جوان آنلاین: صادرات محصولات کشاورزی قرار است از مرحله عرضه یک محموله با مشخصات عمومی عبور کند و به الگویی برسد که برای هر محصول، سابقهای از مبدأ، تولید و الزامات فنی وجود داشته باشد. اجرای طرح شناسهدار کردن محصولات صادراتی با هدف کاهش ابهام درباره کیفیت و سلامت محمولهها دنبال میشود و سازمان نظام مهندسی کشاورزی نیز مسئولیت نظارت فنی بر بخشی از این فرآیند را بر عهده گرفتهاست. چنین رویکردی برای صادرکننده در صورت اجرای دقیق، امکان دفاع مستند از محصول ایرانی را در بازار مقصد فراهم میکند، زیرا اختلاف درباره یک محموله به جای تعمیم یافتن به کل تولید کشور، قابلیت بررسی در سطح همان محصول و زنجیره تولید آن را خواهد داشت.
اصل ماجرا این است که محصول کشاورزی پیش از رسیدن به بازار خارجی، یک سابقه قابل رهگیری پیدا کند. این سابقه باید اطلاعاتی درباره محل تولید، تولیدکننده، روش تولید و کنترلهای فنی را در خود داشته باشد تا مشخص شود محصول از چه مسیری به مرحله صادرات رسیدهاست. چنین سازوکاری در قانون برنامه هفتم نیز مورد توجه قرار گرفته و برای شناسایی مبدأ تولید و رهگیری محصولات کشاورزی تکالیفی تعیین شدهاست، بنابراین شناسهدار شدن محصولات صرفاً تصمیم یک دستگاه اجرایی نیست و بخشی از سیاست گستردهتر برای ایجاد نظام اطلاعاتی در بخش کشاورزی محسوب میشود.
معمولاً ممکن است یک محموله در بازار خارجی با مسئله سلامت یا کیفیت روبهرو شود و صادرکننده در این وضعیت به جای اتکا به اظهارات کلی درباره کیفیت محصول، امکان ارائه اطلاعات مستند درباره محل تولید و فرآیند طیشده را خواهد داشت و همین تفاوت میتواند دامنه خسارت ناشی از یک مورد اختلاف را محدود کند. این مسئله برای محصولاتی مانند پسته، فلفل، خشکبار و برخی محصولات باغی اهمیت بیشتری دارد، زیرا بازارهای خارجی برای پذیرش این محصولات فقط به ظاهر و قیمت توجه نمیکنند و موضوعاتی مانند باقیمانده سموم، آلودگیهای احتمالی، نحوه نگهداری و منشأ محصول نیز در فرآیند تجارت نقش دارند.
در چنین الگویی، شناسنامه محصول باید به اطلاعات واقعی مزرعه متصل باشد؛ یعنی ثبت یک کد روی بستهبندی به تنهایی کافی نیست و باید مشخص باشد چه نهادههایی مصرف شده، تولید در چه منطقهای انجام گرفته و کنترلهای فنی با چه سازوکاری صورت گرفته است. در غیر این صورت شناسه به یک برچسب اداری تبدیل میشود و ارزش آن برای تجارت خارجی کاهش پیدا میکند. نکته مهم دیگر، اتصال اطلاعات تولید به دستگاههای مرتبط با تجارت است. هر چه سامانههای بخش کشاورزی، گمرک، تجارت و کنترلهای بهداشتی ارتباط منسجمتری داشته باشند، اطلاعات یک محموله کمتر در نقاط مختلف پراکنده میشود و امکان بررسی سریعتر آن افزایش پیدا میکند. این تحول برای صادرکننده یک مزیت بالقوه دیگر هم دارد: تفکیک محصول بر اساس منشأ و سابقه تولید اجازه میدهد در صورت بروز مشکل، همه تولیدکنندگان یک محصول یا یک منطقه با یک اتهام مشترک مواجه نشوند و بررسی به همان زنجیرهای محدود شود که اطلاعات آن محل اختلاف قرار گرفتهاست.
هزینه شفافیت باید به ارزش صادراتی تبدیل شود
با وجود این مزایا، موفقیت طرح فقط به صدور شناسه وابسته نیست و مسئله اصلی به کیفیت اجرای آن برمیگردد، زیرا هر نظام رهگیری زمانی برای تولیدکننده و صادرکننده ارزش اقتصادی پیدا میکند که اطلاعات ثبتشده در تصمیمهای تجاری نیز کاربرد داشته باشد. اگر کشاورز برای دریافت شناسه مجبور به ثبت اطلاعات، انجام آزمایش یا رعایت الزامات فنی شود، اما بازار تفاوتی میان محصول دارای سابقه مشخص و محصول فاقد چنین سابقهای قائل نشود، هزینه این فرآیند عمدتاً در زنجیره تولید باقی میماند. در مقابل، اگر محصول دارای شناسنامه بتواند اعتماد خریدار را افزایش دهد یا دسترسی به بازارهای با استاندارد بالاتر را تسهیل کند، هزینه نظارت به بخشی از سرمایه تجاری محصول تبدیل خواهد شد؛ بنابراین هدف نهایی نباید افزایش تعداد فرمها و کدهای ثبتشده باشد، بلکه باید کاهش ریسک صادرات، ارتقای کیفیت و ایجاد امکان قیمتگذاری بهتر برای محصولاتی باشد که الزامات فنی بیشتری را رعایت میکنند.
