طبق اعلام پایگاه داده بلایای طبیعی جهان (EM- DAT) ایران از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۱۶ بیش از ۲۵۰ فاجعه طبیعی از جمله زلزله، سیل، خشکسالی و طوفان را تجربه کرده که خسارتی بالغ بر ۵۳ میلیارد دلار به دنبال داشته است. این آمار ایران را در فهرست ۱۰ کشور آسیبپذیر جهان در برابر بلایای طبیعی قرار میدهد، جایی که ۳۱ نوع از ۴۳ نوع بلایای شناختهشده جهانی در آن رخ میدهد. طبق اعلام پایگاه داده بلایای طبیعی جهان (EM- DAT) ایران از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۱۶ بیش از ۲۵۰ فاجعه طبیعی از جمله زلزله، سیل، خشکسالی و طوفان را تجربه کرده که خسارتی بالغ بر ۵۳ میلیارد دلار به دنبال داشته است. این آمار ایران را در فهرست ۱۰ کشور آسیبپذیر جهان در برابر بلایای طبیعی قرار میدهد، جایی که ۳۱ نوع از ۴۳ نوع بلایای شناختهشده جهانی در آن رخ میدهد.
حال حوادث ترافیکی و حوادث شغلی را هم وقتی به این حوادث اضافه کنید متوجه خواهید شد سطح بلایایی که هر ایرانی در طول سال با آن مواجه است چقدر زیاد میشود. بگذریم از اینکه طی یک سال گذشته کشورمان با جنگ و تبعات آن هم درگیر بوده و حملات دشمن به مناطق مسکونی و غیرنظامی منجر به آسیبهای جدی به افراد و مردم عادی شدهاست.
نکته قابل تأمل اینجاست که در یک حادثه بزرگ، حتی اگر دستگاههای امدادی با تمام ظرفیت وارد میدان شوند، ممکن است دسترسی به همه مصدومان در دقایق نخست امکانپذیر نباشد. راهها ممکن است مسدود شوند، ارتباطات قطع شود، ساختمانها فرو بریزند و حجم نیازها از ظرفیت اولیه امدادرسانی فراتر برود.
در چنین شرایطی، نخستین حلقه زنجیره نجات الزاماً امدادگر حرفهای نیست؛ ممکن است همان فردی باشد که چند متر آنسوتر ایستاده، یکی از اعضای خانواده باشد یا شهروندی باشد که امدادگران میداند و آموزش کمکهای اولیه دیدهاست.
فرد گرفتار در سیل یا زلزله، مصدوم حادثه جادهای، فرد دچار برقگرفتگی، سوختگی، خونریزی یا خفگی نیز ممکن است در لحظاتی نیازمند اقدامی باشد که پیش از رسیدن نیروهای حرفهای باید انجام شود.
علاوه بر حوادث و بلایای طبیعی همچون سیل و زلزله و رانش زمین، در کشور ما آمار حوادث ترافیکی هم بسیار بالاست، بهگونهای که هر لحظه در هر خیابان یا جادهای ممکن است یک تصادف رخ بدهد و افرادی مصدوم شده یا حتی جانشان را از دست بدهند.
یک تصادف شدید ممکن است با خونریزی، شکستگی، آسیبهای سر و گردن، سوختگی یا اختلال تنفسی همراه باشد. در چنین صحنهای، واکنش اطرافیان میتواند در وضعیت مصدوم مؤثر باشد؛ همانطور که اقدام نادرست نیز ممکن است آسیب را تشدید کند.
بنابراین آموزش کمکهای اولیه فقط به معنای یادگیری چند تکنیک نیست؛ بخشی از آن آموزش این است که فرد بداند چه کاری نباید انجام دهد. جابهجا نکردن بیدلیل مصدوم مشکوک به آسیب ستون فقرات، کنترل خونریزی شدید، کمک به فرد دچار خفگی و تماس سریع با خدمات امدادی، هر کدام میتواند در لحظات نخست اهمیت داشته باشد.
در بسیاری از شرایط اضطراری، فاصله میان وقوع حادثه و رسیدن نیروهای تخصصی میتواند تعیینکننده باشد. به همین دلیل، کمکهای اولیه در واقع حلقهای میان «وقوع حادثه» و «رسیدن خدمات تخصصی» است.
فردی که دچار ایست قلبی شده، ممکن است در دقایق نخست به احیای قلبی- ریوی نیاز داشته باشد. فردی که خونریزی شدید دارد، پیش از رسیدن آمبولانس به کنترل خونریزی نیازمند است و فرد گرفتار در خفگی ممکن است فرصت انتظار برای رسیدن نیروهای امدادی را نداشته باشد.
هدف از آموزش عمومی این نیست که شهروندان جای پزشک، پرستار یا امدادگر را بگیرند؛ هدف آن است که در فاصله میان وقوع حادثه تا رسیدن نیروهای تخصصی، اقدامات درست و ایمن انجام شود. به همین دلیل، یادگیری کمکهای اولیه باید همزمان با فرهنگ ایمنی، خودامدادی و دگرامدادی دنبال شود؛ فرهنگی که در آن شهروند نه یک تماشاگر حادثه، بلکه نخستین حلقه زنجیره نجات است.
روز جهانی کمکهای اولیه تلنگر و بهانهای است تا ضرورت همگانی شدن آموزش کمکهای اولیه و امدادگری را بهخصوص با عنایت به شرایط ویژه کشورمان جدیتر بگیریم. موضوعی که میتواند از طریق رسانههای عمومی، مدارس و محیطهایی همچون مساجد و حتی در تجمعات شبانه به عنوان ظرفیتهایی برای ارتباط با کف جامعه برنامهریزی و انجام شود.
بیتردید آشنایی هر یک از ما با امدادگری میتواند خیلی وقتها سرنوشت افراد درگیر در یک حادثه را تغییر دهد.