کد خبر: 1377309
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
علی‌حسن‌حیدری
1 در بزنگاه‌های تاریخی، ملت‌ها بیش از آنکه با قدرت دشمنان سنجیده شوند، با میزان انسجام و اراده خود شناخته می‌شوند. کشوری که جامعه‌ای همدل، امیدوار و برخوردار از اعتماد متقابل است

در بزنگاه‌های تاریخی، ملت‌ها بیش از آنکه با قدرت دشمنان سنجیده شوند، با میزان انسجام و اراده خود شناخته می‌شوند. کشوری که جامعه‌ای همدل، امیدوار و برخوردار از اعتماد متقابل است، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز ظرفیت ایستادگی و عبور از بحران را حفظ می‌کند؛ اما جامعه‌ای که پیوند‌های درونی آن سست شده باشد، ممکن است پیش از آنکه در میدان بیرونی شکست بخورد، از درون فرسوده شود. از همین منظر، مسئله انسجام ملی برای ایران امروز، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت و از خطوط اصلی امنیت کشور است. 
اگر امنیت را صرفاً به معنای حفاظت از مرز‌ها و زیرساخت‌ها بدانیم، بخش مهمی از واقعیت قدرت کشور را نادیده گرفته‌ایم. امنیت پایدار، پیش از آنکه در بیرون از جامعه ساخته شود، به میزان همبستگی، اعتماد و آمادگی جامعه برای ایستادگی در برابر تهدید‌ها وابسته است. به همین دلیل، در منظومه فکری رهبر انقلاب، وحدت و انسجام مردم همواره در کنار مؤلفه‌هایی همچون ایمان، امید، استقلال و قدرت ملی مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. در نگاه ایشان، ملتِ متحد، قدرت تولید می‌کند؛ قدرتی که نه در آمار و تجهیزات، بلکه در اراده جمعی برای دفاع از منافع کشور، خود را نشان می‌دهد. به همین دلیل است که هرگاه کشور با تهدید جدی روبه‌رو شده، مسئله حفظ وحدت و جلوگیری از ایجاد شکاف میان مردم، در کنار سایر مؤلفه‌های قدرت ملی، تعیین‌کننده است. 
تأکید مکرر رهبر انقلاب بر حفظ وحدت و پرهیز از ایجاد اختلاف میان مردم را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. مسئله فقط جلوگیری از اختلاف سیاسی یا اجتماعی نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل اختلافات طبیعی جامعه به شکاف‌های عمیق و قابل بهره‌برداری برای دشمن است. جامعه‌ای که در آن اختلاف نظر وجود دارد، الزاماً ضعیف نیست، اما جامعه‌ای که نتواند اختلافات خود را مدیریت کند و هر اختلاف را مبنای دشمنی و حذف دیگری قرار دهد، در برابر فشار خارجی آسیب‌پذیر خواهد شد. 
در منظومه فکری رهبری، انسجام ملی به معنای یکسان‌سازی جامعه نیست؛ به معنای حفظ پیوند‌های مشترک در عین پذیرش تفاوت‌هاست. وحدت واقعی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد: جایی که تفاوت‌ها باقی می‌مانند، اما اشتراکات بر اختلافات فرعی غلبه می‌کند. 
تجربه بحران‌ها و تهدید‌های گذشته نیز نشان داده است که نخستین هدف فشار‌های خارجی، همیشه تغییر رفتار حکومت نیست؛ گاهی هدف، تغییر محاسبات جامعه از توانایی خود برای مقاومت است. اگر جامعه به این باور برسد که کشور در برابر فشار‌ها ناتوان است، مسئولان توان حل مشکلات را ندارند، آینده‌ای وجود ندارد و مردم هم به یکدیگر اعتماد ندارند، حتی بدون شکست نظامی، بخش عمده‌ای از قدرت ملی فرسوده شده است. 
در این میدان، تولید شکاف اجتماعی، به اندازه حمله به یک زیرساخت مهم است. دشمن تلاش می‌کند اختلافات را بزرگ‌نمایی کند، مسائل فرعی را به بحران‌های اصلی تبدیل کند و میان مردم و حاکمیت فاصله بیندازد. هدف چنین رویکردی آن است که جامعه از «ملت متحد» به گروه‌های پراکنده در مقابل یکدیگر تبدیل شود. این یعنی تحقق منظور دشمن. اینجاست که مفهوم «خط قرمز امنیت کشور» معنا پیدا می‌کند. امنیت پایدار، منوط به انسجام اجتماعی پایدار است. ایران هرچند قوی از نظر نظامی و حکمرانی، اگر جامعه آن گرفتار بی‌اعتمادی، ناامیدی و گسست باشد، قدرت بازدارندگیش آسیب‌پذیر خواهد بود. 
همچنانکه انسجام ملی یک مسئولیت دوطرفه است. اعتماد عمومی نیز مطالبه‌ای یک‌طرفه نیست؛ سرمایه‌ای است که باید در تعامل و هم‌افزایی ساخته شود. زمانی که مردم احساس کنند مشکلاتشان شنیده می‌شود، مسئولان نسبت به عملکردشان پاسخ‌گو هستند و برای اصلاح ضعف‌ها اراده جدی دارند، انسجام پایدار شکل می‌گیرد. 
رسانه‌ها نیز در این میان وظیفه‌ای سنگینی دارند. رسانه می‌تواند انسجام را تقویت کند یا به بازتولید شکاف‌ها کمک کند. نقد مسئولان، تذکر ناکارآمدی و مطالبه‌گری، ذاتاً ضد انسجام نیست؛ بلکه می‌تواند به اصلاح و افزایش اعتماد عمومی کمک کند. آنچه انسجام را تهدید می‌کند، تبدیل نقد به نفرت، اختلاف نظر به دشمنی، و مسئله واقعی به ابزار ناامیدسازی است. رسانه باید واقعیت‌ها را بگوید، اما اجازه ندهد روایت مشکلات به روایت «بن‌بست ملی» در افکار عمومی تبدیل شود. از این رو انسجام ملی یعنی جامعه بتواند میان «نقد کشور» و «تضعیف کشور» تفاوت بگذارد؛ میان «مطالبه‌گری» و «ناامیدسازی» مرز بگذارد؛ میان «اختلاف سیاسی» و «تبدیل شدن به پیاده‌نظام دشمن» تفکیک قائل شود. 
در منظومه رهبری انقلاب، قدرت ایران زمانی کامل می‌شود که قدرت سخت آن با قدرت اجتماعی و سرمایه اعتماد عمومی همراه شود. «موشک» می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند؛ اقتصاد می‌تواند توان مقاومت را افزایش دهد؛ دیپلماسی می‌تواند از منافع ملی دفاع کند؛ اما همه این مؤلفه‌ها در جامعه‌ای منسجم و امیدوار، اثربخشی بیشتری پیدا می‌کنند. از این رو، انسجام ملی دقیقاً در شرایط جنگی امروز معنای ویژه پیدا می‌کند. وقتی فشار‌ها افزایش یافته، وقتی روایت‌های ناامیدکننده روند تصاعدی پیدا کرده، وقتی دشمن تلاش می‌کند جامعه را به آشوب بکشد، حفظ پیوند‌های ملی به یک وظیفه شرعی، اخلاقی و یک ضرورت سیاسی راهبردی تبدیل می‌شود؛ و حفظ انسجام ملی، بخشی جدایی‌ناپذیر از دفاع از امنیت ایران می‌شود. تحقق ایرانِ قدرتمند نیز درست همین‌جا معنا پیدا می‌کند. 
در شرایط سرنوشت‌سازی کنونی، کشور برای عبور از شرایط دشوار فعلی، به جامعه‌ای نیاز دارد که اختلافات خود را مدیریت کند و بر سر منافع اساسی کنار یکدیگر بایستد. بداند که خط قرمز امنیت ایران فقط مرز‌های جغرافیایی نیست؛ خط قرمز، پیوند میان مردم است؛ امید به آینده است و احساس تعلق به سرنوشت مشترک است. اگر این پیوند حفظ شود، فشار‌ها قابل مدیریت‌اند و بحران‌ها قابل عبور. اما اگر این پیوند آسیب ببیند، کوچک‌ترین اختلاف نیز می‌تواند به تحقق اهداف دشمن بینجامد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار