کد خبر: 1379874
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
سیدعبدالله متولیان
1 ۲۰۰ روز از روز‌هایی گذشت که ایران زیر فشار تهدید، جنگ و عملیات روانی قرار داشت، اما آنچه که در این ۲۰۰ روز بحرانی اهمیت راهبردی دارد، آشکار شدن ظرفیت توان یک ملت برای جذب شوک، حفظ انسجام و تبدیل فشار به قدرت است که در روز‌های عادی کمتر دیده می‌شود.

۲۰۰ روز از روز‌هایی گذشت که ایران زیر فشار تهدید، جنگ و عملیات روانی قرار داشت، اما آنچه که در این ۲۰۰ روز بحرانی اهمیت راهبردی دارد، آشکار شدن ظرفیت توان یک ملت برای جذب شوک، حفظ انسجام و تبدیل فشار به قدرت است که در روز‌های عادی کمتر دیده می‌شود. ظرفیتی که در آن، «تاب‌آوری اجتماعی» از یک ویژگی فرهنگی فراتر می‌رود و به مؤلفه‌ای از قدرت ملی تبدیل می‌شود. یکی از اهداف اصلی جنگ‌های فرسایشی خسته کردن جامعه، شکستن اعتماد، تشدید شکاف‌ها و رساندن ملت به این نقطه است که هزینه ایستادگی را بیش از توان خود تصور کند. از این منظر، استمرار انسجام اجتماعی در طول ۲۰۰ روز، یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند؛ جامعه ایران را نمی‌توان صرفاً تماشاگر بحران دانست، خود جامعه بخشی از معادله قدرت است. 
تاب‌آوری، یعنی بتوانی ضربه را تحمل کنی، نظم اجتماعی را از دست ندهی، امید را حفظ و پس از هر شوک، دوباره خودت را بازیابی کنی. این دقیقاً همان ظرفیتی است که محاسبات دشمن را با دشواری مواجه می‌سازد. قدرت کشور‌ها معمولاً با موشک، اقتصاد، فناوری، دیپلماسی و توان نظامی سنجیده می‌شود، اما اراده اجتماعی برای حفظ کشور به عنوان یک مؤلفه حیاتی و مؤثر در محاسبات سنتی کمتر دیده می‌شود. بی‌شک قدرت سخت، بدون پشتوانه اجتماعی، شکننده می‌شود و سرمایه اجتماعی، بدون قدرت دفاعی در برابر تهدید پایدار نمی‌ماند. قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که این دو در کنار یکدیگر قرار گیرند. بر این اساس بازدارندگی فقط توان وارد کردن هزینه نیست؛ توان تحمل فشار و حفظ انسجام پس از آن نیز بخشی از اعتبار بازدارندگی است. در جنگ‌های ترکیبی نوین دشمن در جنگ شناختی عمدتاً در پی تصرف ذهن مردم کشور هدف است. القای ترس، بزرگ‌نمایی قدرت دشمن، ایجاد احساس بی‌پناهی و تبدیل اختلافات طبیعی جامعه به شکاف‌های امنیتی، همه برای شکستن اراده ملی به کار گرفته می‌شوند. 
اما این ۲۰۰ روز یک درس راهبردی دیگر نیز دارد؛ جامعه‌ای که بتواند در میانه فشار، هویت و پیوند‌های اصلی خود را حفظ کند، به‌سادگی در میدان جنگ شناختی در تله روایت دشمن گرفتار نمی‌شود. این برای طرف مقابل فقط یک مسئله اجتماعی نیست، یک مسئله محاسباتی است. اگر دشمن نتواند رفتار جامعه را با فشار نظامی و روانی پیش‌بینی یا کنترل کند، بخشی از طراحی او برای تحمیل اراده و ناامیدسازی مردم یا رویارویی مردم با نظام با عدم قطعیت مواجه می‌شود. پیام تجربه ملت مبعوث در داخل مرز‌های ایران متوقف نمانده است. دوستان، رقبا و حتی قدرت‌های جهانی توان کشور را فقط از روی تجهیزات نظامی آن ارزیابی نمی‌کنند، آنها به این پرسش نیز نگاه می‌کنند که جامعه ایرانی در برابر فشار تا کجا می‌ایستد و پس از ضربه با چه سرعتی بازسازی می‌شود. 
از این منظر، ۲۰۰ روز مقاومت ملت مبعوث، برداشت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی از قدرت ایران را تحت تأثیر قرار داده و با تغییر ماهوی مواجه ساخته است. کشوری که جامعه‌اش در شرایط فشار، انسجام خود را حفظ می‌کند برای طرف مقابل محاسبه متفاوتی دارد، زیرا هرگونه فشار خارجی باید نه فقط هزینه نظامی و اقتصادی، بلکه ظرفیت اجتماعی و ملی برای تحمل و پاسخ را نیز در محاسبه وارد کند. 
اما بزرگ‌ترین آزمون هنوز باقی است؛ آیا سرمایه اجتماعی شکل گرفته در بحران می‌تواند به سرمایه‌ای ماندگار برای ایران تبدیل شود؟ پاسخ به این سؤال به عوامل متعدد بستگی دارد. این سرمایه باید با اعتماد عمومی، کارآمدی، عدالت، اطلاع‌رسانی شفاف، پاسخگویی و کاهش شکاف‌های اجتماعی تقویت شود. در غیر این صورت، حتی بزرگ‌ترین سرمایه‌های دوران بحران نیز ممکن است با گذشت زمان فرسوده شوند. بنابراین دستاورد ۲۰۰ روز را نباید فقط در شمارش کمی شب‌ها یا تصاویر خیابان‌ها جست‌و‌جو کرد. دستاورد بزرگ‌تر، کشف یک منبع قدرت درونی است؛ ملتی که می‌تواند فشار را جذب کند، انسجامش را حفظ کند و از دل تهدید، ظرفیت جدیدی برای قدرت ملی بسازد. مقاومت ۲۰۰ روزه ملت مبعوث به یک حقیقت روشن تبدیل شده است و آن اینکه ایران فقط با سلاح‌هایش از خود دفاع نمی‌کند، بخشی از قدرت دفاعی ایران، خود ملتی است که در سخت‌ترین روز‌ها ایستاده است و این شاید مهم‌ترین عاملی باشد که ۲۰۰ روز مقاومت، به معادلات قدرت افزوده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار