کردستان با ۱۸۲ لیتر سرانه مصرف آب خانگی در شبانهروز و ۳۰ درصد هدررفت در کنار اصلاح الگوی مصرف باید تبدیل آبهای محلی به آب شرب را در دستور کار قرار دهد جوان آنلاین: سرانه مصرف آب خانگی در کردستان به ۱۸۲ لیتر در شبانهروز رسیده که ۲۰ لیتر بیش از میانگین کشور است. وضعیتی که در کنار هدررفت ۳۰ درصدی شبکه، زنگ خطری جدی برای امنیت منابع آبی به شمار میرود، اما این تنها یک روی سکه است، در حالی که همه از ضرورت اصلاح الگوی مصرف سخن میگویند، پرسش اصلی اینجاست، آیا برای منابع آبی موجود که همین حالا روی زمین جاری هستند هم برنامهریزی شده است؟ آب رودخانهها و چاههای بسیاری در کشور وجود دارد که تنها به دلیل فقدان تصفیه، از چرخه شرب خارج ماندهاند. در این میان، شرکتهای دانشبنیان ایرانی با دستیابی به فناوریهای نوین، این توانمندی را دارند که چنین آبهایی را با کمترین هزینه به آب شرب تبدیل کنند و در این مسیر فقط به حمایتهای دولتی و ورود جسورانه مسئولان نیاز دارند. اگر از این ظرفیت استفاده شود، نهتنها منابع زیرزمینی فرصت بازآفرینی مییابند، بلکه فشار از روی شبکههای فرسوده انتقال آب نیز برداشته میشود.
ایران سرزمینی است که تاریخ آن با آب معنا یافته، از قناتها و چشمهها تا رودها و چاههایی که قرنها حیات را در پهنه این سرزمین جاری کردهاند. امروز نیز مسئله اصلی کشور بیش از آنکه «نبود آب» باشد، «نحوه بهرهبرداری از آب موجود» است. در بسیاری از نقاط، آب است، اما سالم، بهداشتی و آماده نوشیدن نیست که این تفاوت، ظریف تعیینکننده است. کشوری که در پهنه وسیع خود منابع آبی پراکنده، چاهها، رودخانهها، آبهای سطحی و ذخایر محلی دارد، نمیتواند فقط از کمبود سخن بگوید، بلکه باید با ادبیات مدیریت، تصفیه، بهداشت و بهرهوری پیش برود. بحران امروز ما، بحران تبدیل آب در دسترس به آب شرب ایمن است.
در روستاهای دورافتاده، نقاط مرزی، اردوگاههای امدادی، مناطق صعبالعبور، پادگانها، یگانهای عملیاتی و همچنین در روزهای بحرانی زلزله، سیل و حوادث غیرمترقبهای که زیرساختها را مختل میکند، مسئله فقط «وجود آب» نیست، بلکه باید به این اندیشید که چگونه نزدیکترین آب در دسترس را به آب سالم و قابلشرب تبدیل کنیم. در چنین شرایطی، هر قطره آب ارزش حیاتی پیدا میکند. گاه همان آب چاه یا رودخانه که در نگاه نخست برای شرب مناسب نیست، با یک فرایند علمی ساده، کمهزینه و مطمئن میتواند به منبعی گرانبها برای زندگی تبدیل شود. این یعنی بهرهگیری هوشمندانه از داشتهها نه تسلیم محض در برابر محدودیتها.
الگوی مصرف، ضرورت مدیریت شهری
در حالی که بحث اصلاح الگوی مصرف در مرکز توجه قرار دارد، آمارها نشان میدهد که این موضوع در برخی استانها از حد هشدار گذشته است. براساس آمار شرکت آب و فاضلاب کردستان، سرانه مصرف آب خانگی در این استان به حدود ۱۸۲ لیتر به ازای هر نفر در شبانهروز رسیده که ۲۰ لیتر بیشتر از میانگین کشوری است. از سوی دیگر، حدود ۳۰ درصد آب در شبکههای آبرسانی استان هدر میرود و تنها حدود نیمی از مشترکان الگوی مصرف را رعایت میکنند، مجموعهای از ارقام که ضرورت بازنگری همزمان در الگوی مصرف و زیرساختهای آبرسانی را نشان میدهد.
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان کردستان در گفتوگو با «جوان» درباره این وضعیت میگوید: «سرانه مصرف آب خانگی در کردستان حدود ۱۸۲ لیتر به ازای هر نفر در شبانهروز است، در حالی که میانگین مصرف آب خانگی در کشور حدود ۱۶۲ لیتر است.»
محمد فرهاد علت این اختلاف را در الگوی مصرف خانوارها و افزایش مصرف در فصل گرم سال جستوجو کرده و تأکید میکند: «در کنار الگوی مصرف خانوارها، عادتهای مصرفی و هدررفت آب در شبکه نیز در میزان مصرف مؤثر است و به همین دلیل نمیتوان مدیریت مصرف را تنها به یک بخش محدود کرد.»
این مسئول با اشاره به اینکه حدود ۵۰ درصد مشترکان استان الگوی مصرف را رعایت میکنند، میافزاید: «در حال حاضر حدود ۵۰ درصد مشترکان استان الگوی مصرف را رعایت میکنند و از سوی دیگر میزان هدررفت آب نیز حدود ۳۰ درصد است. بنابراین هر دو بخش نیازمند مدیریت و اصلاح هستند.»
به گفته فرهاد، بیشترین مصرف آب در شهرستانهای بزرگ استان ثبت میشود که در صدر آنها سنندج قرار دارد و برای همین، در برنامههای مدیریت مصرف باید شرایط هر منطقه مورد توجه قرار گیرد و نمیتوان برای همه شهرستانها یک نسخه واحد در نظر گرفت.
وی درباره راهکارهای کاهش هدررفت میگوید: «برای کاهش هدررفت، اقدامات مختلفی از سوی آبفا در حال انجام است که اصلاح و توسعه شبکه، شناسایی و رفع نشتی، تعویض کنتورهای معیوب، کنترل انشعابات غیرمجاز و بهبود فرایند پایش شبکه از جمله این اقدامات است. هر میزان کاهش در هدررفت شبکه، به معنای افزایش بهرهوری منابع موجود است و میتواند بخشی از فشار موجود بر منابع آبی را کاهش دهد.»
ظرفیت دانشبنیان، فرصتی برای ایران
نکته کلیدی اینجاست که مدیریت مصرف و کاهش هدررفت، هرچند ضروری است، اما بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی چالشهای آبی کشور باشد. در کنار صرفهجویی، باید به سراغ آبهایی رفت که همین حالا در دسترس هستند، اما فقط سالم و قابلشرب نیستند. این همان حلقه مفقودهای است که در گفتمان مسئولان کمتر دیده شده است. اگر بتوان آبهای سطحی، آب چاهها و رودخانهها را با فناوری بومی به آب شرب تبدیل کرد، بخشی از بار سنگین برداشت از منابع زیرزمینی سبک میشود و سفرههای آب زیرزمینی فرصت بازآفرینی و تأمین دوباره پیدا میکنند.
مدیرعامل آبفای کردستان در همین زمینه تأکید میکند: «ادامه مصرف بالا در چنین شرایطی فشار بیشتری بر منابع سطحی و زیرزمینی وارد میکند. افزایش مصرف در شرایط محدودیت منابع، هزینه تأمین، انتقال و تصفیه آب را نیز افزایش میدهد و در نهایت تأمین پایدار آب شرب را با دشواری بیشتری مواجه خواهد کرد.»
این سخن، ناخواسته بر ضرورت استفاده از منابع جایگزین نیز صحه میگذارد، چراکه هر قدر فشار بر منابع زیرزمینی کمتر شود، پایداری تأمین آب شرب بیشتر تضمین میشود.
به گفته فرهاد، تأمین پایدار آب شرب نیازمند مجموعهای از اقدامات فنی، مدیریتی و فرهنگی است و هیچکدام از این اقدامات بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی چالشهای موجود باشد.
در چنین چارچوبی، افزودن فناوریهای تبدیل آب موجود به آب شرب به این مجموعه اقدامات، نه یک انتخاب تجملی که یک ضرورت راهبردی است. فناوریهای بومی تصفیه آب، به ویژه روشهای نوین غشایی و فیلتراسیون که از سوی متخصصان داخلی طراحی شدهاند، میتوانند هزینههای سنگین انتقال آب بینحوضهای را به شدت کاهش دهند.
باید نگاه از «بحران مطلق» به «امکان حل مسئله» تغییر کند. ایران، با همه دشواریهای اقلیمی از ظرفیت علمی و فناورانهای برخوردار است که میتواند آبهای محلی را به دارایی حیاتی بدل کند. آنچه نیاز داریم، پیوند دادن اراده حکمرانی با دانش بومی است. مجلس باید برای این حوزه قوانین حمایتی مؤثر وضع کند، دستگاههای اجرایی باید خرید و بهکارگیری این فناوریها را تسهیل کنند و نهادهای مسئول باید نگاه امنیتی و امدادی خود را با فناوریهای تصفیه و ضدعفونی آب بهروز کنند.
آب، اگرچه در ظاهر جاری است، اما ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که سالم و قابلشرب باشد. امروز وظیفه ما این است که هر منبع در دسترس را با دانش و تدبیر به خدمت زندگی درآوریم. این همان معنای حقیقی مدیریت آب در ایران است؛ یعنی تبدیل محدودیت به امکان و تبدیل آب موجود به آب سالم برای هموطنان. اگر سیاستگذاری کشور به این سمت حرکت کند، نهتنها بخشی از فشار بر منابع آبی کاهش مییابد، بلکه امنیت زیستی، سلامت عمومی و آرامش اجتماعی نیز تقویت خواهد شد. زمان آن رسیده است که مسئولان از جایگاه نظارهگر صرف بحران، به جایگاه تسهیلگر راهحلهای علمی تغییر وضعیت دهند و از ظرفیت عظیم جوانان نخبه ایرانی، برای ساختن کشوری تابآور در برابر کمآبی استفاده کنند.