بازار پسته نمونه مناسبی برای درک این مسئله است. ایران در سالهای اخیر همچنان یکی از تولیدکنندگان و صادرکنندگان مهم پسته جهان بوده و ارزش این زنجیره به گونهای است که اختلال در بازارهای مقصد، مستقیماً درآمد ارزی تولیدکنندگان، صادرکنندگان و صنایع فرآوری را تحتتأثیر قرار میدهد، بنابراین ایجاد سابقه قابل استناد برای محمولهها میتواند در مدیریت ریسک تجاری این محصول نقش داشته باشد. البته رهگیری به خودی خود کیفیت ایجاد نمیکند. اگر محصولی در مزرعه با مصرف نامناسب نهاده تولید شود، ثبت مشخصات آن فقط مشکل را مستند میکند و آن را حل نمیکند. به همین دلیل اثربخشی طرح به کنترل واقعی مصرف سموم، کودها، داروهای دامپزشکی و سایر نهادهها وابسته خواهد بود، لذا ناظر باید بتواند اطلاعات ثبتشده را با واقعیت تولید تطبیق دهد و در صورت وجود مغایرت، امکان اصلاح یا جلوگیری از ورود محصول مشکلدار به زنجیره صادرات وجود داشته باشد، در غیر این صورت اعتماد شکلگرفته در بازار مقصد ممکن است با یک تخلف دوباره آسیب ببیند.
اجرای مرحلهای طرح نیز مهم است، زیرا تفاوت میان محصولات، مناطق تولید و ساختار واحدهای کشاورزی اجازه نمیدهد یک نسخه واحد با سرعت یکسان در تمام بخشها اجرا شود. اقدام اولیه در گروههای مشخص محصولی فرصت شناسایی ضعفهای سامانه، مشکلات ثبت اطلاعات و ناهماهنگی میان دستگاههای مسئول را فراهم میکند و برای کشاورزان، مهمترین مسئله در این مرحله روشن بودن هزینه و فایده مشارکت است. اگر فرآیند دریافت شناسه پیچیده، پرهزینه یا زمانبر باشد، احتمال مقاومت یا ثبت ناقص اطلاعات افزایش مییابد، اما اگر این شناسه در قراردادهای خرید، فرآیند صادرات و دسترسی به بازار نقش پیدا کند، انگیزه تولیدکننده برای ثبت دقیق اطلاعات نیز بیشتر خواهد شد.
از طرف دیگر، صادرکننده باید بتواند از این اطلاعات در مذاکره با خریدار خارجی استفاده کند. خریدار وقتی برای سابقه محصول ارزش قائل میشود که اطلاعات ارائهشده معتبر، قابل بررسی و منطبق با استانداردهای بازار مقصد باشد؛ بنابراین اعتبار نظام شناسهگذاری در نهایت نه در تعداد شناسههای صادرشده، بلکه در میزان پذیرش آن توسط زنجیره تجارت سنجیده خواهد شد. در سطح کلان نیز این طرح بخشی از تغییر نگاه به صادرات کشاورزی است. رقابت دیگر صرفاً بر سر تولید بیشتر یا قیمت پایینتر نیست و کشورهایی که بتوانند منشأ و کیفیت محصولات خود را مستند کنند، ابزار بیشتری برای حفظ بازارهای حساس خواهند داشت.
برای ایران که بخشی از صادرات کشاورزی آن به محصولاتی با ارزش افزوده بالا مانند پسته، زعفران، گیاهان دارویی و محصولات باغی وابسته است، ایجاد چنین زیرساختی میتواند بخشی از ریسک ناشی از ابهام اطلاعاتی را کاهش دهد. البته نتیجه وقتی حاصل خواهد شد که شناسه از سطح یک کد اداری عبور کند و به پروندهای معتبر از مسیر تولید تا صادرات تبدیل شود. در نهایت، شناسهدار شدن محصولات کشاورزی یک تغییر در شیوه ثبت اطلاعات است که اثر واقعی آن در تجارت خارجی مشخص خواهد شد. اگر اطلاعات مزرعه دقیق ثبت شود، نظارت فنی جدی باشد و سامانهها به فرآیند صادرات متصل شوند، محصول ایرانی با سابقهای قابل دفاعتر وارد بازار میشود و امکان مدیریت اختلافات نیز افزایش پیدا میکند؛ اما اجرای ناقص طرح تنها یک لایه اداری تازه به زنجیره تولید اضافه خواهد کرد و هدف اصلی آن، یعنی تبدیل اطلاعات تولید به مزیت صادراتی، محقق نخواهد شد.