پیشنشست تخصصی نخستین کنگره بینالمللی مقابله با آپارتاید علمی با موضوع «دیپلماسی علم و فناوری و سازوکارهای مقابله با آپارتاید علمی» برگزار شد جوان آنلاین: حمله دشمن امریکایی- صهیونیستی به مراکز علمی، پژوهشگاهها و مراکز دانشگاهی در جنگ تحمیلی سوم نشان داد دشمن فراتر از آپارتاید علمی به دنبال نسلکشی و ترور علمی است. فرآیندی که البته از سالها پیش با ترور دانشمندان هستهای کشورمان آغاز شده بود و حالا علاوه بر محدودیتهای دسترسی به منابع و تبعیض برای انتشار مقالات دانشمندان ایرانی در مجلات معتبر علمی، با تخریب و حملات فیزیکی به مراکز و پژوهشگاههای علمی کشورمان همراه است. با وجود این، بنا به تعبیر دبیر کنگره آپارتاید علمی، «وقتی علم آسیب میبیند، منطقه آسیب میبیند و در نهایت قاره و دنیا نیز آسیب میبیند. مهمتر از همه اینکه دانش با ترور خاموش نمیشود.»
روز گذشته پیشنشست تخصصی نخستین کنگره بینالمللی مقابله با آپارتاید علمی با موضوع «دیپلماسی علم و فناوری و سازوکارهای مقابله با آپارتاید علمی» برگزار شد؛ کنگرهای که جنگ تحمیلی سوم برگزاری آن را به تعویق انداخته است.
ایران، خاستگاه تعبیر آپارتاید علمی
غلامرضا فرنوش، دانشیار مرکز تحقیقات بیوتکنولوژی کاربردی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله و دانشگاه تهران، در این نشست با اشاره به مفهوم «دیپلماسی علم و فناوری» و مقابله با تبعیض، تحریم و ترور، گفت: «این روزها بیش از گذشته با سه واژه یا اصطلاح «تبعیض، تحریم و ترور» مواجه هستیم؛ اگرچه تبعیض و تحریم را سالها داشتهایم، اما در دوره اخیر ترور و بمباران نیز شدت گرفته است و مجموع این موارد را میتوان «تروریسم علمی» و «نسلکشی علمی» اطلاق کرد.»
به گفته دبیر کنگره آپارتاید علمی، واژه آپارتاید از پنج مؤلفه تشکیل شدهاست؛ تفکیک نژادی، سلب حقوق اساسی، اعمال خشونتبار، بردهداری و سرکوب. وقتی این موارد در حوزه علم اتفاق میافتد، اصطلاحی وجود دارد که تقریباً طی هفت، هشت یا ۱۰ سال اخیر مصطلح شده و خاستگاه آن ایران است.
بنا به تأکید وی، بنابر تعریف «آپارتاید علمی»، اگر علم در حوزه نژادی و قومی تبعیض قائل شود، یا تبعیض جنسیتی رخ دهد (همان اتفاقی که امروز تفکر داعشی و طالبانگرایی ایجاد میکند)، یا تبعیض جغرافیایی و سیاسی و همچنین اعمال خشونتبار رخ دهد، میتوان از آن بهعنوان مصادیق آپارتاید علمی یاد کرد.
آپارتاید علمی؛ از آتش زدن کتابخانهها تا ترور دانشمندان
بنا به تأکید فرنوش، از آتش زدن کتابخانهها که سالها قبل، حتی از پیش از میلاد مسیح و در جریان حمله مغولها وجود داشته، تا آتش زدن کتابخانهها در سوریه و عراق و کشتن دانشمندان (که فقط محصول ایران نیست) و در نهایت استثمار، مجموع این موارد زمانی که در حوزه علم اتفاق میافتند، «آپارتاید علمی» محسوب میشوند.
وی یکی از مصادیق آپارتاید علمی را محدودیت دسترسی به منابع علمی دانست و گفت: «دسترسی ما به منابع علمی به این راحتی نیست و تحریمها مانع هستند. برای مثال، زمانی که میخواهیم مجلهای را ایندکس کنیم، با محدودیتهایی مواجه هستیم.»
وی تصریح کرد: «حتی برای ایندکس کردن مجلات نیز با تحریمها مواجه هستیم و جدیداً تحریمهایی که ترامپ به دنبال آن است، این وضعیت را بسیار تشدید کرده است. البته تحریم مقالات بسیار زودتر از این موضوع وجود داشته است.»
فرنوش از دیگر مصادیق این وضعیت به محدودیت همکاریهای علمی، فرصتهای مطالعاتی، اعزام دانشجو، آزمونهای زبان، تحریم دانشگاهها، بازداشت و ترور دانشمندان و همچنین بمباران زیرساختهای علمی، آموزشی و تحقیقاتی و حتی مدارس اشاره کرد.
به گفته وی، مجلات معتبری همچون لنست در حالی که مقالاتی بر ضد ایران منتشر میکنند، برای انتشار مقالات علمی ما میگویند «متاسفیم!» این خودش یک مصداق آپارتاید علمی است.
ترور علمی
بنا به تأکید دبیر کنگره آپارتاید علمی، ترور فقط فیزیکی نیست؛ بلکه «ترور علمی» هم داریم؛ چیزی که اکنون در امریکا و دانشگاههای امریکا نیز سراغ داریم.
فرنوش با اشاره به نامگذاری روز جهانی علم گفت: «یونسکو در نوامبر سال ۲۰۰۱، روز علم را با عنوان «علم در خدمت صلح و توسعه» قرار داد. سؤال این است که آیا واقعاً علم اکنون در دنیا در خدمت صلح و توسعه است؟»
وی ادامه داد: «ما برای اینکه اجماعسازی ملی و بینالمللی برای مقابله با این آپارتاید داشته باشیم، در ابتدا بیشتر از عنوان «آپارتاید علمی» استفاده میکردیم، اما در این جنگ ۱۲ روزه، خروجی ما از این کنگره این بود که راهکارهای مقابله را بشناسیم و ظرفیتهای علمی و همین دیپلماسی علمی را توسعه دهیم.»
فرنوش تأکید کرد: «ما به دنبال این هستیم که برای تقویت جایگاه علمی چه کاری میتوانیم انجام دهیم و چگونه میتوانیم به مرجعیت علمی برسیم.»
وی درباره زمان برگزاری این کنگره نیز اینگونه توضیح داد: «چون شرایط هنوز تثبیت نشده است، تاریخ جدیدی برای برگزاری کنگره تعیین نکردهایم، ولی امیدواریم تا پایان سال بتوانیم این کنگره را در خدمت استادان ملی و بینالمللی برگزار کنیم.»
فرنوش در عین حال تأکید کرد: «آپارتاید علمی یک اثر لوکال ندارد، بلکه یک اثر گلوبال دارد. مانند اینکه شما در یک کشتی نشسته باشید؛ اگر بخواهید موضوع را تحلیل کنید، وقتی علم آسیب میبیند، منطقه آسیب میبیند و در نهایت قاره و دنیا نیز آسیب میبیند. مهمتر از همه اینکه دانش با ترور خاموش نمیشود.»
فعالیت انجمنهای علمی در جریان جنگ
به گفته عبدالامیر نبوی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در جریان جنگ ۱۲ روزه، پنج اتحادیه و ۳۲انجمن علمی، در مجموع ۳۷ مجموعه، واکنشهایی را در سطح بینالمللی نشان دادند. همچنین در جریان جنگ ۳۹ روزه، شش اتحادیه و ۳۹واحد علمی در کنار تعطیلی دانشگاهها، شرایط خاص سیاسی و امنیتی کشور و تحولات بینالمللی، مواضع و واکنشهای خود را اعلام کردند.
نبوی با اشاره به نتایج این اقدامات گفت: «بهعنوان نمونه، در پی نامهنگاریها و اعلام موضع اتحادیه علوم اجتماعی ایران و انجمن جامعهشناسی ایران، عضویت انجمن جامعهشناسی اسرائیل در انجمن بینالمللی جامعهشناسی به حالت تعلیق درآمد. این اقدام در پی نامهای مستدل، منطقی و محکم از سوی این دو مجموعه صورت گرفت.»
