کد خبر: 1373331
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
هادی اسماعیلی

جوان آنلاین: حالا که زمزمه‌های واگذاری سایپا به آنچه بخش خصوصی نامیده می‌شود، بلند شده است، بد نیست کسانی که امروز با ژست دلسوزی برای صنعت خودرو دورهمی خبری می‌گذارند و از وضعیت این شرکت ابراز نگرانی می‌کنند، یک بار هم درباره سهم خودشان در شکل‌گیری همین وضعیت اسفناک توضیح بدهند، چراکه قرار نیست هر بار یک بنگاه بزرگ را با مدیریت‌های ضعیف و تصمیم‌های غلط و سیاست‌گذاری‌های متناقض - که هیچ بعید نیست عمدی باشد - به نقطه بحران برسانیم و بعد همان‌هایی که مدعی نجات هستند، جلو بیایند و بگویند راه چاره واگذاری است و به ما بدهید! هنوز داستان پرابهام و شائبه‌دار ایران‌خودرو تمام نشده که حالا همان ادبیات برای سایپا هم شنیده می‌شود و طبیعی است که افکار عمومی نسبت به این نسخه‌های آماده حساس باشد. 
در ماجرای ایران‌خودرو هم مدعیان می‌گفتند مدیریت خصوصی می‌تواند شرکت را متحول کند و حتی کار را به میدان آزادی گره زدند که اگر نتوانستیم، ما را فلان و بهمان کنید و حالا برای اثبات این ادعا، مدام از رشد ۵۷ درصدی فروش ایران‌خودرو و کاهش ۱۸ درصدی فروش سایپا حرف می‌زنند و نتیجه می‌گیرند که ببینید مدیریت خصوصی چه کرده و مدیریت دولتی چه بلایی سر سایپا آورده است. اما بازی با درصد‌ها دیگر قدیمی شده است. اگر واقعاً قرار است عملکرد ایران‌خودرو سنجیده شود، بگویند این شرکت پیش از واگذاری و در بهترین شرایط خود چند دستگاه خودرو تولید می‌کرد و حالا چند دستگاه تولید می‌کند. همچنین بگویند تولید واقعی چقدر افزایش یافته و کیفیت و قیمت تمام شده و بهره‌وری و زیان و بدهی به قطعه‌سازان چه تغییری کرده است! طبعاً فروش ریالی به تنهایی هیچ معجزه مدیریتی را ثابت نمی‌کند و در اقتصادی که قیمت خودرو، قطعه، مواد اولیه و دستمزد بالا می‌رود، افزایش رقم فروش طبیعی است و نمی‌شود هر رشد ریالی را به حساب شاهکار مدیریتی گذاشت. بنابراین اگر قرار است ایران‌خودرو و سایپا مقایسه شوند، باید مجموعه شاخص‌ها کنار هم قرار بگیرد و تعداد تولید، هزینه تولید، بهره‌وری، کیفیت، سودآوری، بدهی، نقدینگی و سرمایه‌گذاری بررسی شود تا معلوم شود واقعاً چه اتفاقی افتاده است. بنابراین با چند درصد انتخاب شده برای یک دورهمی خبری، نمی‌توان برای کل صنعت خودرو نسخه پیچید. 
آخر چه کسی گفته است، چون مدیریت دولتی سایپا ضعیف بوده است، پس خود سایپا هم باید واگذار شود؟ این چه منطقی است که اگر مدیر دولتی عرضه اداره یک شرکت را ندارد، به جای تغییر مدیر و اصلاح ساختار، خود شرکت را تحویل آنچه بخش خصوصی نامیده می‌شود، بدهیم؟ اگر دولت در مدیریت سایپا ناتوان است، مدیر را عوض کنید و اگر تیم مدیریتی ضعیف است، تیم قوی سر کار بیاورید و اگر ساختار تصمیم‌گیری ایراد دارد، آن را اصلاح کنید، والا اینکه یک مدیر دولتی توان اداره یک بنگاه را ندارد، دلیل نمی‌شود دارایی عمومی را به اسم خصوصی‌سازی واگذار کنیم. اتفاقاً اگر واقعاً اعتقاد دارند بخش خصوصی بهتر مدیریت می‌کند، مدیریت سایپا را به بخش خصوصی بسپارند و اجازه بدهند توانایی خود را ثابت کند؛ چه ضرورتی دارد مدیریت و مالکیت همزمان واگذار شود، چراکه یک تیم حرفه‌ای می‌تواند با اختیار کافی شرکت را اداره کند و عملکردش را با شاخص‌های روشن بسنجد و اگر تولید بالا رفت و زیان پایین آمد و کیفیت بهتر شد و قطعه‌ساز توانست مطالباتش را بگیرد، آن وقت می‌توان درباره ماندگاری همان تیم تصمیم گرفت. 
ظاهراً در کشور ما خصوصی‌سازی با هبه اشتباه گرفته می‌شود. البته بعید است ندانند که خصوصی‌سازی، یعنی رقابت و شفافیت و اهلیت‌سنجی و قیمت واقعی و پاسخگویی، نه اینکه ابتدا یک شرکت را به دلیل زیان و بحران بی‌ارزش جلوه بدهیم و بعد آن را به ثمن بخس به گروهی واگذار کنیم که خودش را ناجی معرفی می‌کند. اگر قرار است سایپا واگذار شود، باید مشخص باشد چه کسی آن را می‌گیرد و با چه قیمتی می‌گیرد و منابع خرید از کجا تأمین می‌شود و چه میزان سرمایه جدید وارد شرکت خواهد شد. باید برنامه تولید، توسعه محصول، اصلاح مالی، تکلیف بدهی‌ها و وضعیت قطعه‌سازان و کارگران روشن باشد. 
قطعاً طبیعی است که برای مردم این سؤالات مطرح شود که چرا هر بار یک بنگاه بزرگ به بحران می‌رسد - بخوانید می‌رسانند - ناگهان عده‌ای پیدا می‌شوند که یگانه راه نجات را واگذاری همان بنگاه معرفی می‌کنند! راستی چه کسانی از زمین خوردن سایپا سود می‌برند؟ چه کسانی از بحرانی نشان دادن این شرکت منتفع می‌شوند؟ البته چه کسانی قرار است بعد از این فضاسازی، خود را به عنوان ناجی معرفی کنند؟! اگر سایپا واقعاً بی‌ارزش است، چرا برای در اختیار گرفتن آن این‌قدر اشتیاق وجود دارد و اگر ارزشمند است، چرا باید در فضای بحران و با این حجم از سیاه‌نمایی درباره وضعیت آن تعیین تکلیف شود؟
خصوصی‌سازی بدون قرارداد محکم و ضمانت اجرایی می‌تواند در نهایت هزینه را دوباره روی دوش دولت بگذارد و مالک خصوصی در زمان سود اختیار دارد، اما وقتی پای زیان و اشتغال وسط می‌آید، دولت نمی‌تواند به سادگی کنار بکشد. اگر روزی مالک جدید کارگران را برای گرفتن امتیاز از دولت گرو بگیرد یا تولید را متوقف کند، دوباره همین دولت است که باید برای حفظ اشتغال و جلوگیری از بحران وارد میدان شود. آن وقت سود خصوصی شده و هزینه عمومی مانده است. پس اگر واقعاً قصد نجات سایپا وجود دارد، راه آن مشخص است و باید مدیریت را از سهم‌خواهی و تصمیم‌های کوتاه‌مدت جدا کنید و یک تیم حرفه‌ای را با اختیار و مسئولیت مشخص بر سر کار بیاورید و تولید، کیفیت، هزینه، زیان، بدهی و رضایت مشتری را به شاخص‌های قابل سنجش تبدیل کنید. به هر روی، مقصران بازار خودرو ادای نگرانی درنیاورند و کسانی که امروز برای سایپا نسخه نجات می‌پیچند، اگر واقعاً حرفی برای گفتن دارند، برنامه کامل خود را منتشر کنند و درباره گذشته و وعده‌های قبلی هم پاسخ بدهند. اگر بناست مدیریت خصوصی شود، مدیریت را واگذار کنید، اما اگر قرار است باز هم با برجسته کردن بحران، افکار عمومی را آماده کنند و بعد دارایی عمومی را یکجا تحویل عده‌ای بدهند، این دیگر خصوصی‌سازی نیست و بعید است مردم توان تحمل این روند را داشته باشند.

برچسب ها: سایپا ، خصوصی سازی ، خودرو
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار