جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها»ی ونیز برای لاله مرزبان، بیش از آنکه یک موفقیت سینمایی به نظر برسد، در امتداد همان روایت سیاسی و یکسویهای قرار گرفت جوان آنلاین: جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها»ی ونیز برای لاله مرزبان، بیش از آنکه یک موفقیت سینمایی به نظر برسد، در امتداد همان روایت سیاسی و یکسویهای قرار گرفت که سالهاست سینمای زیرزمینی در جشنوارههای خارجی از ایران ارائه میکند؛ روایتی که این بار نیز با سخن گفتن از «زنان ایران»، پشت به واقعیت زنان ایرانی و ایستادگی آنها در ماههای اخیر کرد. در واقع جشنواره ونیز با اهدای این جایزه به لاله مرزبان همانند دیگر جشنوارههای ضد ایرانی مانند کن و برلین، جدیدترین مظنه و قیمت وطنفروشی و خیانت به مردم یک کشور را اعلام کرد!
هشتادوسومین جشنواره ونیز آنقدر سیاسی بود که خودش هم از خودش میترسید! حضور دو فیلم با زبان فارسی و مسئله ایران نیز باعث شد رسانهها بیشتر روی آن حساس شوند. پیشفرض همه این است که وقتی نام «ایران» این روزها در جهان یکی از پربسامدترین عناوین است، هرکس با این نام پای در جشنوارههای سینمایی میگذارد، باید جنایت بزرگتر را ببیند، حرف این مردم که در ماههای گذشته شاهد بزرگترین جنایات علیه بشریت بودهاند، را بشنود، و به نفع مردم تحت ستم و محاصره حرفی زده شود.
اما باز هم سینمای زیرزمینی و نمایندگان آن نشان دادند ارزشی برای حرف اصلی مردم ایران قائل نیستند و با حاشیهسازی علیه کشورشان، آب به آسیاب دشمن میریزند تا شاید از دست تروریستهای کت و شلواری دستخوش بگیرند؛ این بار نوبت لاله مرزبان بود که برای گرفتن شیر طلایی هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز نه فقط بر آزادگی و شرافتش بلکه بر عزت و اقتدار کشور و ملتش چوب حراج بزند.
جایزهای برای یک فروشنده!
لاله مرزبان، برای فیلم زیرزمینی «مراقب»، برنده جایزه بهترین بازیگر زن از بخش افقهای فستیوال ونیز شد؛ جایزهای که باید مطمئن بود بلاشک برای قوت فنی و توانایی محتوایی فیلم نبوده است بلکه ایجاد فرصتی برای خودفروشی و دروغگویی برنده مرعوب و البته نمکگیر شده آن است که طبق معمول بعد از دریافت جایزه گفته میشود.
فیلم زیرزمینی «مراقب» محسن قرایی آنقدر ضعیف بود که نقدهای زیادی از سوی منتقدان واقعی سینما در مورد آن گفته و نوشته شد، اما شاید یک متن حاوی جملات موهوم با چاشنی احساسات زنانه و همچنین کمی اشک تمساح و بازی در جشنواره و سینمای سیاستزده تروریستهای کت و شلواری غربی به نام مردم و بهخصوص زنان ایرانی و به کام صحنهپردازان سیرک ونیز، کافی باشد تا با عوض کردن جای قاتل و مقتول و وارونهسازی مسائل سهمی در جوایز این جشنواره داشته باشد. مسیری که سازندگان این اثر در همان روزهایی که مشغول فیلمبرداری سکانسهای آن در تهران بودند برای خودشان ترسیم کرده بودند و در ادامه هم با گفتوگوهای متعدد با رسانههای غربی راه دستیابی به جایزه خیانت به مردم و وطنفروشی را هموارتر کردند.
نکته جالب اینجاست که لاله مرزبان در سریالهای تلویزیونی و سینمای ایران، یک بازیگر متوسط بوده و هست، اما این بار تلاش کرد برای کسب رضایت گردانندگان سیرک ونیز تمام توانش را بگذارد! در حالی که در شش ماه اخیر و برای بار دوم طی یکسال گذشته کشور و مردم در مقابل یک جنگ تحمیلی تمامعیار ایستادهاند و او نیز حتماً شاهد بوده که زنان این کشور فرزندانشان را فدای ایران کردند و کودکانشان جلوی چشمهایشان پرپر شدند، ترجیح داد با عبور از شرافت و آزادگی انسانی در یک فیلم دیگر نقش یک پرسوناژ خائن و وطنفروش را ایفا کند؛ زمین سوخته و تاریخ مصرفگذشتهای که آرام آرام در حال از دست دادن گستره اثرگذاریاش بر اذهان است. او در حالی از تحقق آزادی زنان ایران حرف زد که کمترین اشارهای به دخترکان مینابی و لامردی نکرد؛ ظاهراً جنسیت و موقعیت جغرافیایی در مهم و غیر مهم بودن افراد اثرگذار است!
اما پرسش اصلی خطاب به خانم مرزبان، خانم ریما رامینفر و سایر عوامل فیلم زیرزمینی «مراقب»، این است که این حرفها برای شما چه اعتباری، جز یک جایزه و چند فریم عکس و ژستهای آتلیهای روی فرش قرمز جشنواره ونیز، خواهد داشت؟ چگونه در چشمان مادران کودکهای مینابی، ملاردی و سیریکی نگاه خواهید کرد؟ زن ایرانی فقط آن تصویری نیست که در جشنوارههای خارجی از او ساخته میشود. زن ایرانی را میتوان در میان همان مادرانی دید که فرزندانشان را فدای ایران کردند، در میان زنانی که در روزهای سخت کنار خانواده و کشورشان ایستادند و در میان زنانی که هزینه سنگین بحران و جنگ را در زندگی واقعی خود پرداختند. اینها همان پرسشهایی است که در پس یک جایزه سینمایی قرار گرفتهاند؛ جایزهای که قرار بود نشانه موفقیت یک بازیگر باشد، اما سخنان پس از دریافت آن، آن را به بخشی از یک روایت سیاسی درباره ایران تبدیل کرد.
سیاستهای جشنوارههایی مثل ونیز، حمایت از قرائت غیررسمی و اصطلاحاً زیرزمینی است؛ قرائتی که بیشتر نزدیک به خونشویی از اتفاقات کشور عزیزمان و سفید کردن چهره جنایتکاران اصلی و حامیان آن در جهان غرب است.