کد خبر: 1382025
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۵
داود عامری
1 این روز‌ها شاهد برگزاری نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد هستیم؛ سازمانی که روزی با این آرمان شکل گرفت که ارزش‌ها و آرمان‌های مشترک بشری را تحقق بخشد، صلح و عدالت را جایگزین جنگ، تجاوز، تحقیر و سلطه کند و جهانی امن‌تر و عادلانه‌تر برای بشریت بسازد

این روز‌ها شاهد برگزاری نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد هستیم؛ سازمانی که روزی با این آرمان شکل گرفت که ارزش‌ها و آرمان‌های مشترک بشری را تحقق بخشد، صلح و عدالت را جایگزین جنگ، تجاوز، تحقیر و سلطه کند و جهانی امن‌تر و عادلانه‌تر برای بشریت بسازد. با این حال، تحولات دهه‌های اخیر و به‌ویژه بحران‌ها و جنگ‌های جاری، این پرسش را بیش از گذشته مطرح کرده است که آیا ساختار کنونی سازمان ملل و نظام بین‌الملل، از ظرفیت کافی برای تحقق این اهداف برخوردار است؟ شاید همین وضعیت، ضرورت اندیشیدن به ایده‌ها و سازوکار‌های نوین برای اصلاح نظم جهانی را به یکی از پیام‌های مهم امروز برای جامعه جهانی تبدیل کرده باشد.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری با یک پرسش اساسی مواجه است: آیا می‌توان امنیت و صلح جهانی را بر پایه سازوکار‌های جمعی و مشارکت همه کشور‌ها برقرار کرد، یا باید آن را به اراده قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، گره زد؟ تحولات سال‌های اخیر، از جنگ‌ها و بحران‌های خاورمیانه گرفته تا تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی، نشان داده است که صلحی که صرفاً بر اراده یکجانبه یک قدرت یا مجموعه محدودی از قدرت‌ها استوار باشد، با چالش‌های جدی در زمینه پایداری و اعتمادپذیری مواجه خواهد بود. استمرار چنین رویکردی می‌تواند به جای کاهش تنش‌ها، زمینه‌ساز افزایش رقابت، بی‌ثباتی و منازعه در عرصه بین‌المللی شود.
وقوع جنگ‌ها و تنش‌های نظامی در مناطق مختلف جهان و تجربه فشار‌های سیاسی، اقتصادی و تحریمی علیه کشور‌هایی مانند ایران، نشان داده است که در ساختار کنونی نظام بین‌الملل، قدرت همچنان نقشی تعیین‌کننده دارد. در چنین شرایطی، اتکای صرف کشور‌ها به قدرت‌های بزرگ برای تأمین امنیت خود، لزوماً راهکاری مطمئن و پایدار نیست و در برخی موارد می‌تواند کشور‌ها را در معرض فشار، وابستگی و محدودیت بیشتر قرار دهد؛ وضعیتی که نمونه‌هایی از آن را می‌توان در تحولات منطقه غرب آسیا مشاهده کرد.
یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظم موجود جهانی، یکجانبه‌گرایی است؛ رویکردی که در آن اکنون آمریکا، خود را در جایگاه تعیین‌کننده قواعد و جهت‌گیری‌های نظام بین‌الملل قرار می‌دهد. تحریم‌های گسترده اقتصادی، استفاده از ابزار‌های مالی برای اعمال فشار سیاسی، مداخلات نظامی و تلاش برای پیشبرد تصمیمات خارج از سازوکار‌های مؤثر اجماع جهانی، از جمله ابزار‌هایی هستند که در چارچوب چنین رویکردی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. تداوم این وضعیت می‌تواند رقابت و تعارض میان بازیگران بین‌المللی را افزایش داده اعتماد بین المللی به قوانین کاهش می‌یابد و جهان را بیش از پیش با خطر بی‌ثباتی و نوعی «آنارشی بزرگ» مواجه کند.
مسئله صرفاً اختلاف میان ایران و آمریکا یا یک مناقشه منطقه‌ای نیست؛ موضوعی فراتر از مرز‌های یک کشور و حتی یک منطقه مطرح است و آن، آینده ساختار قدرت و نظم بین‌المللی است. اگر امنیت جهانی صرفاً بر اساس قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی یک یا چند کشور تعریف شود، طبیعی است که بسیاری از ملت‌ها در برابر چنین ساختاری آسیب‌پذیر خواهند بود. چنین نظمی نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده آینده‌ای روشن، متوازن و قابل اعتماد برای جامعه جهانی باشد.
از همین منظر، رشد گرایش به چندجانبه‌گرایی در سال‌های اخیر را می‌توان یکی از تحولات مهم نظام بین‌الملل دانست. گسترش همکاری‌هایی همچون بریکس و سازمان همکاری شانگهای و افزایش تعاملات اقتصادی میان کشور‌های آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین، نشان‌دهنده تلاش بخشی از جامعه جهانی برای ایجاد ظرفیت‌های جدید همکاری، تنوع‌بخشی به روابط اقتصادی و کاهش وابستگی به ساختار‌های سنتی قدرت است.
البته این روند را نباید به معنای شکل‌گیری یک «شرق واحد» در برابر «غرب واحد» تلقی کرد. کشور‌های عضو این سازمان‌ها و ائتلاف‌ها نیز دارای منافع، اولویت‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی هستند و در برخی مسائل با یکدیگر اختلاف نظر دارند. با این حال، یکی از نقاط مشترک قابل توجه در میان بسیاری از این کشورها، تأکید بر ضرورت افزایش نقش کشور‌های مختلف در تصمیم‌گیری‌های جهانی و حرکت به سوی نظمی است که در آن، جهت‌گیری‌های بین‌المللی صرفاً تحت تأثیر اراده و نفوذ یک یا چند قدرت بزرگ تعیین نشود.
چندجانبه‌گرایی واقعی نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از پذیرش این اصل که هیچ قدرتی نباید خود را مالک صلح، امنیت، عدالت یا اقتصاد جهان بداند. جهان آینده نیازمند ساختاری است که در آن قدرت‌های بزرگ، کشور‌های متوسط و حتی کشور‌های کوچک، در چارچوب قواعدی عادلانه، شفاف و قابل پیش‌بینی، سهمی مؤثر در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی داشته باشند. چنین ساختاری می‌تواند زمینه را برای توزیع متوازن‌تر قدرت، افزایش مشارکت کشور‌ها و تقویت اعتماد میان ملت‌ها فراهم کند.
برای ایران، این تحول صرفاً یک موضوع نظری در عرصه روابط بین‌الملل نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از راهبرد ملی برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشار‌های خارجی و توسعه ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی کشور باشد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی، ظرفیت‌های ترانزیتی، بازار بزرگ داخلی و همسایگی با مجموعه‌ای از کشور‌های مهم آسیایی، از ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش در ترتیبات جدید منطقه‌ای و جهانی برخوردار است.
از این منظر، حضور فعال ایران در سازمان‌های بین‌المللی، نهاد‌های نوپدید جهانی و سازوکار‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که از سطح عضویت سیاسی فراتر رفته و به دستاورد‌های اقتصادی، تجاری و راهبردی ملموس منجر شود. ایران می‌تواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای توسعه تجارت، ترانزیت، انرژی، سرمایه‌گذاری و همکاری‌های فناورانه بهره گیرد و از ظرفیت‌های موجود برای گسترش روابط متوازن با کشور‌های مختلف استفاده کند.
حضور فعال ایران در نشست‌های اخیر بریکس و تلاش برای تقویت همکاری‌های این مجموعه، همچنین حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای طرح دیدگاه‌ها و پیام‌های جمهوری اسلامی ایران، را نیز می‌توان در همین چارچوب مورد توجه قرار داد. دیپلماسی چندجانبه زمانی می‌تواند به نتایج پایدار منجر شود که ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک کشور را به فرصت‌های اقتصادی، ظرفیت‌های اقتصادی را به توانمندی ملی و تعاملات بین‌المللی را به زمینه‌ای برای تأمین منافع متقابل تبدیل کند.
در عین حال، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد: چندجانبه‌گرایی به معنای جایگزین کردن یک هژمونی با هژمونی دیگر نیست. هدف، ایجاد نظمی متوازن‌تر و فراگیرتر است؛ نظمی که در آن، نفوذ قدرت‌های بزرگ، از جمله ایالات متحده، تنها عامل تعیین‌کننده مناسبات جهانی نباشد و نقش کشور‌های بیشتری در فرایند‌های تصمیم‌گیری بین‌المللی نهادینه شود.
از این منظر، اصلاح ساختار‌های بین‌المللی و بازاندیشی در سازوکار‌های تصمیم‌گیری سازمان ملل متحد، تقویت نقش کشور‌های در حال توسعه و ایجاد فرصت برابرتر برای مشارکت دولت‌ها، از موضوعات مهم در مسیر تحقق چندجانبه‌گرایی واقعی است. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به سازوکاری نیاز دارد که در آن، صلح و امنیت نه محصول اراده یک قدرت، بلکه نتیجه مشارکت، گفت‌و‌گو، همکاری و رعایت عدالت، حقوق و منافع متقابل کشور‌ها باشد.
چندجانبه‌گرایی، در این معنا، صرفاً یک مفهوم دیپلماتیک یا یک آرایش جدید در روابط قدرت نیست؛ بلکه می‌تواند تلاشی برای حرکت از نظم مبتنی بر سلطه و تصمیم‌گیری محدود، به سوی نظمی مشارکت‌محور، متوازن و عادلانه‌تر باشد؛ نظمی که در آن، آینده جهان نه توسط اراده چند قدرت، بلکه از مسیر گفت‌و‌گو، همکاری و مشارکت گسترده‌تر جامعه جهانی شکل گیرد.

برچسب ها: جنگ ، ایران ، امریکا ، صلح جهانی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار