جوان آنلاین: یک سوی ماجرا آسیبهای اجتماعیاند، آسیبهایی که گاه در فاصله چند ساعت، از یک حادثه در گوشهای از شهر به موضوعی ملی تبدیل میشوند و جامعه را تکان میدهند. سوی دیگر، مدیران و دستگاههایی قرار دارند که از جلسهای به جلسه دیگر میروند، کارگروه تشکیل میدهند، نقشه راه میخواهند و برای مقابله با اعتیاد، خودکشی، خشونت، طلاق و دیگر آسیبها مصوبه صادر میکنند، اما پرسش اینجاست: وقتی سرعت گسترش آسیبها از سرعت تشکیل جلسه، تدوین نقشه راه و اجرای مصوبهها بیشتر است، این چرخه تا کجا میتواند جامعه را از رسیدن آسیب به مرحله بحران بازدارد؟ محمد بطحایی، معاون اجتماعی وزارت کشور، در پاسخ به پرسش خبرنگار «جوان» درباره تأثیر انتشار گسترده اخبار جرائم بر احساس ناامنی، از طراحی و آغاز فعالیت نظام «دیدهبانی انسجام ملی» خبر داد، پاسخی که بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی جامعه قرار میدهد که نظام اجتماعی کشور برای شناسایی و مهار نشانههای خطر، پیش از آنکه حادثهای رخ دهد، چه سازوکار عملی و سریعی در اختیار دارد؟
آسیبهای اجتماعی منتظر پایان جلسهها نمیمانند. اعتیاد، خشونت خانوادگی، خودکشی، قتل، طلاق، فقر، بیخانمانی و دیگر نشانههای فرسایش اجتماعی، در پیچوخم دستور جلسات و فرآیندهای اداری متوقف نمیشوند تا دستگاههای مسئول درباره آنها به جمعبندی برسند. واقعیت این است که میان سرعت تحولات اجتماعی و سرعت تصمیمگیری در ساختار اداری، فاصلهای نگرانکننده ایجاد شده است، فاصلهای که گاهی پیامد آن را باید در صفحات حوادث، پروندههای قضایی، آمارهای اجتماعی و مهمتر از همه در احساس ناامنی و نگرانی مردم جستوجو کرد.
جامعه امروز زیر فشار مشکلات اقتصادی و پیامدهای شرایط بحرانی و جنگی اخیر، با لایههای تازهای از آسیبهای آشکار و پنهان روبهرو است. بسیاری از این آسیبها نیز بهتنهایی باقی نمیمانند، فقر میتواند به تنش خانوادگی منجر شود، تنش به خشونت برسد، اعتیاد یک خانواده را از هم بپاشد و طلاق، بیکاری و مشکلات اقتصادی زمینهساز آسیبهای دیگری شود. به بیان دیگر، گاهی از دل یک آسیب، چند آسیب تازه متولد میشود، درست در زمانی که دستگاههای مسئول هنوز در حال تقسیم مسئولیتها و تعیین اولویتها هستند.
آسیب، پیش از آنکه به جرم تبدیل شود
در بسیاری از پروندههای جنایی، وقوع جرم یک اتفاق کاملاً ناگهانی نیست. پیش از حادثه ممکن است نشانههایی وجود داشته باشد، سابقه خشونت، اعتیاد، تهدید، اختلاف شدید خانوادگی، طلاق، مشکلات اقتصادی یا مجموعهای از رفتارهای پرخطر. پرسش مهم این است که چرا این علائم هشدار، هنوز در بسیاری از موارد به یک نظام مؤثر و فراگیر پیشگیری تبدیل نشدهاند؟ موضوع فقط شناسایی مجرم پس از وقوع جرم نیست، پرسش بزرگتر این است که چرا در مواردی، جامعه مجبور است ابتدا هزینه یک فاجعه را بپردازد و پس از آن به دنبال ریشههای اجتماعی آن بگردد؟
وقتی چند دستگاه مسئولند، مسئول اصلی کیست؟
یکی دیگر از چالشهای قدیمی حوزه آسیبهای اجتماعی، تعدد دستگاههای مسئول است. برای یک آسیب ممکن است چند وزارتخانه، سازمان، نهاد حمایتی و دستگاه اجرایی وظیفه داشته باشند، اما هنگامی که آمار یک آسیب افزایش پیدا میکند، مسئولیت مستقیم آن میان ساختارهای مختلف پراکنده میشود. در چنین شرایطی، نقش سازمان امور اجتماعی کشور دقیقاً چیست؟ آیا این سازمان صرفاً هماهنگکننده دستگاههاست یا شاخصهای مشخصی برای سنجش عملکرد خود و سایر نهادهای مسئول در اختیار دارد؟ اگر دستگاهی به تکلیف قانونی یا برنامه مصوب خود عمل نکند، چه سازوکار الزامآوری وجود دارد؟ و در نهایت، اگر یک برنامه پس از صرف زمان و منابع نتواند اثر مورد انتظار را بر کاهش آسیب بگذارد، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ این پرسشها از آن جهت اهمیت دارند که کاهش یک آسیب تنها با افزایش تعداد جلسات قابل اندازهگیری نیست. جامعه نتیجه میخواهد، نتیجهای که در کاهش خشونت، خودکشی، اعتیاد، جرایم و احساس ناامنی قابل مشاهده باشد.
از حق دانستن تا هراس اجتماعی
یکی از موضوعات مطرحشده پس از نشست شورای اجتماعی کشور، دقیقاً به همین مسئله مربوط بود، اینکه امروز یک حادثه جنایی مثل قتل مرحوم حمیدرضا رجبزاده یا اعلام ناگهانی گرانی بنزین میتواند در چند ساعت به میلیونها نفر برسد و احساس ناامنی گستردهای ایجاد کند. در چنین شرایطی انسجام اجتماعی شکلگرفته چه میشود که به شدت ترک برمیدارد؟ در پرسش مطرحشده از محمد بطحایی، معاون اجتماعی وزارت کشور، این موضوع مورد توجه قرار گرفت که آیا سیاست مشخصی وجود دارد که در عین حفظ حق مردم برای دانستن، از تبدیل یک حادثه به موجی از هراس اجتماعی جلوگیری کند؟ بطحایی در پاسخ به «جوان»، ضمن تأیید اهمیت این موضوع، گفت وزارت کشور نسبت به مسئله بیتفاوت نبوده و اقداماتی را در زمینه موضوعاتی که میتواند انسجام اجتماعی را تهدید کند، دنبال کرده است. او از طراحی نظامی خبر داد که به گفته وی حدود چهار ماه است فعالیت خود را آغاز کرده و در چارچوب آن، «تذکر، اخطار و تکریم» در ارتباط با عملکرد دستگاهها و مجموعههای مؤثر بر انسجام اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است. معاون اجتماعی وزارت کشور همچنین اعلام کرد که «دیدهبانی انسجام ملی» در حال انجام است.
این پاسخ البته یک پرسش دیگر را نیز پررنگ میکند، اینکه دیدهبانی انسجام اجتماعی، زمانی میتواند مؤثر باشد که از مرحله مشاهده و تذکر عبور کند و بتواند به مداخلهای سریع و قابل سنجش منجر شود. زیرا در دنیای امروز، فاصله میان وقوع یک حادثه و انتشار گسترده آن گاهی تنها چند دقیقه است، اما فاصله میان شناسایی یک آسیب و تصویب راهکار مقابله با آن میتواند ماهها طول بکشد.
محلههایی با خدمات موازی و محلههایی بدون خدمت
بطحایی در تشریح مباحث نشست، یکی از اولویتهای اصلی را ساماندهی خدمات محلهمحور عنوان کرد. به گفته وی، در برخی محلات دستگاههای مختلف مشغول انجام کارهای موازی هستند، در حالی که برخی مناطق از خدمات لازم محروم ماندهاند. بر همین اساس، وزارت کشور و سازمان امور اجتماعی درصدد راهاندازی سامانه و پلتفرمی واحد هستند تا خدمات ارائهشده در محلات بهصورت شفاف مشخص شود، از همپوشانی فعالیتها جلوگیری شود و محلاتی که از خدمات ضروری محروم هستند، شناسایی شوند. این موضوع شاید یکی از روشنترین نشانههای چالش موجود باشد، اینکه منابع و امکانات در جایی ممکن است چند بار برای یک هدف هزینه شود، اما در محلهای دیگر، اساساً هیچ مداخله مؤثری صورت نگیرد. اگر قرار است پیشگیری از سطح شعار خارج شود، محله میتواند یکی از نخستین نقاط شناسایی آسیب باشد، جایی که تغییرات رفتاری، مشکلات خانوادگی، گسترش اعتیاد و دیگر نشانههای خطر زودتر از آمارهای ملی خود را نشان میدهند، اما پیشگیری محلهمحور زمانی کارآمد خواهد بود که نتیجه آن، صرفاً ثبت فعالیت دستگاهها در یک سامانه نباشد، بلکه به این پرسش پاسخ دهد که در هر محله چه آسیبی وجود دارد، کدام نهاد مسئول آن است، چه اقدامی انجام شده و نتیجه آن چه بودهاست؟
کارگروهها در انتظار نقشه راه
