این دو را در عمل از هم تفکیک کنیم، شاگرد اول‌هایی تربیت می‌شوند که شاید بالاترین سطح نمره را داشته باشند، اما به تعبیر دقیق‌تر «پرورش‌یافته» نیستند. مدرسه، ماکت و نمونک جامعه است و دانش‌آموز پرورش‌نیافته‌ای که به عنوان شاگرد اول برجسته می‌شود فردا در جامعه جایگاه مدیریتی و اجتماعی پیدا خواهد کرد و فاجعه به بار می‌آورد. آدم‌های پرورش‌نیافته باهوش از بمب اتم خطرناک‌ترند. 
شاگرد اول واقعی الزاماً کسی نیست که نمرات ۲۰ یا همه گزینه‌های «خیلی خوب» را پر کرده باشد بلکه دانش‌آموزی است که در کنار پیشرفت درسی، فضایل اخلاقی، فردی و مهارت‌های اجتماعی در او رشد یافته باشد. نظام ارزشیابی نمره‌ای یک نظام تک بعدی است و اصل تفاوت فردی در آن دیده نشده است در حالی که روایتی شریف از نبی مکرم اسلام (ص) داریم که می‌فرمایند: «النَّاسُ مَعَادِنُ کَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» (مردم مانند معادن طلا و نقره، سرشار از ظرفیت‌های گوناگون‌اند). هر نوجوانی در یک عرصه استعداد دارد. در واقع نظام فعلی چه نمره محور و چه توصیفی به نحوی حاوی قیاس فرد با دیگران است در حالی که هیچ انسانی با دیگری قابل قیاس نیست. نظام سنجش باید ابزاری برای خودآگاهی مهارتی، شناسایی استعداد‌های فردی و تلفیق رشد اخلاقی با ارتقای تحصیلی باشد. 

نقش معلمان در شناسایی اولیه مشکلات روانی دانش‌آموزان، مانند اضطراب، گوشه‌گیری، افسردگی یا تجربه قلدری در مدرسه چیست؟ والدین و معلمان با مشاهده چه نشانه‌هایی باید موضوع را جدی بگیرند؟
معلم کتابخوان سر کلاس نیست؛ معلم مربی و پرورش‌دهنده جان انسان است. وقتی می‌گوییم «معلمی شغل انبیاست»، به این معناست که معلم در کلاس در جایگاه «دیده‌بان تربیتی» قرار دارد. در نهج‌البلاغه درباره پیامبر اسلام تعبیر «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ» آمده است؛ طبیبی که منتظر نمی‌ماند بیمار به او مراجعه کند، بلکه خودش سراغ شناسایی درد‌ها می‌رود. مثل مرحوم جبار باغچه‌بان که می‌توانست یک معلم معمولی باشد، اما درد دانش‌آموز ناشنوا را دید و برای او خط و زبان اشاره ابداع کرد. 
یک معلم آگاه باید نسبت به تغییرات ناگهانی و الگو‌های رفتاری دانش‌آموز حساس باشد. حساسیت به مواردی مثل افت ناگهانی عملکرد تحصیلی، تغییرات در الگوی ارتباطی، تغییرات زیستی و خلقی از قبیل پرخاشگری‌های بی‌دلیل و ناگهانی، تیک‌ها یا تکانه‌های عصبی، جویدن ناخن، خواب‌آلودگی مفرط یا بی‌قراری‌های مدام سر کلاس قابل اهمیت است. 
اگر معلم چنین نشانه‌هایی دید، نباید بی‌تفاوت عبور کند؛ او دیده‌بان خط مقدم سلامت روان است. 

ارتباط میان خانواده و مدرسه چگونه می‌تواند به پیشگیری از آسیب‌های روانی دانش‌آموزان کمک کند؟ 
یکی از مهم‌ترین اصول در حوزه تربیت، «اصل پیوستگی تربیتی» میان خانه و مدرسه است. اگر خانه و مدرسه دو ساز ناکوک و مخالف بنوازند، دانش‌آموز در میانه این تعارض هویتی، سردرگم، مضطرب و دوقطبی می‌شود. 
معلم هوشیار پس از رصد مشکل، اگر خود تخصص لازم را دارد ورود می‌کند؛ در غیر این صورت باید از مشاوران متخصص یاری بگیرد و در گام بعد، خانواده را به یک هماهنگی عمیق برساند. یعنی به اولیا توضیح دهد که ریشه این انزوا یا پرخاشگری چیست و نسخه رفتاری هم‌زمان در خانه و مدرسه باید چگونه پیاده شود. 
علاوه بر این، معلم باید «امین و پناهگاه امن عاطفی» دانش‌آموز باشد. حتی در بحرانی‌ترین شرایط مثل لغزش‌های اخلاقی در سنین نوجوانی دانش‌آموز باید بداند اگر به معلمش پناه آورد، بدون ترس از قضاوت، سرزنش، تحقیر یا طرد شدن شنیده خواهد شد. وقتی گوش شنوایی امین وجود داشته باشد، در‌های اصلاح و درمان باز می‌شود. 

کودکان و نوجوانان در مدرسه و فضای عمومی جامعه با موقعیت‌های تنش‌زا، اختلاف‌نظر و گاهی پرخاشگری مواجه می‌شوند. چگونه می‌توان مهارت کنترل خشم، مدیریت استرس و حل تعارض را از دوران مدرسه به آنها آموزش داد تا در روابط اجتماعی خود رفتار سالم‌تری داشته باشند؟
واقعیت تلخ این است که ساختار کنونی مدارس ما بستر آموزش روانی عمیق را محدود کرده است. 
ریشه بخش عمده‌ای از پرخاشگری‌ها، تعارضات اجتماعی و بزهکاری‌های آینده در جامعه، ضعف در «هوش هیجانی» است. کنترل خشم با یک سخنرانی یا حضور سالی یک‌بار روانشناس در کلاس درس حل نمی‌شود. مهارت‌های مهار خشم، مدیریت غم، کنترل ترس و مهار شادی‌های افراطی (هیجانات چهارگانه اصلی) نیاز به تکنیک و آموزش‌های کارگاهی مستمر دارد. 

فشار‌های زندگی امروز، از مشکلات اقتصادی خانواده‌ها گرفته تا اخبار نگران‌کننده و تنش‌های اجتماعی، چه تأثیری بر آرامش روانی و رفتار دانش‌آموزان دارد؟ 
متأسفانه گاهی بزرگ‌تر‌ها به جای پناه‌بودن، فشار‌های روانی و هیجانات منفی خود را بر سر بچه‌ها تخلیه می‌کنند. 
معلمی که دائماً سر کلاس یا در خانه از بی‌پولی، حقوق کم یا اخبار فاجعه‌بار ناله می‌کند، امنیت روانی دانش‌آموز را خدشه‌دار می‌کند. معلمان باید مانند یک «سپر دفاعی» عمل کنند و کلاس درس را به حصاری امن برای روان دانش‌آموز تبدیل نمایند. 
معلم باید ورودی اخبار منفی را فیلتر کند و اگر ناچار به اشاره به رویدادی شد، بلافاصله چشم‌انداز گشایش و مدیریت بحران را یادآور شود؛ دنیا همواره فراز و فرود داشته، اما انسان مؤمن از دل تهدید‌ها فرصت می‌سازد. در دنیایی که بمباران رسانه‌ای یأس‌آور است، نقش معلم تزریق «امید واقعی» و «توکل به خدای متعال» است. 

چه زمانی مشکلات رفتاری یا افت تحصیلی دانش‌آموز از یک مسئله گذرا فراتر می‌رود و به مداخله تخصصی نیاز پیدا می‌کند؟ 
همه بچه‌ها ممکن است در مقاطعی به خاطر خستگی، مشاجره مقطعی یا تغییر پایه تحصیلی دچار افت موقت بشوند، اما اگر این وضعیت بیشتر از چند هفته تا یک ماه به طول انجامید، یا با اختلال در خواب و خوراک، انزوای عمیق، رفتار‌های خودآسیب‌رسان و افت شدیدِ مستمر همراه شد، زنگ خطری است که نشان می‌دهد مسئله از سطح گفت‌وگوی ساده خانگی عبور کرده و نیازمند متخصص است. 
مدرسه باید به سمتی حرکت کند که اتاق مشاوره نه یک «محل بازخواست و تنبیه برای دانش‌آموزان خاطی»، بلکه یک ایستگاه پایش، توانمندسازی و رشد روانی برای تک‌تک دانش‌آموزان باشد. اگر جلسات آموزش خانواده‌ها در مدارس به جای نصیحت‌های کلی، به تبیین عقلانی سلامت روان و فواید مشورت بپردازد، این تابوی غلط شکسته خواهد شد و خانواده‌ها پیش از عمیق‌تر شدن بحران از تخصص مشاوران امین و متعهد بهره‌مند می‌شوند. 
نظام آموزش‌و‌پرورش ما نیاز به بازبینی اساسی دارد و این بازبینی صرفاً بازبینی کتاب‌ها یا برنامه‌ها نیست ما حتی در حوزه ساختمان و کمیت مشکل داریم. از همه چیز باید زد و آموزش و پرورش را اصلاح کرد که اگر یک دهه روی آموزش‌و‌پرورش با همه ظرفیت سرمایه گذاری کردیم آن وقت قرن‌ها آسوده زندگی می‌کنیم.

برچسب ها: سبک رفتار ، مدرسه ، تحصیل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار