حملونقل عمومی در پایتخت سالهاست از یک مسئله شهری فراتر رفته و به یکی از مصائب روزمره شهروندان تبدیل شده است حملونقل عمومی در پایتخت سالهاست از یک مسئله شهری فراتر رفته و به یکی از مصائب روزمره شهروندان تبدیل شده است. توسعه مترو و اتوبوسهای تندرو از سوی مدیریت شهری، اگرچه اقدامی ضروری برای کاهش مشکلات ترافیکی و آلودگی هواست، اما سرعت رشد جمعیت و افزایش تقاضای سفر در تهران به مراتب بیشتر از ظرفیت توسعه شبکه حملونقل عمومی بوده است. نتیجه، شهری است که در آن جابهجایی ساده از نقطهای به نقطه دیگر، گاهی به یک فرسایش جسمی و روانی تبدیل میشود. ریشه مسئله را نمیتوان فقط در تعداد واگنهای مترو یا اتوبوسها جستوجو کرد. سالهاست جمعیت از شهرها و مناطق مختلف به سمت پایتخت سرازیر میشود، جمعیتی که برای کار، تحصیل، درمان و دستیابی به امکانات بیشتر ناچار است تهران را مقصد خود قرار دهد. وقتی در مبدأ، اشتغال، خدمات و امکانات کافی ایجاد نشود، طبیعی است که بار جمعیتی و سفرهای روزانه بر دوش تهران سنگینتر شود. بنابراین توسعه حملونقل عمومی بدون توجه به سیاستهای جمعیتی و توزیع عادلانه امکانات، بیشتر شبیه درمان یک معلول است تا حل علت.
متروهای شلوغ، اتوبوسهای فرسوده یا کمتعداد و انتظارهای طولانی در ایستگاهها، بخشی از زندگی روزانه میلیونها نفر شده است. شهروندی که باید ساعتها در مسیر رفتوبرگشت باشد، ناچار است زمان زیادی از زندگی خود را صرف رسیدن به مقصد کند. طبیعی است که چنین فردی در بسیاری از موارد ترجیح دهد با وجود ترافیک، هزینه سوخت و دشواری پیدا کردن جای پارک، از خودروی شخصی یا موتورسیکلت استفاده کند. این انتخاب البته به افزایش ترافیک و آلودگی هوا منجر میشود و چرخه معیوب حملونقل را تشدید میکند.
اما مسئله فقط زمان و آسایش نیست. ازدحام و نبود نظارت کافی در برخی خطوط و ایستگاهها میتواند زمینهساز آسیبهای اجتماعی نیز باشد، از سرقت گوشی و کیف گرفته تا مزاحمتهای خیابانی و رفتارهایی که امنیت روانی مسافران را خدشهدار میکند. شهروندی که هر روز با نگرانی از سرقت یا آزار وارد مترو و اتوبوس میشود، به تدریج احساس امنیت خود را در فضای عمومی از دست میدهد.
در این میان، زنان و دختران ممکن است آسیبپذیری بیشتری داشته باشند. وقتی ظرفیت حملونقل عمومی پاسخگوی نیاز شهروندان نیست، برخی افراد برای رسیدن به مقصد به گزینههای غیررسمی و ناشناس روی میآورند. سوار شدن به خودرویی که راننده آن برای مسافر ناشناس است، میتواند در شرایطی زمینه وقوع جرائمی مانند سرقت یا تعرض را فراهم کند. پروندههای جنایی متعددی نشان دادهاند که خلأهای موجود در حملونقل و ضعف نظارت بر جابهجایی مسافر میتواند به بستری برای سوءاستفاده مجرمان تبدیل شود.
از سوی دیگر، برخی مسافربران غیرمجاز نیز ممکن است از همین نیاز و ناچاری شهروندان سوءاستفاده کنند، مسافری را با وعده رساندن به مقصد سوار کنند و در ادامه دست به سرقت، اخاذی یا حتی جرائم خشن بزنند. در چنین شرایطی، حملونقل عمومی دیگر فقط مسئلهای درباره ترافیک و زمان نیست، مستقیماً با امنیت اجتماعی، سلامت روان و کیفیت زندگی شهروندان ارتباط پیدا میکند. مدیران شهری، بهتر است پیش از آنکه درباره آمار توسعه خطوط مترو و افزایش تعداد اتوبوسها گزارش بدهند، یک روز مانند میلیونها شهروند عادی، بدون خودرو و محافظ، سوار مترو و اتوبوس شوند و مسیر خانه تا محل کار را طی کنند تا بهتر بتوانند معنای انتظار طولانی در ایستگاه، فشردگی واگنها، نگرانی از سرقت و آزار و اضطراب رسیدن به مقصد را لمس کنند. اگر حملونقل عمومی فقط یک پروژه عمرانی دیده نشود و بهعنوان یک مسئله اجتماعی و امنیتی مورد توجه قرار گیرد، شاید بتوان بخشی از آسیبهایی را که امروز به زندگی شهروندان تحمیل میشود، کاهش داد. تهران فقط به بزرگراه، پل و تونل نیاز ندارد. تهران به حملونقل عمومی امن، در دسترس و در شأن شهروندانش نیاز دارد. هر روز تأخیر در حل این مسئله، یعنی تحمیل ساعتهای بیشتری از عمر، اضطراب و گاه هزینههایی جبرانناپذیر به شهروندانی که انتخاب دیگری ندارند.