تاریخ را همیشه فاتحان ننوشتهاند؛ گاهی تاریخ را قدمهای انسانهایی نوشتهاند که حاضر نشدند حقیقت را تنها بگذارند. جوان آنلاین: ظهر عاشورا، دشمن گمان میکرد با فرود آمدن آخرین شمشیر، ندای «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» نیز برای همیشه خاموش خواهد شد؛ اما خون حسین (ع) بر خاک نماند، در رگهای تاریخ جاری شد. ۴۰ روز بعد، نخستین پاسخ به آن ندا داده شد؛ از جابربن عبدالله انصاری تا کاروان اسیران کربلا. از همان روز، اربعین متولد شد؛ نه بهعنوان یادبود یک حادثه، بلکه بهعنوان آغاز یک جریان. جریانی که پس از قرنها، هر سال میلیونها انسان را از دهها ملت و زبان، بدون اجبار، بدون منفعت مادی و بدون سازماندهی مرسوم، در یک مسیر واحد گرد هم میآورد.
راز اربعین همینجاست؛ اربعین یک راهپیمایی نیست، یک مدرسه است؛ مدرسهای که انسان میسازد. تمدنها پیش از آنکه با شهرها، فناوری و اقتصاد شکل بگیرند، با انسان ساخته میشوند. اگر انسان مسئول، مؤمن و ایثارگر وجود نداشته باشد، پیشرفتهترین تمدنها نیز از درون فرو میریزند. اربعین، هر سال میلیونها انسان را تمرین میدهد تا از «من» عبور کنند و به «ما» برسند؛ از منفعت شخصی به مسئولیت اجتماعی و از تماشاگر تاریخ بودن به سازنده تاریخ شدن.
قرآن کریم میفرماید: ﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً وَاحِدَةً﴾. این آیه در مسیر نجف تا کربلا فقط تلاوت نمیشود؛ زندگی میشود. ایرانی و عراقی، عرب و عجم، آفریقایی و اروپایی، فقیر و ثروتمند، در کنار هم راه میروند؛ نه بهخاطر نژاد، زبان یا منافع مشترک، بلکه به خاطر حقیقتی مشترک. این همان «امت واحده» است که قرآن وعده آن را داده است. رهبر انقلاب اسلامی سالها پیش، این ظرفیت تمدنی را بهدرستی تشخیص دادند. ایشان اربعین را صرفا یک زیارت ندانستند، بلکه آن را «رسانه پرقدرت عاشورا» خواندند؛ رسانهای که اجازه نداد پیام کربلا در میان هیاهوی تبلیغات و تحریف دفن شود. ایشان تاکید کردند که همانگونه که اربعین نخست، عاشورا را زنده نگه داشت، اربعین امروز نیز رسانهای بیهمتا برای رساندن پیام حق به جهان است. همچنین راهپیمایی اربعین را «قوت اسلام» و «قوت جبهه مقاومت» توصیف کردند؛ زیرا این اجتماع عظیم، نمایش قدرت ایمانی امتی است که حول محور امام حسین (ع) شکل گرفته است.
ثمره این نگاه تمدنی، سالها بعد در میدان واقعیت آشکار شد. هنگامی که مراسم تشییع رهبر شهید از تهران آغاز شد، در قم ادامه یافت و سپس در نجف و کربلا، در همان مسیری که میلیونها زائر هر سال میپیمایند، امتداد پیدا کرد، حقیقتی بزرگ آشکار شد. این فقط بدرقه یک رهبر نبود؛ آزمون موفقیت مکتبی بود که سالها انسان تربیت کرده بود. این بار، به جای آنکه مردم به استقبال اربعین بروند، اربعین در قامت یک تشییع تاریخی در میان مردم به حرکت درآمد. از تهران تا قم و از نجف تا کربلا، یک پیام واحد شنیده میشد: راه حسین (ع)، با شهادت متوقف نمیشود؛ خون، اگر در راه حق ریخته شود، رهروان را بیشتر میکند، نه کمتر.
همینجا تفاوت میان یک «اجتماع» و یک «تمدن» روشن میشود. اجتماع با پایان مراسم پایان مییابد؛ اما تمدن، انسانهایی میسازد که در لحظههای سرنوشتساز، خود به میدان میآیند. اربعین در طول سالها، سرمایهای عظیم از اعتماد، محبت، ایثار و مسئولیت ساخته است؛ سرمایهای که با دستور دولتها، تبلیغات رسانهای یا محاسبات سیاسی ایجاد نمیشود. از همین رو، بسیاری از چارچوبهای رایج علوم انسانی غرب در تحلیل اربعین دچار ناتوانی میشوند. وقتی مبنای تحلیل، فقط منفعت، قدرت، رقابت یا قرارداد اجتماعی باشد، چگونه میتوان میلیونها انسانی را توضیح داد که با هزینه شخصی، بدون انتظار پاداش و تنها از سر ایمان و احساس تکلیف، کیلومترها راه میپیمایند و دارایی خود را وقف خدمت به دیگران میکنند؟ اربعین را نمیتوان به «گردشگری مذهبی» یا «مدیریت جمعیت» فروکاست؛ زیرا روح این حرکت، ایمان، محبت و تکلیف الهی است؛ عناصری که در بسیاری از نظریههای رایج علوم اجتماعی جایگاه محوری ندارند.
امیرالمؤمنین (ع) جامعه را به مسئولیت در برابر حق فرا میخواند و اربعین، تمرین عملی همین مسئولیت است. در این مدرسه، انسان میآموزد که نسبت به سرنوشت دیگران بیتفاوت نباشد، در برابر ظلم سکوت نکند و حقیقت را تنها نگذارد. اگر عاشورا بذر این حرکت بود، اربعین درخت آن است و انسان اربعینی، میوه این درخت و شاید شیرینترین میوه این شجره طیبه، روزی آشکار شود که همین انسانهای تربیتیافته، در پاسخ به ندای آخرین حجت الهی، حضرت ولیعصر (عج)، یکصدا لبیک بگویند و آرمان «اُمَّةً واحِدَةً» را در گستره جهان تحقق بخشند. آن روز، جهان خواهد فهمید که راه نجف تا کربلا فقط جادهای میان دو شهر نبود؛ مسیری بود که قرنها انسان ساخت تا بزرگترین لبیک تاریخ، برای یاری حجت خدا، از دل آن برخیزد.