در آستانه آغاز بیست و ششمین دوره رقابتهای لیگ برتر، نکته قابلتوجهی که خیلی زیاد به چشم رسانهها و منتقدان آمده است، ۱۸ مربی ایرانی، ۱۸ تیم حاضر در لیگ برتر است. هرچند شرایط خاص کشور بیتأثیر در این ماجرا نیست و بسیاری از مربیان خارجی که حتی فصل قبل در ایران مربیگری میکردند به کشور برنگشتند، اما اگر از وجه دیگری به این ماجرا نگاه کنیم، شاید به این نتیجه برسیم که اتفاق رخ داده چندان هم به حال فوتبال ایران ضرر نداشته است. در آستانه آغاز بیست و ششمین دوره رقابتهای لیگ برتر، نکته قابلتوجهی که خیلی زیاد به چشم رسانهها و منتقدان آمده است، ۱۸ مربی ایرانی، ۱۸ تیم حاضر در لیگ برتر است. هرچند شرایط خاص کشور بیتأثیر در این ماجرا نیست و بسیاری از مربیان خارجی که حتی فصل قبل در ایران مربیگری میکردند به کشور برنگشتند، اما اگر از وجه دیگری به این ماجرا نگاه کنیم، شاید به این نتیجه برسیم که اتفاق رخ داده چندان هم به حال فوتبال ایران ضرر نداشته است.
در وهله اول، با استخدام مربیان وطنی برای تیمهای حاضر در لیگ برتر، جلوی هدررفت ارز کشور، آن هم در شرایط حساس و سخت این روزها گرفته شده است. هرچند که رقم قرارداد برخی از مربیان داخلی اگر بیشتر از همکاران خارجیشان نباشد، کمتر نیست، ولی حداقل این است که این فصل جلوی هجوم مربیان بیکیفیت خارجی که توسط شبکه دلالی به فوتبال ایران انداخته میشدند، گرفته شده و ارز کشور به جیب آنها و شبکه دلالی سرازیر نمیشود. ضمن اینکه جلوی تشکیل پروندههای متعدد خارجی جدید در مراجع قضایی بینالمللی ورزش هم گرفته شده است.
نکته مهمتر، اما اعتماد اجباری فوتبال باشگاهی به مربیان ایرانی و جوان است. مسئلهای که طی سالهای گذشته و بهخصوص یکی، دو دهه اخیر همواره مورد غفلت واقع شده و تیمهای باشگاهی صرفاً برای کسب نتیجه که البته هیچگاه هم حاصل نشده، تن به استخدام مربیان خارجی بدون کارنامه و بیکیفیت دادهاند، اما حاضر به استفاده از مربیان داخلی و صدالبته جوان نشدهاند.
حالا این فرصت نصیب فوتبال و مربیان ایرانی شده تا از سر اجبار هم که شده، کنار هم کار کنند و چرخ فوتبال را بچرخانند. این فرصت برای مربیان جوان یک فرصت استثنایی و ناب است تا بتوانند با استفاده از آن، قابلیتهای خود را به باشگاهها ثابت و کاری کنند که فوتبال به آنها اعتماد کند. لازم به ذکر نیست که این فرصت یک فرصت زودگذر است، چراکه تجربه ثابت کرده باشگاههای ایرانی در مسیر اشتباه باشگاههای عربی، چندان پای کار مربیان خود نمیایستند و با بروز اولین حاشیه یا شکست و عدم نتیجهگیری مناسب، عذر مربیان خود را به راحتی میخواهند. نمونههای زیادی را میتوان در این خصوص نام برد که آخرین آنها وحید هاشمیان، سرمربی فصل قبل پرسپولیس بود که سرخهای تهران پای او نایستادند و خیلی زود حکم اخراجش را دادند و بعد در مسیری قرار گرفتند که هیچ موفقیتی حاصلشان نشد.
لیگ برتر بیست و ششم، اما در حالی آغاز میشود که شاید برای اولین بار هیچ سرمربی خارجی روی نیمکت تیمها دیده نمیشود. یک لیگ تمام ایرانی با دانش و تفکر ایرانی که حداقل به خودمان ثابت میکند «چند مرده حلاجیم» و با وجود ادعاهای زیاد، چه چیزی در چنته داریم. مربیان ایرانی یا میتوانند از فرصت به وجود آمده استفاده کنند یا اینکه برای همیشه به گوشه رینگ فوتبال میروند و شاهد حضور پررنگتر مربیان خارجی میشوند. مربیانی که خوب میدانیم شبکه دلالی حاکم بر فوتبال همین حالا تعدادی از آنها را در آب نمک خوابانده تا اگر باشگاهی سرمربی ایرانیاش را اخراج کرد، بلافاصله یک بیکیفیت و بیکارنامه خارجی را جایگزین کند.
لیگ برتر با ۱۸ مربی ایرانی آغاز خواهد شد، اما باید ببینیم فوتبال چقدر به مربیان ایرانی برای بهنمایش گذاشتن توانمندیهای خود فرصت میدهد. امیدواریم این فرصت به وجود آمده در نهایت اعتلای مربیان وطنی را در پی داشته باشد، نه خنده و خوشحالی دلالان فوتبال را.