کد خبر: 1379043
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۱
1 بحث پردامنه در فضای سیاسی کشور این روز‌ها دعوای کسانی است که وقتی قیمت نفت با اقدامات میدانی بالا می‌رود، از اقدامات دیپلماتیک که آن را پایین می‌آورد انتقاد شدید می‌کنند. مثلاً نشست فردا در عمان یا حتی همین حضور رئیس‌جمهور در اجلاس بریکس و سخنان او را بشدت نقد می‌کنند. پزشکیان در حاشیه‌ی بریکس گفت که امریکا اگر محاصره و دشمنی را کنار بگذارد، تنگه را باز می‌کنیم
غلامرضا صادقیان

جوان آنلاین: بحث پردامنه در فضای سیاسی کشور این روز‌ها دعوای کسانی است که وقتی قیمت نفت با اقدامات میدانی بالا می‌رود، از اقدامات دیپلماتیک که آن را پایین می‌آورد، انتقاد شدید می‌کنند. مثلاً نشست فردا در عمان یا حتی همین حضور رئیس‌جمهور در اجلاس بریکس و سخنان او را بشدت نقد می‌کنند. پزشکیان در حاشیه‌ی بریکس گفت که امریکا اگر محاصره و دشمنی را کنار بگذارد، تنگه را باز می‌کنیم. 

منتقدان حتی سخنگوی وزارت‌خارجه را به تلویزیون می‌آورند و مستقیماً او را در این‌باره سؤال‌پیچ می‌کنند. این صورت رسمی کار است، در شکل غیررسمی افراد را به خیانت و نفوذی‌بودن هم متهم می‌کنند. همین افراد گاهی به مسئولان نظامی و مذاکره‌کنندگان ارشد نیز چنین نگاهی دارند و مثلاً اگر عاصم منیر به ایران آمد، او را فرستاده‌ی ترامپ برای پایین نگه‌داشتن قیمت نفت می‌دانند و از مسئول ایرانی که او را در آغوش گرفته می‌خواهند که لباسش را عوض کند! این نوع نگاه در توهین به فرماندهان سابق که تمامی آنان به شهادت رسیدند نیز وجود داشت. واضح است که برخی از اینان- نه همگی- واقعاً با دلسوزی چنین گمان می‌کنند که باید اجازه داد قیمت نفت اوج بگیرد تا مجموع اهداف ایران که بازدارندگی و جلوگیری از جنگ آینده است، محقق شود؛ و نیز روشن است که میانجی‌ها واقعاً میانجی نیستند و بازو‌های امریکا هستند. اما یک چیز دیگر هم روشن است، این‌که بیشتر منتقدان یک پیج اینستاگرام دارند یا یک میز ثابت در رسانه‌ملی و تمام. این‌گونه هر چیزی را می‌توانند به‌راحتی بر زبان بیاورند. نه دغدغه دولتی‌ها برای اداره کشور را دارند و نه تصمیم نظامیان برای تدبیر جنگ را. پس تحلیل‌های‌شان خیلی یله و ر‌ها می‌شود. یک تحلیلگر واقعی باید خودش را جای عالی‌ترین مقامات کشور بگذارد و بعد ببیند چه می‌خواهد بگوید. نه این‌که از سر بی‌خیالی و سرخوشی هر چیزی را بلغور کند. وقتی چنین نگاهی نباشد، استدلال‌ها یا زاویه‌ی نگاه منتقدان بسیار ساده و سطحی می‌شود و اتفاقاً گاهی آن‌قدر استدلال بوی سیاسی‌زدگی می‌دهد که آدم شک می‌کند که منتقد دنبال چیست!
انطباق تحرکات دیپلماتیک با کاهش قیمت نفت به این افراد چنان اعتماد‌به‌نفسی داده است که گمان می‌کنند عقل کامل‌اند و درست فکر می‌کنند و اگر با همین دست‌فرمان یعنی مقاومت میدانی پیش برویم و تحرک دیپلماتیکی هم نداشته باشیم، پس امریکا را تسلیم می‌کنیم. همین استدلال ساده بسیاری را نیز توجیه و قانع می‌کند ولی معتقدم مهم‌ترین چیزی که اینان در نقد خود به آن نمی‌پردازند آن است که مسئله را بیش از حد خطی و یک‌وجهی می‌بینند. یعنی گمان می‌کنند اگر ما تنگه‌ها (هرمز و باب) را ببندیم و نفتکش‌ها را بزنیم، نرخ نفت بالا می‌رود و سپس امریکا تسلیم می‌شود. این‌جا فرض گرفته شده است که طرف مقابل هیچ اقدام دیگری نمی‌کند و فقط با همین فرمان یعنی «بحران در میدان و بالارفتن قیمت نفت» همه‌چیز ادامه پیدا می‌کند. این خطایی بزرگ است که فکر کنیم توان ایجاد هزینه با توان تبدیل آن هزینه به امتیاز سیاسی یکی است. 
