مبارزه با موادمخدر یکی از پیچیدهترین مسائل اجتماعی است، مسئلهای که پیامدهای آن از سلامت فرد فراتر میرود و خانواده، اقتصاد، امنیت و سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد مقابله با قاچاق و عرضه موادمخدر ضروری است، اما برای کاهش پایدار آسیبهای اعتیاد، این مبارزه باید در کنار پیشگیری، درمان، بازتوانی و حمایت اجتماعی دنبال شود. مبارزه با موادمخدر یکی از پیچیدهترین مسائل اجتماعی است، مسئلهای که پیامدهای آن از سلامت فرد فراتر میرود و خانواده، اقتصاد، امنیت و سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد مقابله با قاچاق و عرضه موادمخدر ضروری است، اما برای کاهش پایدار آسیبهای اعتیاد، این مبارزه باید در کنار پیشگیری، درمان، بازتوانی و حمایت اجتماعی دنبال شود.
در همین چارچوب، تصمیم اخیر برای ضابطهمند کردن کشت کنترلشده برخی گیاهان با کاربرد صنعتی و دارویی، موضوعی قابل تأمل است. براساس گزارشهای منتشرشده، این اقدام با اهدافی همچون تأمین مواد اولیه دارو، کاهش وابستگی به واردات، جلوگیری از خروج ارز و ایجاد اشتغال پایدار دنبال میشود. البته موفقیت چنین سیاستی به کیفیت نظارت، شفافیت در اجرا و جلوگیری از هرگونه انحراف از اهداف دارویی وابسته است.
جامعه برای تأمین داروهای ضروری به منابع مطمئن و پایدار نیاز دارد. وابستگی به واردات مواد اولیه، محدودیتهای بینالمللی و هزینههای تأمین دارو میتواند دسترسی بیماران به درمان را با دشواری روبهرو کند. از این منظر، استفاده از ظرفیت علمی و کشاورزی کشور برای تولید کنترلشده مواد اولیه دارویی، در صورت رعایت کامل ضوابط قانونی و نظارتی میتواند فرصتی برای تقویت امنیت دارویی کشور باشد.
با این حال، نباید میان کشت دارویی تحت نظارت و کشت غیرمجاز یا تولید موادمخدر تمایزی مبهم باقی بماند. زنجیره تولید باید از مرحله صدور مجوز و انتخاب بذر تا برداشت، انتقال به کارخانه و تولید دارو، قابل ردیابی و تحت نظارت دستگاههای مسئول باشد. همچنین توسعه این کشتها نباید به امنیت غذایی، منابع طبیعی و تنوع زیستی کشور آسیب وارد کند. اما مسئله اجتماعی اعتیاد، تنها به تأمین مواد اولیه دارو محدود نیست. در سوی دیگر این معادله، انسانهایی قرار دارند که با اعتیاد دستوپنجه نرم میکنند، افرادی که گاه علاوه بر وابستگی، با فقر، بیکاری، بیماری، طرد اجتماعی و فروپاشی روابط خانوادگی نیز مواجهند.
در چنین شرایطی، کاهش آسیب باید بخشی جداییناپذیر از سیاستهای مقابله با اعتیاد باشد. کاهش آسیب به معنای تأیید مصرف یا عقبنشینی از درمان نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از مرگ، بیماری و آسیبهای بیشتر و فراهم کردن فرصت درمان و بازگشت به زندگی است. نمیتوان از فرد گرفتار انتظار داشت مسیر بازتوانی را طی کند، اما همزمان موانع دسترسی او به خدمات درمانی و حمایت اجتماعی را نادیده گرفت.
سیاست موفق، سیاستی چندوجهی است؛ پیشگیری از آغاز مصرف، مقابله مؤثر با شبکههای قاچاق، دسترسی به درمان علمی، کاهش آسیب، توانمندسازی اقتصادی و حمایت از خانوادهها باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. ارزیابی مستمر نتایج نیز ضروری است تا مشخص شود کدام برنامهها واقعاً به کاهش مرگومیر، افزایش ماندگاری در درمان و بازگشت افراد به جامعه منجر میشوند. در نهایت، هدف مبارزه با موادمخدر نباید صرفاً مقابله با یک ماده یا دستگیری یک قاچاقچی باشد. هدف اصلی، حفاظت از جامعه و نجات انسان است. هر سیاستی که به تأمین ایمن دارو، محدود شدن بازار غیرقانونی، کاهش آسیب و بازگشت افراد به زندگی سالم کمک کند باید با معیارهای علمی، شفافیت و پاسخگویی بررسی شود. جامعه زمانی در این مبارزه موفقتر خواهد بود که هم راه سودجویی شبکههای قاچاق را ببندد و هم راه بازگشت انسان گرفتار اعتیاد را باز نگه دارد.