وی ادامه داد: «نمونه دیگر، فدراسیون بینالمللی مددکاری اجتماعی است که مقر آن در ژنو قرار دارد و هیچیک از اعضای هیئترئیسه آن ایرانی نیستند. در پی دو مجموعه نامهنگاری گسترده از سوی انجمنهای مدنی و اجتماعی ایران، این فدراسیون ظرف کمتر از ۲۴ ساعت موضع رسمی خود را در سایت رسمیاش منتشر و حملات اسرائیل را محکوم کرد. همچنین انجمن جامعهشناسی بینالمللی نیز حمله به آکادمیها و دانشگاههای ایران را بهصراحت محکوم کرد.»
به گفته نبوی، در حال حاضر نیز یکسری همکاریهای علمی میان انجمنها و اتحادیههای معتبر کشور با مجامع علمی خارجی، از جمله مجامع اروپایی و امریکایی، وجود دارد که برای مقابله با آثار پدیده ناپسند «آپارتاید علمی» ظرفیت مهمی محسوب میشود.
وی با تأکید بر ظرفیت بالای انجمنها و اتحادیههای علمی برای مقابله با آثار آپارتاید علمی تصریح کرد: «یکی از بهترین ظرفیتها در این زمینه، اتحادیهها و انجمنهای علمی هستند؛ چراکه این مجموعهها از دولت مستقلند و شخصیت علمی و مدنی مستقلی دارند و میتوانند در مدیریت آثار منفی چنین پدیده ناپسندی کمک زیادی کنند.»
بنا به تأکید نبوی، ظرفیت علمی و مدنی انجمنها میتواند در کاهش آثار منفی تحریمها و مقابله با آپارتاید علمی مورد استفاده قرار گیرد، مشروط بر اینکه استقلال آنها به رسمیت شناخته شود و موانع داخلی بر سر راه ارتباط و همکاریهای علمی بینالمللی آنها ایجاد نشود.
ظرفیتهای حقوق بینالملل برای مقابله با تحریمهای علمی
اکبر طلابکی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، نیز در ادامه این نشست تأکید کرد: «در حوزه آپارتاید دو کنوانسیون مهم وجود دارد؛ نخست «کنوانسیون بینالمللی محو همه اشکال تبعیض نژادی» مصوب سال ۱۹۶۶ و دوم «کنوانسیون بینالمللی منع و مجازات جنایت آپارتاید» مصوب سال ۱۹۷۳.»
به گفته وی، در کنوانسیون دوم، آپارتاید بهعنوان نوعی جنایت علیه بشریت مورد توجه قرار گرفته است. در کنوانسیون محو همه اشکال تبعیض نژادی نیز تبعیض نژادی بهعنوان هرگونه تمایز، محرومیت، محدودیت یا ترجیح بر اساس نژاد، رنگ، تبار یا نسب ملی یا قومی تعریف شده که هدف یا نتیجه آن از بین بردن یا در معرض تهدید قرار دادن شناسایی، برخورداری یا استیفای برابر حقوق بشر و آزادیهای اساسی در زمینههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا هر زمینه دیگری از حیات عمومی باشد.
بنابراین، اگر تمایز، محرومیت یا محدودیتی بر اساس مواردی مانند نژاد، رنگ، تبار یا نسب ملی اعمال شود و در نتیجه آن، بهرهبرداری از آزادیها و حقوقی که در اسناد بینالمللی تعریف شده، آسیب ببیند، میتوان موضوع را از منظر تبعیض نژادی بررسی کرد.
طلابکی با اشاره به عبارت «نسب ملی» در این کنوانسیون اظهار کرد: «نکته مهم این است که در متن کنوانسیون، عبارت «نسب ملی» آمدهاست. اگر بتوانیم اثبات کنیم آنچه امروز علیه دانشمندان ما اتفاق میافتد، به دلیل نسب ملی آنهاست، میتوان استدلال کرد که در اینجا آپارتاید علمی در حال وقوع است.»