بنگرید که استدلال منتقدان از اساس بی‌معنا نیست. صورت استدلال آنان این است که «اختلال در هرمز، قیمت نفت را بالا می‌برد، و موجب افزایش تورم و هزینه انرژی در امریکا می‌شود و این یعنی افزایش هزینه‌ی ادامه جنگ و وادار شدن امریکا به مذاکره و دادن امتیاز و ایجاد بازدارندگی برای جنگ آینده» ولی آیا این شوک اقتصادی به شکست و فروپاشی تصمیم سیاسی در غرب می‌انجامد؟! همان‌گونه که ایران در طول چند دهه برای عبور از فشار‌ها و تحریم‌ها راه‌های جدید پیدا کرده است، نمی‌توان فرض کرد که طرف مقابل هم منفعل می‌ماند و برای خنثی‌کردن اهرم‌های ایران راهی پیدا نمی‌کند. آیا مسئله به همین شکل خطی و پیش‌بینی فرضی منتقدان جلو می‌رود یا ممکن است تغییرات ناشناخته رخ دهد؟! مثلاً ندیدم که کسی از استراتژیست‌های نامی کشور مسئله محاصره‌ی دریایی را پیش‌بینی کرده باشد!
فرض کنیم ایران بتواند نفت را بسیار گران کند. آیا امریکا در اثر این هزینه مجبور به عقب‌نشینی می‌شود، یا برعکس، به سمت خنثی‌کردن همین اهرم ایران می‌رود؟ و آیا لزوماً امریکا در زمان استیصال همان کاری را می‌کند که ما انتظار آن را داریم؟ بله اگر امریکا به این نتیجه برسد که «هرگاه با ایران وارد جنگ شویم، ایران می‌تواند اقتصاد جهانی را گروگان بگیرد»، ممکن است نتیجه آن ممانعت از جنگ باشد. ولی چه کسی به شما تضمین داده است که دقیقاً چنین نتیجه‌ای بگیرد؟! ممکن است نتیجه بگیرد «باید کاری کنیم که ایران دیگر نتواند هرمز را اهرم کند». پس ما باید دقیقاً در همین نقطه قوی‌تر از امریکا ظاهر شویم. این قوت فقط با قیمت نفت نیست، باید تصمیمی گرفته شود که هرمز به هدف جنگ آینده تبدیل نشود و باید نشان داد که تدبیر بازدارندگی در مقامات ایران دو وجه دارد، یکی بیشترکردن هزینه جنگ برای دشمن و دیگری کمترکردن هزینه تسلیم برای او. دشمن باید بخش دوم را هم احساس کند. یعنی بداند وقتی نفت اوج می‌گیرد، ایران می‌تواند هزینه تسلیم را برای او کم کند تا راه تسلیم و صلح کم‌هزینه را به روی خود بسته نبیند. 
من نیز مانند برخی از همین منتقدان معتقدم ما وارد جنگی بزرگ شده‌ایم که نمی‌توان با یک اقدام کوچک یا تصمیم مقطعی به آن پایان داد. باید نشان دهیم که توان تدبیر جنگ و مذاکره را همزمان برای مدتی بسیار طولانی داریم. می‌توان در این موقعیت به تدبیر و تصمیم جمعی مسئولان نظامی و سیاسی کشور اعتماد بیشتری کرد، تا به هیجانات زودگذر چند مجری تلویزیون و فعال سیاسی، حتی اگر در مواقعی و مواضعی اشتباه هم باشد یا عالی نباشد. دست‌کم چنین اعتمادی مانع دودستگی و دوقطبی «جنگ‌طلب و صلح‌طلب» می‌شود. 
