کد خبر: 1374017
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰
داوود گودرزی
1 ۲۶ مرداد، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روز بازگشت مردانی است که سال‌های جوانی خود را پشت دیوار‌های بلند اسارت گذراندند، خورشید را از پشت میله‌ها دیدند و صدای آزادی را از دور شنیدند

۲۶ مرداد، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روز بازگشت مردانی است که سال‌های جوانی خود را پشت دیوار‌های بلند اسارت گذراندند، خورشید را از پشت میله‌ها دیدند و صدای آزادی را از دور شنیدند، اما نگذاشتند غبار اردوگاه، ایمان و امیدشان را خاموش کند. ۲۶ مرداد، روز بازگشت مردانی است که جسمشان در بند بود، اما روحشان هرگز اسیر نشد؛ مردانی که در سلول‌های تنگ، زیر شکنجه، در گرسنگی، بیماری، محرومیت و تحقیر، ایستادگی کردند و نشان دادند می‌توان دست و پا را به زنجیر کشید، اما نمی‌توان اندیشه و ایمان انسانی را به اسارت گرفت. 
آزادگان با خدا معامله کردند، نه با دنیا. برای نام و مقام و امتیاز نایستادند؛ برای ایران ایستادند، برای عزت این خاک، برای پرچمی که هنوز بر فراز این سرزمین به اهتزاز است و برای آرمان‌هایی که عطر خون شهیدان را در خود دارند. شاید از همین روست که امروز، پس از گذشت سال‌ها، زبان بسیاری از آنان بیش از آنکه زبان گلایه باشد، زبان دلسوزی برای ایران است؛ ایرانی که دوستش دارند و برای سربلندی‌اش سال‌های جوانی خود را هزینه کردند. اما پرسشی سال‌هاست در ذهن بسیاری از آزادگان باقی مانده است:
آیا سهم آنان از آن همه سال‌های اسارت، تنها چند دقیقه خبر در بخش‌های خبری، چند تصویر آرشیوی و چند مصاحبه در آستانه بیست‌وششم مرداد است؟ 
آیا رسالت جامعه در برابر آزادگان، تنها یادآوری یک‌روزه آنان است؟ آیا حافظه تاریخی یک ملت باید فقط در تقویم بیدار شود؟ ما از مردم گله‌ای نداریم. مردم ایران همواره با محبت و احترام از آزادگان یاد کرده‌اند. سخن ما با مسئولانی است که قانون نوشته‌اند، وعده داده‌اند و وظیفه برعهده گرفته‌اند، اما گاه اجرای قانون در پیچ‌وخم تصمیم‌ها و بخشنامه‌ها به فراموشی سپرده شده است. 
سال‌هاست بسیاری از آزادگان، اجرای کامل ماده ۱۳ و حقوق قانونی مربوط به دوران اسارت، از جمله مطالبات مرتبط با مرخصی‌های استحقاقی را پیگیری می‌کنند؛ حقوقی که بخشی از آن پرداخت شد و بخش دیگری سال‌هاست در میان تفسیرها، تصمیم‌ها و وعده‌ها سرگردان مانده است. پرسش ساده است: آیا قانون با گذشت زمان فرسوده می‌شود؟ آیا مرور سال‌ها می‌تواند حقوق مکتسبه انسان‌ها را از میان ببرد؟ اگر قانونی تصویب شده است، انتظار طبیعی این است که اجرا شود؛ نه اینکه بخشی از آن در متن قانون باقی بماند و بخش دیگری در راهرو‌های ادارات و میان نامه‌ها و مکاتبات گم شود. 
فرزندان ایثارگران؛ نسلی که نباید پشت یک عدد جا بماند. یکی دیگر از دغدغه‌های جدی آزادگان، وضعیت فرزندان آنان است. قانون در مواردی حمایت‌هایی را برای فرزندان ایثارگران پیش‌بینی کرده است، اما در عمل بخشی از این حمایت‌ها با رسیدن فرزند به سن مشخصی پایان می‌یابد؛ گویی جوانی که به سن معینی رسیده، دیگر فرزند همان آزاده یا جانباز نیست. 
آیا ایثارگری تاریخ انقضا دارد؟ آیا فرزند یک آزاده یا جانباز بودن با عبور از یک عدد در شناسنامه پایان می‌یابد؟ 
آزادگان سال‌های جوانی خود را در اردوگاه‌هایی گذراندند که رنج و شکنجه و محرومیت، بخشی از زندگی روزمره آنان بود. اسناد و گزارش‌های بین‌المللی نیز در مقاطع مختلف، رفتار غیرانسانی با اسرای جنگی ایرانی را منعکس کرده‌اند. سال‌ها سوءتغذیه، شکنجه، محرومیت از درمان، سلول انفرادی، فشار‌های جسمی و روحی و شرایط دشوار اردوگاه‌ها، زخم‌هایی بر جای گذاشت که با باز شدن دروازه اسارت بسته نشدند. 
امروز بسیاری از آزادگان در سال‌های سالمندی، با بیماری‌ها و عوارض متعدد ناشی از آن دوران زندگی می‌کنند؛ از مشکلات استخوانی و گوارشی گرفته تا مشکلات جدی دندانپزشکی و هزینه‌های سنگین درمان. از سوی دیگر، هر روز ممکن است دارویی از شمول خدمات بیمه‌ای خارج شود و بار تازه‌ای بر دوش خانواده‌ای قرار گیرد که سال‌هاست هزینه رنج گذشته را می‌پردازد. آیا زمان آن نرسیده که برای این سرمایه‌های ملی، خدمات درمانی واقعی، ویژه، جامع و در شأن آنان فراهم شود؟ آیا رنج اسارت را می‌توان با چند درصد اندازه گرفت؟ آیا می‌توان درد ۱۰ سال اسارت را با چند عدد در یک پرونده اداری اندازه گرفت؟ 
مگر زخم روح، متر و خط‌کش دارد. مگر می‌توان سال‌های جوانی سوخته در اردوگاه‌های دشمن را در جدول‌های خشک اداری خلاصه کرد. اگر عدالت روح قانون است، پس عدالت باید پیش از هر جا در حق کسانی جاری شود که بخشی از بهترین سال‌های زندگی خود را در راه دفاع از کشور از دست داده‌اند. اگر امتیازی در قانون پیش‌بینی شده، باید در زندگی واقعی ایثارگر دیده شود، نه فقط روی کاغذ و کارت و پلاک. 
درد دیگری نیز وجود دارد؛ درد فراموش شدن آزادگان اهل قلم. مردانی که سال‌های اسارت را نه فقط زیسته‌اند، بلکه آن را با جوهر خاطره و واژه به تاریخ سپرده‌اند تا نسل‌های آینده بدانند آزادی امروز چگونه به دست آمده است. آنان روایتگرانی هستند که می‌توانستند سکوت کنند، اما نوشتند؛ می‌توانستند فراموش کنند، اما به خاطر سپردند؛ می‌توانستند زخم‌های خود را پنهان کنند، اما آنها را به سندی برای نسل آینده تبدیل کردند. با این حال، بسیاری از کتاب‌های آنان بی‌هیاهو منتشر می‌شود، بی‌آنکه آن‌گونه که شایسته است دیده شود و خاطراتشان در قفسه‌ها می‌ماند، در حالی که باید در مدارس، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و برنامه‌های فرهنگی این سرزمین خوانده و شنیده شود. آیا روایتگران تاریخ دفاع مقدس، خود نباید بخشی از حافظه فرهنگی این کشور باشند؟ 

 فرهنگ ایثار با بنر و مراسم زنده نمی‌ماند 
سیاست‌های کلی ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار و جهاد، دستگاه‌های مختلف کشور را به حفظ منزلت ایثارگران و گسترش فرهنگ ایثار مکلف کرده است، اما فرهنگ ایثار با چند بنر، چند سخنرانی، یک مراسم و چند دقیقه گزارش تلویزیونی زنده نمی‌ماند. 
فرهنگ ایثار زمانی زنده است که قانون اجرا شود؛ زمانی زنده است که ایثارگر احساس کند جامعه رنج او را فهمیده است. زمانی زنده است که فرزند او احساس نکند حمایت از خانواده‌اش تاریخ انقضا دارد و زمانی زنده است که یک آزاده سالمند برای درمان، دارو، خدمات و حقوق قانونی خود، مجبور نباشد سال‌ها میان اداره‌ها و بخشنامه‌ها سرگردان بماند. 
شاید اگر امروز از بسیاری از نوجوانان بپرسیم، ۲۶ مرداد چه روزی است، پاسخ روشنی نداشته باشند. این فقط یک دغدغه برای آزادگان نیست؛ این زنگ خطری برای حافظه تاریخی یک ملت است. ملتی که قهرمانان خود را تنها در مناسبت‌ها به یاد بیاورد، آرام‌آرام بخشی از هویت خویش را نیز فراموش خواهد کرد. 
ما از مسئولان معجزه نمی‌خواهیم. درخواست ما ساده است؛ قانون را اجرا کنید. همان قانونی که با رأی نمایندگان همین ملت تصویب شده است. انتظار داریم شأن آزادگان تنها به یک روز در تقویم محدود نشود. انتظار داریم کرامت آنان، نه در سخنرانی‌ها، بلکه در تصمیم‌ها دیده شود؛ نه در قاب عکس مراسم، بلکه در زندگی روزمره آنان. 
آزادگان هرگز از انتخاب خود پشیمان نیستند. اگر زمان به عقب بازگردد، باز هم خواهند ایستاد. باز هم از ایران دفاع خواهند کرد. باز هم سختی را به ذلت ترجیح خواهند داد، زیرا معامله آنان با خدا بوده است، نه با دنیا، اما مسئولان نیز در برابر خدا، مردم و تاریخ مسئولند؛ مسئول اجرای قانون، مسئول حفظ کرامت ایثارگران و مسئول پاسداری از میراثی که با سال‌ها اسارت، رنج، مقاومت و ایستادگی به این نسل رسیده است. ۲۶ مرداد، روز بازگشت آزادگان است، اما مبادا این روز تنها روزی باشد برای پخش چند تصویر آرشیوی، چند مصاحبه، چند سخنرانی و یک مراسم نمادین. ۲۶ مرداد را از تقویم بیرون بیاوریم؛ آن را به یک «تعهد ملی» تبدیل کنیم. تعهدی به اجرای قانون، حفظ کرامت، درمان، حمایت از خانواده‌ها، شنیدن مطالبات و پاسداشت مردانی که سال‌های جوانی خود را در اسارت گذراندند تا ایران آزاد بماند.

آزاده؛ ۱۰ سال اسارت و جانباز ۵۰ درصد

برچسب ها: اسارت ، مردم ، جنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار