جوان آنلاین: گسترش روابط با شرق برای ایران دیگر یک رویکرد صرفاً دیپلماتیک نیست و به بخشی از مسئله تنوع مسیر تجارت و تابآوری اقتصادی در برابر محدودیتهای بینالمللی تبدیل شده است. از این رو سفر رئیسجمهور به قرقیزستان و شرکت در اجلاس شانگهای بخشی از پازل بزرگتر ایران برای تنوعبخشی در مسیرهای تجاری و همچنین تبدیل جغرافیای ایران به مزیت اقتصادی کشورمان است. برای کشورهای آسیای مرکزی نیز توسعه روابط با ایران، فقط به بازار صادرات و واردات محدود نمیشود، ایران برای این کشورها در درجه اول یک مسیر دسترسی به آبهای آزاد و بازارهای جنوبی است. از همین رو شرکتکنندگان در این اجلاس از جمله نخستوزیر هند در دیدار با مقامات ایرانی خواهان گسترش و تنوعبخشی به روابط تجاری با تهران شدهاند.
رئیسجمهور روز سهشنبه ۱۰ شهریور در سخنرانی خود در بیست و ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای با تأکید بر اینکه امنیت پایدار نه از طریق تقابل، بلکه از مسیر اعتماد متقابل، احترام به حاکمیت کشورها، عدم مداخله در امور داخلی و همکاری میان دولتها حاصل میشود، خواستار تقویت همزمان همکاریهای امنیتی و اقتصادی در سازمان همکاری شانگهای شد و سه ابتکار مشخص ایران برای تعمیق همکاریهای مالی و بانکی، حمایت از تجارت و سرمایهگذاری و تحکیم امنیت انرژی را پیشروی اعضای این سازمان قرار داد.
اوراسیا سپر تحریمی ایران
تأکید مسعود پزشکیان بر توسعه همگرایی منطقهای و گفتوگو برای تأمین امنیت و اقتصاد و انجام دیدارهای چندجانبه با سران کشورهای شرکتکننده در حاشیه اجلاس از جمله هند، روسیه، چین، پاکستان و قرقیزستان با محوریت اقتصاد و امنیت نشان میدهد ایران در تلاش برای بازطراحی مسیرهای ترانزیتی اوراسیا و به حداقل رساندن محدودیتهای بینالمللی از طریق تبادلات تجاری با اوراسیاست؛ مسیری که در نهایت میتواند جایگاه ایران را در معماری جدید ترانزیت اوراسیا تقویت کند. اگر اقتصاد کشور به یک یا چند مسیر محدود وابسته باشد، هرگونه اختلال در آنها میتواند هزینه سنگینی ایجاد کند، اما وجود مسیرهای جایگزین شمالی و شرقی، حتی با ظرفیت کمتر میتواند بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهد.
اهمیت توسعه روابط با ایران برای اعضای شانگهای
متقابلاً برای اعضای شانگهای نیز موضوع تجارت با ایران حائز اهمیت است. کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان، همگی با مشکل مشترک محصور بودن در خشکی و وابستگی به مسیرهای ترانزیتی کشورهای دیگر روبهرو هستند. از اینرو، سیاست کشورهای آسیای مرکزی در سالهای اخیر به سمت تنوعبخشی به مسیرهای صادرات و واردات حرکت کرده است. هرچه یک کشور به تعداد بیشتری از مسیرهای ترانزیتی دسترسی داشته باشد، در برابر تحولات سیاسی، تحریمها، بسته شدن مرزها و بحرانهای منطقهای آسیبپذیری کمتری خواهد داشت. در این چارچوب، مسیرهای افغانستان و ایران در کنار مسیرهای دریای کاسپین و قفقاز مورد توجه قرار گرفتهاند. نشریه آسیا تایمز در گزارشی نوشت: «قزاقستان بهتازگی جای پای خود را در بزرگترین بندر تجاری ایران محکم کرده بود که تشدید دوباره تنشهای نظامی، مسیر جنوبی را بار دیگر با مخاطرات تازهای روبهرو کرد. با این حال، مسئله برای کشورهای آسیای مرکزی تنها تجارت با تهران نیست، بلکه ایران برای منطقهای که دسترسی مستقیمی به آبهای آزاد ندارد، یکی از معدود مسیرهای زمینی برای رسیدن به خلیجفارس و اقیانوس هند به شمار میرود. در واقع، قزاقستان و ایران هفتم تیر یک توافقنامه ۲۷ ساله ساخت، بهرهبرداری و واگذاری برای ایجاد پایانه حملونقل و لجستیک قزاقستان در بندر شهید رجایی بندرعباس امضا کردند. در همین راستا، قزاقستان امیدوار است که این پایانه دسترسی مستقیمتر این کشور آسیای مرکزی به بازارهای کشورهای حاشیه خلیجفارس، جنوب و جنوب شرق آسیا و شرق آفریقا را فراهم کند.»
نشریه آسیا تایمز همچنین به کریدور میانه اشاره میکند و مینویسد که این کریدور که از دریای خزر عبور میکند، مستلزم جابهجایی کالا میان حملونقل ریلی و دریایی است، در حالی که مسیر ایران امکان ایجاد یک زنجیره پیوسته زمینی را فراهم میکند و همزمان دسترسی به بنادر متصل به اقیانوس هند را نیز در اختیار قرار میدهد.
راهکار ایران برای بهرهگیری از ظرفیت اوراسیا
توسعه روابط تهران با اعضای شانگهای صرفاً مسئله افزایش صادرات نیست؛ مسئله اصلی تبدیل ایران به یک مسیر مهم ترانزیتی در شبکه اوراسیاست، اما آمار تجارت نشان میدهد فاصله میان این ظرفیت ژئوپلیتیک و واقعیت اقتصادی هنوز زیاد است. حجم مبادلات تجاری ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در سال گذشته ۳/۷ میلیارد دلار بوده است. همچنین حجم تجارت ایران با پنج کشور آسیای مرکزی در سال ۲۰۲۴ حدود ۹/۱ میلیارد دلار برآورد شده است؛ رقمی که در مقایسه با ظرفیت اقتصادی منطقه و حتی تجارت ایران با سایر اعضای شانگهای چندان بزرگ نیست. کارشناسان معتقدند که توسعه کریدور بینالمللی شمال- جنوب از این منظر اهمیت ویژهای دارد. این مسیر میتواند روسیه و آسیای مرکزی را از طریق ایران به بنادر جنوبی و بازارهای هند متصل کند و در صورت تکمیل زیرساختها، جایگاه ایران را در شبکه حملونقل اوراسیا افزایش دهد. همچنین توافق تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا که از سال ۲۰۲۵ اجرایی شده، میتواند زمینه افزایش حجم تجارت و استفاده بیشتر از این مسیرها را فراهم کند.