سینمای دفاع مقدس و جنگ، با وجود غنای ادبیات داستانی، هنوز به سمت اقتباس از آثار ماندگار و ارزشمند این عرصه نزدیک نشده است و این از عجایب و معماهایی است که دلایل آن را باید مسئولان و فعالان این حوزه پاسخ دهند جوان آنلاین: سینمای دفاع مقدس و جنگ، با وجود غنای ادبیات داستانی، هنوز به سمت اقتباس از آثار ماندگار و ارزشمند این عرصه نزدیک نشده است و این از عجایب و معماهایی است که دلایل آن را باید مسئولان و فعالان این حوزه پاسخ دهند. سالها پیش، مرحوم داریوش مهرجویی در یک مصاحبه اعلام کرد، قصد تولید فیلمی بر اساس قصه رمان «دا»، خاطرات سیده زهرا حسینی را دارد؛ وعدهای که هیچگاه محقق نشد و سینمای ایران نیز پس از آن هرگز به سمت اقتباس از این اثر یا آثاری دیگر از گنجینه بزرگ ادبی جنگ نرفت. مرحوم مهرجویی را در سینمای ایران به عنوان استاد اقتباس میشناختند. او به شدت شیفته کتاب «دا» شده بود و تمایل خود را برای اقتباس از آن ابراز کرده بود.
مهرجویی درباره «دا» معتقد بود: «کتاب خوب، کتابی است که همیشه نمیشود آن را به فیلم تبدیل کرد، برای اینکه خودش خودکفاست.» او در مورد «دا» به صراحت گفت که تبدیل همه کتاب به فیلم، نیاز به ساخت یک سریال طولانی دارد. به عبارت دیگر، غنای کتاب، آن را برای اقتباس در قالب یک فیلم سینمایی بلند بسیار دشوار میساخت.
نکته کلیدی دیگر، نظر خود مهرجویی درباره کارگردان فیلم بود. او تأکید کرد که، چون «قهرمان اصلی این داستان زن است»، بهتر است یک کارگردان زن، مانند تهمینه میلانی، این کار را انجام دهد تا بتواند «خیلی عمیق در او و کارهایی که میکند رسوخ کنند.» او از علاقه شدید چند کارگردان زن برای ساخت این فیلم خبر داد و عملاً این فرصت را به آنها واگذار کرد، هرچند در نهایت این پروژه از سوی هیچکدام به سرانجام نرسید.
نظر مهرجویی درباره کتاب «دا» بسیار تحسینآمیز بود و آن را «یکی از رمانهای خیلی قوی ادبیات کنونی ما» و سرشار از «صحنهپردازیهای واقعگرایانه» و «تجربهای غنی هنری، تاریخی، فلسفی و فکری» میدانست که تصویر شفافی از روزهای اول جنگ تحمیلی ارائه میدهد.
کتاب «دا» نه تنها در میان مردم، بلکه در محافل ادبی، هنری و حتی سیاسی بازخوردهای عمیقی ایجاد کرد که فراتر از یک اثر معمولی دفاع مقدس بود. مرتضی سرهنگی، مدیر مرکز مطالعات فرهنگ و ادب پایداری، «دا» را یک خاطره تمامعیار دانست که چهرهای ناشناخته از جنگ را نشان میدهد. به باور او، این کتاب به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا صدام از مادران ایرانی شکست خورد؛ چراکه در آن، ناگهان سرباز شدن دختران و زنان عادی را میبینیم که از شهرشان دفاع میکنند.
همچنین سینا عطاییان، کارگردان هنری تلویزیون که برنامه روایت کتاب «دا» را کارگردانی کرده، معتقد بود این کتاب فراگیر و جامع است و میتواند بر ذهن آزاداندیش هر انسانی، بدون در نظر گرفتن گرایشهای خاص، تأثیر بگذارد. به گفته او، این ویژگی باعث موفقیت برنامهای شد که بازیگران زن مطرح به روایت آن پرداختند. مسعود بهارلو، مجری طرح روایت تلویزیونی «دا»، نیز با اشاره به چالش انتخاب راویان زن، به این نکته اشاره کرده بود که برخی بازیگران که کتاب را نخوانده بودند، در ابتدا تردید داشتند، اما فضای قوی کتاب توانست آنها را درگیر کند. حتی ژاله صامتی (بازیگر) اعتراف کرده که ماهها پس از خواندن کتاب، همچنان درگیر فضای داستان بود.
منتقدان ادبی و بسیاری از کارشناسان ادبیات داستانی نیز معتقد بودند نقطه قوت «دا»، جزئینگری عمیق و نگاه زنانهای است که تا پیش از آن کمتر در آثار دفاع مقدس دیده میشد. این ویژگی، آن را از یک خاطرهنگاری ساده فراتر برده و به اثری بدل کرده که خواننده را با تمام وجود درگیر فاجعه و مقاومت خرمشهر میکند.
به این ترتیب، «دا» نه فقط یک کتاب تاریخی، بلکه به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد که از یک سو مورد تحسین چهرههای شاخص هنری قرار گرفت و از سوی دیگر، به عنوان روایتی ماندگار از مقاومت زنان در تاریخ معاصر ایران شناخته شد. اما اینکه چنین اثری هنوز به فیلم تبدیل نشده، میتواند پرسشی جدی باشد که دلایل اصلی آن را میتوان به نبود اراده و عزم جدی یا درک عمیق سینمای ایران برای استفاده از گنجینههای ادبی کشور مرتبط دانست.