ممکن است بگویند تصمیمات سیاسی در ایران تاکنون اهرم‌هایی مثل تنگه را شل‌وسفت کرده است. خب چه کسی گفته است که این کار نادرستی است؟! محاسبات راهبردی به این نیست که اهرم‌های خود را آن‌قدر سفت ببندیم که طرف مقابل تمامی نیروی خود را برای بازکردن آن مصروف کند. شما نگاه کنید که جبهه‌ی مقاومت در یمن کاری کرد که به‌ناگاه قدرت بازدارندگی مقاومت چندین برابر شد. درواقع یک متغیر میدانی به معادله آمد که بسیاری از محاسبات پیشین را عوض کرد و نشان داد که جنگ و بازدارندگی لزوماً از مسیر‌هایی که در تحلیل خطی گفته می‌شود، پیش نمی‌رود. این هم مانند محاصره دریایی چیزی نبود که استراتژیست‌های پرکار در کشور آن را پیش‌بینی کرده باشند. چرا نباید به کسانی که از آغاز جنگ چهل‌روزه تاکنون چنین پیروزی‌هایی را پی‌درپی به چنگ آورده‌اند و جنگ را و صلح را توأمان با برنامه و با تدبیر پیش‌می‌برند، اعتماد کرد؟ 
هدف منتقدان اکنون «گران نگه‌داشتن نفت» است و البته برخی‌شان می‌گویند این هدف مقطعی و برای بازدارندگی بعدی است. ولی اگر هدف واقعی «بازدارندگی و گران‌کردن جنگ با ایران» است، باید دید که آیا با گران‌کردن نفت محقق می‌شود یا نه. این پرسشی نیست که به‌سادگی و با دو دوتا چهارتای اعداد و ارقام مربوط به قیمت نفت به پاسخ برسد. 
شخصاً معتقدم امریکا و جهان کاپیتالیستی تا یک حدی ضرر را می‌پذیرد، نه بیشتر از آن. پس اگر دنبال اقدام راهبردی برای تسلیم امریکا هستیم، همین که نشان دهیم اگر به ایران حمله کنند یا به محاصره ادامه دهند، هزینه‌ای که می‌پردازند از فایده‌ای که می‌برند، بیشتر خواهد بود، از ادامه کارزار منصرف می‌شوند. این‌جا همان جایی است که دیپلماسی و میدان باید مشترکاً فکر کنند و وارد محاسبه شوند. 
اگر ایران بتواند هم‌زمان دو پیام بفرستد که اول، جنگ با ایران هزینه بسیار سنگینی دارد و ایران نشان داد شکست‌ناپذیر است و دوم، اگر امریکا از مسیر جنگ خارج شود، راهی برای توافق وجود دارد (یعنی چیزی که در هفته‌های اخیر قالیباف، جوانی، طائب و رضایی عیناً گفتند و دولتی‌ها هم هر روز می‌گویند)، آن‌گاه فشار اقتصادی میدان امکان بیشتری برای تبدیل‌شدن به اهرم مذاکره دارد. 
وانگهی شما چه می‌دانید شاید دشمن همین‌حالا از ایستادگی میدانی ما خسته و ناتوان شده است و فرصت مناسبی برای تبدیل اهرم هرمز و نفت به قدرت چانه‌زنی باشد. اگر عاقل باشند لازم نیست که ماه‌ها درباره آنچه در یمن اتفاق افتاد فکر کنند؛ و باید سریع‌تر تصمیم بگیرند. 
اهرم ژئوپلیتیکی هرمز چیزی نیست که با یک دیدار یا یک اظهارنظر دیپلماتیک از دست ما خارج شود. ایران قطعاً نخواهد گذاشت که به آسانی این اهرم از معادله امنیت منطقه حذف شود. کسانی که امنیت هرمز را صرفاً در «رونق رفت‌وآمد» آن خلاصه می‌کنند، در واقع یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی ایران را با یک منفعت تجاری کوتاه‌مدت اشتباه گرفته‌اند. اینان عموماً آسوده‌طلب هستند و اسم آن را می‌گذارند صلح‌طلبی!
اگر دشمن بداند جنگ با ایران پرهزینه است، اما بداند که از مسیر مذاکره نیز می‌تواند از ننگ تسلیم کامل ر‌ها شود، احتمال انتخاب مذاکره افزایش می‌یابد. این همان نقطه‌ای است که میدان و دیپلماسی، در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند. نگاه یک استراتژیست مسئولیت‌پذیر باید همراه‌کردن دیپلماسی و میدان به صورت توأم باشد، نه فقط همراه‌کردن یکی با دیگری.

برچسب ها: نفت ، دیپلماسی ، امریکا ، بریکس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار