برای من، جذابترین بخش، رابطهای بود که مردم با قنات بهعنوان یک موجود زنده و بخشی از زندگی روزمرهشان داشتهاند. قنات فقط آب را به روستا یا شهر نمیرسانده، حول آن نوعی نظم اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته است جوان آنلاین: احمد صرافیزد، مستندساز، که پیش از این در آثاری مانند «تا بادها، یادها را نبرند»، «هزار و یک شب بلدیه»، «شازده حمام» و «همه چیز برای فروش» به وجوه مختلف تاریخ، فرهنگ و زندگی اجتماعی یزد پرداخته است، این بار ساخت مستندی نیمهبلند درباره قناتهای یزد را در دست دارد.
صرافیزد درباره چرایی انتخاب قنات بهعنوان موضوع فیلم جدید خود به «جوان» میگوید: قبل از ساخت این فیلم، قنات برای من بیشتر یک سازه تاریخی و بخشی از میراث معماری و مهندسی ایران بود؛ اما وقتی وارد فضای قنات شدم و با مقنیها و آدمهایی که هنوز با این سیستم زندگی و کار میکنند همراه شدم، نگاه من کاملاً تغییر کرد. فهمیدم قنات فقط یک مسیر زیرزمینی برای انتقال آب نیست، بلکه حاصل رابطهای عمیق میان انسان، زمین، آب و زمان است.
او ادامه میدهد: آنچه برای من جذاب بود، این بود که قنات با وجود قدمت بسیار زیاد، هنوز یک مفهوم زنده است. هنوز آدمهایی هستند که برای حفظ و لایروبی آن وارد عمق زمین میشوند و دانشی را با خود حمل میکنند که نسل به نسل منتقل شده است. انتخاب این موضوع از همینجا شکل گرفت. در یزد، آب همیشه فراتر از یک نیاز طبیعی بوده و بخش مهمی از شکلگیری شهر، کشاورزی، معماری و حتی فرهنگ زندگی مردم به آب و شیوه دسترسی به آن وابسته بوده است. احساس کردم قنات میتواند بهانهای باشد برای روایت بخشی از تاریخ و فرهنگ یزد، اما از زاویهای انسانی و نه صرفاً تاریخی.
روایت قنات از دل زندگی مردم
کارگردان «تا بادها، یادها را نبرند» درباره وجه انسانی این فیلم و بخشهایی از زندگی مردم یزد که در ارتباط با قنات برایش جذاب بوده است، میگوید: برای من، جذابترین بخش، رابطهای بود که مردم با قنات بهعنوان یک موجود زنده و بخشی از زندگی روزمرهشان داشتهاند. قنات فقط آب را به روستا یا شهر نمیرسانده، حول آن نوعی نظم اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته است. از تقسیم و مدیریت آب گرفته تا کشاورزی، شکلگیری سکونتگاهها و مشاغلی که مستقیماً با قنات ارتباط داشتهاند، همه نشان میدهد که آب چگونه توانسته ساختار زندگی در یک سرزمین خشک را شکل دهد.
او میافزاید:، اما شاید مهمتر از همه، مواجهه با مقنیها بود. آدمهایی که برای پیدا کردن و حفظ آب، وارد تاریکی و عمق زمین میشوند. برای من این تقابل میان تاریکی زیر زمین و زندگیای که روی زمین جریان پیدا میکند، یکی از مهمترین وجوه فیلم است. در واقع، قنات را از طریق انسانهایی روایت میکنم که هنوز با آن زندگی میکنند و برای ادامه حیاتش تلاش میکنند.
صرافیزد که در «تا بادها، یادها را نبرند» نیز از عکس و تصویر برای روایت تاریخ اجتماعی یزد استفاده کرده است، درباره چالشهای تصویری مستند جدیدش میگوید: تصویربرداری از قنات یکی از چالشهای اصلی فیلم است، چون با فضایی مواجه هستیم که هم از نظر فیزیکی محدود و دشوار است و هم از نظر بصری با تاریکی، عمق و سکوت تعریف میشود. تلاش کردهام صرفاً قنات را بهعنوان یک فضای زیرزمینی نمایش ندهم، بلکه تجربه حضور در آن را به مخاطب منتقل کنم، یعنی مخاطب احساس کند که همراه فیلم وارد این جهان میشود. به همین دلیل، در فیلم روی جزئیاتی مثل بافت خاک، حرکت آب، دیوارههای کانال، صدای قطرات آب، نفسهای مقنی و تاریکی مسیر تأکید دارم.
او ادامه میدهد: در کنار تصویربرداری درون قنات، از تصاویر سطح زمین و زندگیای که به واسطه آب شکل گرفته نیز استفاده میکنم تا ارتباط میان آنچه در زیر زمین اتفاق میافتد و زندگی روی زمین برای مخاطب قابل لمس باشد. در واقع برای من مهم است که قنات فقط دیده نشود، بلکه تا حد امکان حس شود.
فیلم بعد از نمایش وارد گفتوگو میشود
صرافیزد درباره آخرین وضعیت تولید این پروژه نیز بیان میکند: این پروژه در مرحله پژوهش و تولید قرار دارد و ساختار آن در قالب یک مستند نیمهبلند طراحی شده است. تمرکز اصلی بر تکمیل تصویربرداری و جمعآوری بخشهای آرشیوی و پژوهشی است تا بتوانم در کنار وجه تاریخی و فرهنگی قنات، یک روایت سینمایی و انسانی نیز شکل دهم. هدف این است که فیلم صرفاً یک معرفی درباره قنات نباشد، بلکه مخاطب از طریق داستان آدمها و مواجهه آنها با آب و زمین، با معنای عمیقتری از قنات روبهرو شود.
این مستندساز که «هزار و یک شب بلدیه» را نیز در بخش مسابقه ملی کوتاه هفدهمین جشنواره «سینماحقیقت» داشته است، درباره تجربه حضور در این جشنواره میگوید: «سینماحقیقت» برای من همیشه فقط یک جشنواره برای نمایش فیلم نبوده بیشتر فرصتی بوده برای اینکه فیلم را در کنار آدمهایی ببینم که دغدغه مشترکی با من دارند.
صراف یزد با اشاره به یکی از خاطرههای خود از جشنواره، توضیح میدهد: یکی از ماندگارترین خاطرات من، مواجهه با مخاطبان و مستندسازان بعد از نمایش فیلم است؛ زمانی که درباره فیلم صحبت میکنند و گاهی نکتهای را میبینند که حتی خود فیلمساز هنگام ساخت به آن توجه نکرده است. این یکی از ویژگیهای مهم سینمای مستند است؛ اینکه فیلم بعد از تمام شدن نمایش، تازه وارد گفتوگو میشود. برای من حضور در سینماحقیقت هر بار چنین تجربهای بوده؛ دیدن فیلمها، گفتوگو با فیلمسازان و شنیدن نگاههای متفاوت به سینمای مستند.
موضوعی شخصی با روایتی جهانشمول
صرافیزد درباره فیلمی که از میان آثار دیدهشده در «سینماحقیقت» بیشتر در ذهنش مانده است، میگوید: فیلم مستند «در جستوجوی فریده» از آثاری است که در ذهن من ماندگار شده است. چیزی که بیش از همه برایم جذاب بود، شیوه روایت فیلم بود. اینکه یک موضوع به ظاهر شخصی و ساده، یعنی جستوجوی یک زن برای پیدا کردن ریشه و هویت خودش، به تدریج به روایتی انسانی و جهانشمول درباره هویت، تعلق، خانواده و مفهوم خانه تبدیل میشود.
کارگردان مستند «شازده حمام» که این فیلم را در سال ۱۴۰۰ درباره محمدحسین پاپلییزدی ساخته است، از حضور سوژه فیلم در یکی از اکرانها بهعنوان یکی از خاطرات ماندگار خود یاد میکند.
او میگوید: یکی از خاطرات خوب و ماندگار من از جشنواره سینماحقیقت، اکران فیلم مستند «شازده حمام» با حضور خود پروفسور محمدحسین پاپلییزدی است که سوژه اصلی فیلم بودند. برای من اینکه شخصیت اصلی فیلم در سالن حضور داشته باشد و فیلم را در کنار مخاطبان تماشا کند، تجربه متفاوت و ارزشمندی بود. بعد از نمایش فیلم، واکنش مخاطبان و گفتوگوهایی که شکل گرفت برایم اهمیت زیادی داشت. وقتی فیلمی را درباره یک شخصیت میسازید، همیشه برایتان مهم است که ببینید خود آن شخصیت و مخاطبان چگونه با روایت شما ارتباط برقرار میکنند. حضور پروفسور پاپلییزدی در آن اکران، این تجربه را برای من خاصتر کرد.
احمد صراف یزد در پایان «سینماحقیقت» را جشنوارهای فراتر از محل نمایش مستندها میداند و بیان میکند: سینماحقیقت در مسیر حرفهای من فقط محل نمایش فیلمها نبوده است. این جشنواره فرصتی بوده برای دیده شدن آثار، دریافت بازخورد از مخاطبان و همکاران و آشنایی با نگاهها و تجربههای مختلف در سینمای مستند. فکر میکنم هر فیلمسازی در مسیر حرفهای خود به چنین مواجههای نیاز دارد، چون گاهی یک واکنش، یک نقد یا حتی یک گفتوگوی کوتاه بعد از نمایش میتواند نگاه شما را به فیلم بعدی تغییر دهد.