دو سارق جوان با الهام از فیلمهای هالیوودی، فروشندگان کالاهای گرانقیمت در سایت دیوار را طعمه قرار میدادند و با پرداخت بیعانه آنها را به محلهای خلوت میکشاندند جوان آنلاین: دو سارق جوان با الهام از فیلمهای هالیوودی، فروشندگان کالاهای گرانقیمت در سایت دیوار را طعمه قرار میدادند و با پرداخت بیعانه آنها را به محلهای خلوت میکشاندند. متهمان پس از سوار کردن فروشندگان به خودرو، با تهدید چاقو آنها را ربوده و اموالشان را سرقت میکردند.
اواسط تیرماه امسال، پسر جوانی سراسیمه به یکی از کلانتریهای جنوب تهران رفت و از دو مرد جوان به اتهام آدمربایی و سرقت لپتاپش شکایت کرد. او در تشریح ماجرا گفت چند روز قبل تصمیم گرفته بود لپتاپش را که بیش از ۱۵۰ میلیون تومان ارزش داشت، در سایت دیوار برای فروش آگهی کند. پس از تماس چند خریدار و به توافق نرسیدن بر سر قیمت، سرانجام مرد جوانی با او تماس گرفت و قیمت پیشنهادی را پذیرفت. خریدار برای جلب اعتماد او، ۲ میلیون تومان به عنوان بیعانه به حسابش واریز کرد و سپس مدعی شد به دلیل مشغله کاری نمیتواند برای تحویل لپتاپ به خانه او بیاید. به همین دلیل از شاکی خواست با تاکسی به یکی از خیابانهای جنوب تهران برود و کالا را تحویل دهد تا او نیز باقی مبلغ و هزینه رفتوآمد را پرداخت کند.
گروگانگیری پس از تحویل لپتاپ
شاکی در ادامه گفت: «چند ساعت بعد لپتاپ را برداشتم و با تاکسی به آدرسی که خریدار داده بود رفتم. پس از پیاده شدن، او از من خواست سوار خودرویی که آنجا بود شوم. به محض سوار شدن، پسر جوان دیگری کنارم نشست و با چاقو تهدیدم کرد که هیچ حرکتی نکنم. آنها چند ساعت مرا در خیابانها میچرخاندند و سرانجام در یک خیابان خلوت، مرا از خودرو به بیرون پرتاب کردند و با لپتاپم فرار کردند.»
با ثبت شکایت، پرونده به دستور بازپرس جنایی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در نخستین مرحله دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه را بررسی کردند و دریافتند متهمان برای جلوگیری از شناسایی، پلاک خودروی خود را مخدوش کرده بودند.
شکایتهای سریالی
در ادامه تحقیقات، پرونده با شکایتهای مشابه دیگری روبهرو شد. شاکیان افرادی بودند که گوشی تلفن همراه، لپتاپ، کنسول بازی، تلویزیون و دیگر وسایل گرانقیمت خود را در فضای مجازی برای فروش آگهی کرده بودند. بررسیها نشان داد سارقان با همان شگرد، ابتدا با فروشندگان تماس گرفته و پس از پرداخت بیعانه، آنها را به محلهای خلوت میکشاندند و سپس با تهدید چاقو و گروگانگیری، اموالشان را سرقت میکردند. کارآگاهان در بررسیهای فنی متوجه شدند متهمان برای واریز بیعانه از کارت بانکی افراد بیخانمان، معتادان و کارتنخوابها استفاده میکردند تا ردی از خود برجا نگذارند.
سرنخ طلایی یک شاکی
در حالی که تحقیقات برای شناسایی سارقان به نتیجه نرسیده بود، یکی از آخرین شاکیان سرنخ مهمی در اختیار پلیس قرار داد. این جوان که پس از سرقت گوشی گرانقیمتش، چهره یکی از سارقان برایش آشنا به نظر میرسید، با دقت به دنبال شناسایی او رفت. او به مأموران گفت: «بعد از شکایت، حدود ۴۸ ساعت خواب نداشتم و مدام فکر میکردم این فرد را کجا دیدهام. سرانجام متوجه شدم او بچهمحل ماست. حدود ۱۲ ساعت جستوجو کردم تا دوباره او را دیدم. مطمئن شدم همان سارقی است که گوشیام را سرقت کرده و به صورت نامحسوس تعقیبش کردم و آدرس خانهاش را به دست آوردم.» با اطلاعات این شاکی، کارآگاهان موفق شدند مخفیگاه متهم و همدستش را شناسایی و هر دو نفر را بازداشت کنند. دو متهم در بازجوییها به سرقتهای سریالی اعتراف کردند و تحقیقات برای شناسایی سایر شاکیان و احتمال ارتکاب سرقتهای بیشتر از سوی آنها ادامه دارد.
سرقت به سبک فیلمهای هالیوودی
فرزاد، یکی از متهمان این پرونده، مدعی است که پیش از این سابقه کیفری نداشته، اما پس از آشنایی و مصرف مواد مخدر «گل» همراه دوستش، تحت تأثیر فیلمهای هالیوودی قرار گرفته و نقشه سرقتهای مقرون به آزار از شهروندان را طراحی و اجرا کردهاست.
فرزاد چند سالت است؟
۲۴ سال دارم.
سابقه کیفری داری؟
نه. من و خانوادهام از نظر مالی شرایط خوبی داشتیم و پدر و مادرم هم وضعیت مالی مناسبی دارند. تا قبل از این اتفاق، هیچوقت نیازی به سرقت نداشتم و سابقهای هم نداشتم.
پس چه شد که سراغ سرقت رفتی؟
از زمانی که به مواد مخدر گل اعتیاد پیدا کردم، برای خرید مواد به پول بیشتری نیاز داشتم. نمیخواستم خانوادهام متوجه اعتیادم شوند، به همین دلیل با دوستم تصمیم گرفتیم سرقت کنیم.
چطور گرفتار اعتیاد شدی؟
با شبنشینی و رفتوآمد با دوستان ناباب. چند ماه قبل برای تفریح همراه دوستانم گل مصرف کردیم. آن شب به ما خیلی خوش گذشت و همین باعث شد مصرفمان ادامه پیدا کند. فکر میکردیم تفریحی است، اما خیلی زود به آن وابسته شدیم.
این شیوه سرقت چطور به ذهنت رسید؟
راستش از یک فیلم سینمایی هالیوودی تقلید کردیم. البته وقتی گل مصرف میکردیم، در حالت توهم فکر میکردیم ایدههای خیلی خوبی به ذهنمان میرسد. یک شب همراه همدستم گل کشیدیم و بعد هم همان فیلم را تماشا کردیم. در فیلم، گانگسترها برای به دست آوردن پول به شکل حرفهای آدمربایی میکردند و پول زیادی به دست میآوردند. ما هم تحتتأثیر همان فیلم و شرایطی که داشتیم، تصور کردیم میتوانیم چنین کاری انجام دهیم.
در فیلم، آدمربایان سراغ افرادی میرفتند که وسایلشان را برای فروش در فضای مجازی آگهی کرده بودند. ما هم تصمیم گرفتیم از همین شیوه استفاده کنیم. آگهیهای فروش را بررسی میکردیم و طعمهمان را انتخاب میکردیم.
چرا از چاقو استفاده میکردید؟
طبق همان چیزی که در فیلم دیده بودیم، از چاقو استفاده میکردیم تا فروشندگان بترسند و جرأت مقاومت یا فریاد زدن نداشته باشند. آنها را با چاقو تهدید میکردیم تا وسایلشان را بدون مقاومت در اختیار ما قرار دهند.
فکر نمیکردید ممکن است استفاده از چاقو به حادثه تلخی منجر شود؟
نه. ما قصد ضربه زدن نداشتیم و فقط چاقو را برای ترساندن نشان میدادیم.
میدانستی کاری که انجام میدهید از نظر قانونی آدمربایی هم محسوب میشود؟
نه. ما فقط قصد سرقت داشتیم و نمیدانستیم این کار میتواند عنوان آدمربایی داشته باشد.
حرف آخرت چیست؟
پشیمان هستیم.ای کاش هیچوقت گل مصرف نمیکردیم و تحت تأثیر دوستان و فیلمها قرار نمیگرفتیم.