کد خبر: 1385051
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۳
1 نشانه‌های تغییر وفاداری به ایسم‌ها در غرب
غلامرضا صادقیان | سردبیر

جوان آنلاین: نشانه‌های یک دگرگونی بنیادین در غرب بیشتر از گذشته آشکار شده است و این‌بار گویا «در غرب خبری هست!» می‌توان بر اساس شواهد موجود مدعی شد اضطراب روزافزون نسبت به مشروعیت چارچوب‌های موجود در غرب، اکنون از حاشیه به متن آمده است. من این را یکی از دلایل یا دلیل اصلی تمامی جنگ‌افروزی‌ها و فزون‌طلبی‌های غرب و امریکا به ویژه جنگ‌های اخیر می‌دانم، زیرا غرب احساس خطر کرده است. 
تغییر «ایسم‌ها» (مکاتب فکری و ایدئولوژی‌ها) که در جلد جدید نیوزویک آمده است، نگرانی از پلوتوپوپولیسم که فایننشال‌تایمز به آن پرداخته است و تأکید بر تغییرناپذیری قوانین اساسی غربی حتی در شرایط تغییر جمعیتی و اکثریت که در سخنان مسئولان بلند‌پایه‌ی غربی شنیده می‌شود، دو روی یک سکه از این اضطراب هستند.
بر اساس انتشار نظرسنجی گالوپ در شماره‌ی جدید نیوزویک ۴۳ درصد از بزرگسالان امریکایی اکنون دیدگاه مثبتی نسبت به سوسیالیسم دارند. این نخستین بار از سال ۲۰۱۰ است که این رقم از مرز ۴۰ درصد عبور می‌کند. نکته مهم‌تر اینکه این رشد عمدتاً ناشی از مستقل‌های سیاسی است که دیدگاه مثبت آنها از ۳۷ درصد به ۴۷ درصد رسیده است. در مقابل، محبوبیت کاپیتالیسم (سرمایه‌داری) از ۶۰ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۵۴ درصد کاهش یافته است.
جلد جدید نیوزویک با تیتر «جمهوری سوسیالیستی امریکا» و تصویرسازی طنزآمیز از پنج چهره‌ی چپ امریکایی، شوخی یا کار یک نشریه‌ی زرد نیست. این پنج چهره همگی در حال دوچرخه‌سواری با لباس‌های الهام‌گرفته از دوران مائو و برافراشتن پرچم سرخ هستند! برنی سندرز (سناتور)، الکساندریا اوکاسیو-کورتز (کنگره)، عبدل السید (نامزد دموکرات مجلس سنا از میشیگان که ترامپ هر روز نام او را تمسخر می‌کند)، زهران ممدانی (شهردار نیویورک که عقده و غده‌ی ذهنی ترامپ شده است!)، و حسن پیکر (مفسر سیاسی و رسانه‌ای جوان). 
ترکیب این پنج چهره، از یک سناتور کهنه‌کار تا یک استریمر جوان، و از نماینده‌ی کنگره تا مدیران شهری و نامزد‌های سنا، نشان‌دهنده‌ی طیف گسترده و چندلایه‌ای است که دقیقاً روند ورود گفتمان سوسیالیستی از حاشیه به متن سیاست امریکا را بازنمایی می‌کند. می‌توان با توجه به سخنان جدید فرانسیس فوکویاما فیلسوف و متخصص اقتصاد سیاسی امریکایی که به‌تازگی گفت «دیگر لیبرال نیستم، سوسیال دموکرات شده‌ام»، مدعی شد سوسیالیسم در امریکا عینی‌تر و فراتر از سطح ایده رفته و به سطح چهره‌های واقعی که در حال کسب قدرت نهادی هستند، رسیده است. 
سال ۸۸ در سفر حج تمتع چند روحانی از گروه‌های نخبگانی فرانسه حضور داشتند. در مزدلفه گعده‌ای بود که یکی از ایشان می‌گفت «تا ۱۵ سال دیگر: جمهوری اسلامی فرانسه»! خب، اگر بخواهیم بدانیم این حرف نادرست درآمده یا فقط به‌لحاظ زمانی دچار خطای محاسبه شده است، باید بدانیم که چند سال پس از آن وزیر کشور فرانسه با احساس خطری عمیق گفت: «حتی اگر روزی مسلمانان در فرانسه اکثریت شدند، قانون اساسی جمهوری [فرانسه]تغییرناپذیر است»! چیزی که با خودش پارادوکس خودش را حمل می‌کند. ولی به این هم اکتفا نشد و بار‌ها و بار‌ها چنین سخنانی در فرانسه به رسانه‌ها آمد، و از جمله در ماه مه ۲۰۲۵ وزیر کشور پیشنهاد کرد در قانون اساسی این کشور درج شود: «هیچ‌کس نمی‌تواند به دین، اعتقادات یا اصل و نسب خود تمسک کند تا از قانون مشترک [جمهوری فرانسه]فرار کند»!
این اظهارات همان منطق اضطراب «ایسم»‌ها را دارد. وقتی تغییرات جمعیتی یا فرهنگی امکان می‌یابد که ترکیب «ملت» را تغییر دهد، طراحان نظام موجود تلاش می‌کنند اصول اصلی را در سطح قانون اساسی «قفل» کنند تا از دسترس اراده‌ی اکثریت آینده خارج شود. این قانون‌اساسی‌گرایی تدافعی، تلاشی برای قراردادن قانون مشترک بالاتر از اراده‌ی دموکراتیک اکثریت است. البته هر قانون اساسی در هر کشوری گرفتار این خطر می‌شود، ولی در غرب برای آن نسخه‌ی پارادوکسیکال می‌پیچند! 
اما ماجرای «پلوتوپوپولیسم» (Plutopopulism) که فایننشال‌تایمز به آن پرداخته است، چیست؟ مارتین ولف، مفسر ارشد اقتصادی این روزنامه این اصطلاح را ابداع کرده و به استفاده نخبگان ثروتمند از موضوعات پوپولیستی برای بسیج حمایت توده‌ها به منظور تحقق اهداف الیگارشیک خود اشاره دارد. مقاله فایننشال‌تایمز استدلال می‌کند که رهبران تجاری امریکا ابتدا بر اساس محاسبات اقتصادی مانند کاهش مالیات و مقررات‌زدایی، از ترامپ حمایت کردند، ولی اکنون متوجه شده‌اند او در تجارت آزاد و اتحاد‌های جهانی شکاف ایجاد کرده و «رویکرد بی‌پروای او به جنگ و تجارت» با منافع تجاری در تضاد است. وقتی نتایج توزیعی سرمایه‌داری موجب نارضایتی اکثریت می‌شود، بخشی از نخبگان سرمایه‌داری تلاش می‌کنند با جنگ‌های فرهنگی و ناسیونالیسم، تناقضات را منحرف کنند، اما این استراتژی در نهایت به منافع اقتصادی خودشان نیز آسیب می‌زند، مانند اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی و تخریب روابط با متحدان. 
قطعاً افزایش محبوبیت سوسیالیسم در امریکا، ناشی از روایت کلاسیک مارکسیستی مبارزه‌ی طبقاتی نیست، چیزی که فعلاً می‌توان دعوی آن را داشت این است که این محبوبیت برخاسته از مشکلات مادی بسیار مشخص است. وقتی با افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها و بی‌ثباتی شغلی مواجه می‌شویم، «چپ» احیا می‌شود، چیزی که ناظران از تصاویر حضور دانش‌آموزان فرانسوی در خیابان حس می‌کنند همین زنده‌شدن چپ است. هرچند در همین فرانسه و آلمان احزاب راست احتمال پیروزی بیشتری دارند که این راست‌گرایی جدید در اروپا، لیبرال نیست و ناسیونالیستی و ناشی از نگرانی‌های مهاجرتی است. 
تغییر «ایسم»‌ها آغاز شده است، اما این‌بار شکل انقلاب ندارد، شکلش رقابت بر سر گفتمان است. افزایش محبوبیت سوسیالیسم در میان جوانان امریکایی، شاید واکنشی احساسی به ناکارآمدی توزیعی سرمایه‌داری باشد، ولی یقه‌ی غرب را به‌سادگی رها نمی‌کند. جنگ واقعاً می‌تواند مانند دریچه‌ی خروجی اضطراب داخلی استفاده شود، و می‌توان مدعی شد که جنگ‌هایی که امریکا به راه می‌اندازد، و جنگ علیه ایران نیز حکم همین دریچه را دارد. این جنگ‌ها ولی شمشیری دولبه است و چندجانبه‌گرایان چشم به برش لبه‌ی دیگر آن دوخته‌اند!

برچسب ها: لیبرالیسم ، غرب ، جنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار