این روزها ما یکی از دوستان خوبمان را از دست دادهایم. ما که میگویم منظورم جمعی حدود سی نفره است که از ۱۴ سال پیش تاکنون دوستیم و دوستیمان هم در راه زیارت اربعین سیدالشهدا کلید خورد این روزها ما یکی از دوستان خوبمان را از دست دادهایم. ما که میگویم منظورم جمعی حدود سی نفره است که از ۱۴ سال پیش تاکنون دوستیم و دوستیمان هم در راه زیارت اربعین سیدالشهدا کلید خورد. از این جمع یک نفر روحانی نازنینی بود که در جریان کرونا و در راه کمک به بیماران بستری در بیمارستانهای قم به رحمت خدا رفت و در حقیقت به شهادت رسید و دومی مجاهدی که در جبهههای دفاع از حرم و نیز جبهههای قلم و خبر و هنر و مستندسازی همهچیزش را گذاشت و خادم با اخلاصی برای سیدالشهدا و زائران اربعین و نیز خادم سبزپوش امام رضا علیهالسلام بود.
موضوع این یادداشت، دوست عزیزمان حسین شیرالی نیست که درباره او مطلب جداگانهای در صفحه شخصیام نوشتهام. موضوع درباره گروهی است که شیخ احمد خسروی و حسین شیرالی هم عضوش بودند. گروهی که در همه شادیها و غمها، عروسیها و عزاداریها با هم بودند و هستند. نشده است مشکلی برای یکی از دوستان پیش بیاید و بقیه خودشان را کنار بکشند و هرکس به سهم خود برای حل آن مشکل برای آن دوست یا دوست آن دوست یا کسوکار آن دوست کاری نکند و قدمی بر ندارد.
این دوستان هم از یک جا و یک شهر نیستند؛ از تهران و قم و کرج و شهریار و شاهرود و مشهد و دزفول و اهوازند. ممکن است گاهی کسی برای عروسی و عزای یکی از اقوام دوربودن راه را بهانه بیاورد، اما برای بچههای گروه چله چنین بهانههایی وجود ندارد و همه خودشان را در شادی و غم یکدیگر میرسانند.
حتماً خیال کردهاید این گروه چله همگی از دوستان کاملاً همفکر و همعقیدهاند و در مسائل سیاسی و اجتماعی و بینالمللی نظر واحد و یکسانی دارند. اصلاً از این خبرها نیست. گاهی در داخل گروه چنان بحثهایی درمیگیرد که اگر کسی از بیرون نگاه کند فکر میکند اینها دشمنان خونی همدیگرند، اما درست بعد از پایان این بحث، بازار خنده و شوخی باز میشود واگر جدل حضوری بوده باشد، بحث خوردن و برای هم نوشابه باز کردن و جوک و لطیفههایی که نمیشود جمعش کرد.
یکی از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی سالها پیش میگفت چند تن از ردههای بالای سپاه روزی در حاشیه دیداری از رهبر شهید پرسیده بودند که ما جمعی داریم که از اول انقلاب دور هم جمع میشویم. کسانی از این جمع الآن به اندازه روزهای اول انقلاب مثل هم فکر نمیکنند و گاهی مواضعی میگیرند که نباید. آیا ما آنها را همچنان به این نشست و دوره خودمان دعوت کنیم؟ آقا فرموده بودند: حتماً این کار را بکنید و هیچکس را به این بهانهها حذف نکنید. این کار بسیار باارزش است. حتماً همگی دور هم جمع شوید حتی اگر برای یک چای خوردن ساده باشد.
همه این مقدمات را گفتم تا بگویم این روزها و شبها، تجمعات مردمی دقیقاً چنین کارکرد و مشابهتی پیدا کرده است. مردم در شهرها و روستاهای مختلف میآیند و کنار هم برای مشترکات اصلی و مهمشان شعار میدهند، پرچمهای سهرنگ و اللهنشان ایران و بیرقهای سرخ انتقام را بالا میبرند. بچهها آن گوشه با هم بازی میکنند و نقاشی میکشند. خانمها مشتهایشان را گره کردهاند و تابلونوشتههایی دست گرفتهاند که نوجوانان در همانجا برایشان نوشتهاند. خادمان تجمع چای میریزند و خرما پخش میکنند. آن گوشه یک نفر دارد اسپند دود میکند و سه، چهار نفر هم گوشهای سر موضوعی سیاسی با هم گفتوگو دارند. اینطور نیست که همه کسانی که در تجمع حاضر شده باشند یک فکر و یک نگاه و یک سلیقه و حتی یک نوع پوشش داشته باشند. آنها با همه تفاوتهایشان دور پرچم ایران جمع شدهاند و خواسته اصلیشان یک چیز است.
در چنین فضایی اگر سخن اصلی معطوف به تفاوتهای طبیعی و فکری و ظاهری این افراد باشد تا مطالبۀ خواسته اصلی، قطعاً انحراف بزرگی است. این جمعها نباید گروه گروه شوند، باید حول حرف و هدف اصلی متحد باشند.
مفسر بزرگ قرآن، حضرت آیتالله جوادی آملی در بخشی از تفسیر سوره فتح [محمدٌ رسولالله والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم]که این روزها و شبها در مساجد و نمازهای استغاثه میدانها خوانده میشود، آورده است:
«مسلمانان همه خشم خود را در مورد بیگانگان مهاجم به کار میگیرند و در مقابل از آشنایان، خشمزدایی میکنند. باید با بدی مبارزه کرد نه با مسلمان بد؛ با مخالف درگیر شدن هنر نیست بلکه با مخالفت مبارزه کردن و برداشتن بدی هنر است! باید اختلاف و تنازع را برداشت نه مخالف و منازع را! مردان الهی، بدی را با نیکی میزدایند: «و یدرئون بالحسنه السیئه» و رفتار بد را با نیکوترین روش دفع میکنند: «ادفع بالتی هی احسن السیئه».
گروه ما که سالهاست به همین شیوه و همین توصیه عمل کرده و برکات و نتایج بسیار خوبی هم گرفته است. معلوم است که مردم هم با این شیوه رفتاری، تقویت وحدت ملی و حل مشکلات متعدد داخلی و خارجی را مشاهده خواهند کرد.