موضوع دیگر نشست، فعالیت کارگروههای وابسته به شورای اجتماعی کشور بود، سه کارگروه «کنترل و مدیریت آسیبهای اجتماعی»، «سرمایه اجتماعی» و «خانواده و زنان» که وظیفه دارند فرآیند تصمیمسازی برای شورای اجتماعی کشور را فراهم کنند. بطحایی گفت این کارگروهها در ماههای گذشته و به دلیل شرایط خاص کشور و جنگ، نتوانستند فعالیتهای مستمر خود را ادامه دهند و بخشی از برنامهها نیز متوقف شد. در نشست اخیر تأکید شده است که این کارگروهها برای ادامه فعالیت خود، نقشه راه تدوین کنند تا پس از ارائه به شورا، اهداف و برنامههای آنها مشخص و عملیاتی شود، اما باز هم همان مسئله قدیمی پابرجاست، آسیبها برای تدوین نقشه راه صبر نمیکنند. هر روزی که یک برنامه پیشگیرانه به تعویق میافتد، ممکن است خانوادهای بیشتر در معرض بحران قرار گیرد. هر ماهی که یک برنامه مقابله با خودکشی، اعتیاد یا خشونت به دلیل کمبود اعتبار متوقف بماند، امکان گسترش دامنه آسیب وجود دارد. در چنین شرایطی، «نقشه راه» زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که مسیر رسیدن از جلسه به اجرا نیز کوتاه، روشن و زمانبندیشده باشد.
یکپارچهسازی آمار، شرط دیدن واقعیت
بطحایی در بخش دیگری از سخنان خود، بر ضرورت ساماندهی آمارهای حوزه آسیبهای اجتماعی تأکید کرد و گفت براساس تکالیف قانونی، وزارت کشور مرجع رسمی تولید و انتشار دادههای اجتماعی است. به گفته او، ائتلافی میان دستگاههای مختلف برای یکپارچهسازی آمارها شکل گرفته و از نهادها خواسته شده از انتشار آمارهای غیرمتقن و حاصل از پیمایشهای پراکنده خودداری کنند تا مرکز رصد ملی مستقر در سازمان امور اجتماعی، وظیفه اطلاعرسانی رسمی را برعهده داشته باشد. همچنین قرار است «اطلس آسیبهای اجتماعی» بهصورت الکترونیکی در دسترس دانشگاهها و مراکز علمی قرار گیرد تا تصمیمسازیها بر مبنای دادههای رسمی و ثبتی انجام شود. یکپارچگی دادهها بدون تردید گام مهمی است، اما داده زمانی ارزش دارد که با تصمیم سریع همراه شود. اگر یک اطلس بتواند افزایش خطر در یک منطقه را نشان دهد، اما مداخله برای مقابله با آن ماهها بعد آغاز شود، فاصله میان «رصد» و «پیشگیری» همچنان پابرجا خواهد بود.
از شناسایی آسیب تا جلوگیری از فاجعه
جامعه بیش از هر زمان دیگری به این پرسش پاسخ میخواهد که نظام پیشگیری اجتماعی چگونه عمل میکند، نه فقط اینکه چه تعداد جلسه برگزار شده، چند کارگروه تشکیل شده و چه تعداد مصوبه به تصویب رسیده است. معیار اصلی باید روشن باشد: آیا نشانههای خطر زودتر شناسایی میشوند؟
واقعیت این است که آسیبهای اجتماعی امروز با سرعتی بسیار بیشتر از گذشته حرکت میکنند. یک بحران خانوادگی میتواند در سکوت شکل بگیرد، یک حادثه جنایی در چند ساعت افکار عمومی را درگیر کند و یک فشار اقتصادی آثار خود را همزمان در حوزههای مختلف اجتماعی نشان دهد. در چنین شرایطی، جامعه با «مصوبه پس از بحران» به تنهایی ایمن نمیشود. جلسه، کارگروه، نقشه راه، سامانه، اطلس و دیدهبانی، همه زمانی میتوانند در کاهش آسیب مؤثر باشند که حلقه آخر آنها یعنی اقدام سریع و مداخله پیش از بحران جدی گرفته شود.