جوان آنلاین: حضور در جامجهانی همواره از اهمیتی بالا برخوردار است، چراکه این مسابقات برای اکثر کشورها، نه فقط یک تورنمنت فوتبالی که ویترینی است برای تغییر مسیر حرفهای. به همین دلیل هم هست که آرزوی تمام فوتبالیستهای دنیا حضور در این تورنمنت است، چراکه به واسطه حضور در این مسابقات میتوانند تواناییهایشان را به رخ بکشند و آینده حرفهای خود را دستخوش تغییر کنند.
برای فوتبال ایران هم تا سالهای سال حضور در جامجهانی دقیقاً همین معنا را داشت، بهگونهای که در هر حضور، نگاه استعدادیابهای فوتبال اروپا به بازیکنان ایران جلب میشد و در پایان بزرگترین رویداد فوتبالی دنیا همواره شاهد انتشار اخبار متعددی در خصوص انتقال ملیپوشان ایران به لیگهای معتبر قاره سبز بودیم. در واقع جامجهانی برای فوتبال ایران، بهخصوص بازیکنان آن، سکوی پرتاب بود. در همین راستا، پس از درخشش فوتبال ایران در اواخر دهه ۷۰، ملیپوشانی، چون علی دایی، کریم باقری، خداداد عزیزی، مهدی میناوند، مهدی پاشازاده و در ادامه مهدویکیا، سیروس دینمحمدی و علی موسوی راهی فوتبال اروپا شدند. روندی که تا پایان جامجهانی ۲۰۰۶ هم تا حدودی ادامه داشت. هرچند که در جامجهانی آلمان ایران عملکرد موفقی هم نداشت، اما در پایان آن آندرانیک تیموریان به بولتون انگلیس و جواد نکونام به اوساسونا اسپانیا پیوستند تا مشخص شود حتی اگر ایران نتوانسته باشد با عملکردش نگاهها را به خود جلب کند، باز هم استعداد ملیپوشان از چشمان تیزبین استعدادیابها دور نمیماند.
در واقع استعدادیابها کوچکترین اهمیتی به نتیجه و عملکرد تیمها نمیدادند و برایشان صرفاً عملکرد و استعداد بازیکنان حائز اهمیت بود. استعدادیابهایی که در پایان جامجهانی ۲۰۲۶ چشمشان هیچ یک از بازیکنان ایران را نگرفت، بهطوریکه روزها بعد از پایان بزرگترین تورنمنت فوتبالی دنیا صرفاً شاهد انتقال میلاد محمدی به لیگ بلاروس، تیمی از لیگ شصتودوم دنیا هستیم، یعنی تاکنون تیم ملی صرفاً یک خروجی داشته، همین و بس! اتفاقی تلخ و ناگوار که بهخوبی از تغییر جایگاه فوتبال ایران در بازار نقلوانتقالات اروپا خبر میدهد. در واقع با نگاهی به نتیجه حضور ایران در جامجهانیهای قبلی و مرور تاریخ نشان میدهد این رویداد صرفاً زمانی برای فوتبال ایران سکوی پرتاب بوده و براساس همین آمار و ارقام، تقریباً میتوان گفت پس از درخشش نسل طلایی فوتبال ایران در اواخر دهه ۷۰ و همچنین جامجهانی ۲۰۰۶ که اتفاقاً ایران عملکرد موفقی هم نداشت، فوتبالیستهای ایران نتوانستند نظر استعدادیابهای اروپا و دنیا را به خود جلب کنند. اتفاقی که بیتردید نتیجه فاصله فوتبال ایران با لیگهای سطح اول دنیا را به رخ میکشد، چراکه استعدادیابهای فوتبال دنیا همچنان در حال کار هستند و به واسطه همین موضوع، بسیاری از تیمهای اروپایی پس از جامجهانی اقدام به جذب ستارههای جوان این مسابقات کردند، اما سهم فوتبال ایران از این بازار تقریباً صفر است!
کاهش چشمگیر سهم فوتبال ایران از بازار نقلوانتقالات بعد از جامجهانی، اما صرفاً به عملکرد فنی تیمملی برنمیگردد و یکی دیگر از عوامل مهم این اتفاق، میانگین سنی بالای ترکیب تیمملی است. فوتبال در دنیا این روزها به حرفهایترین شکل ممکن دنبال میشود، به همین دلیل هم هست که تیمهای مطرح بیش از هر زمان دیگری روی سرمایهگذاری بلندمدت تمرکز دارند، یعنی جذب بازیکنان ۱۸ تا ۲۴ سال. به همین دلیل است که ایوب بوعدی ستاره ۱۸ ساله مراکش با پیشنهاد لیورپول، منچسترسیتی، آرسنال و چلسی مواجه شده یا دیومانده وینگر ۱۹ ساله ساحل عاج به رئالمادرید و یوهان مانزامبی پدیده ۲۰ ساله سوئیس هم به استونویلا پیوستند. بازیکنانی که هم سالهای زیادی میتوانند در اوج باشند و هم جذبشان برای باشگاهها صرفه اقتصادی دارد. با این طرز تفکر، پرواضح است که درخشش نفراتی، چون رامین رضاییان و علیرضا بیرانوند نمیتواند توجه هیچ باشگاه بزرگی را در دنیا به خود جلب کند. هرچند که کیفیت این بازیکنان غیرقابل انکار است، اما با توجه به عبور از مرز ۳۰ سالگی، جذب آنها برای باشگاهها، نه سرمایهگذاری که ریسک است.
البته میشد سهم ایران از نقلوانتقالات بعد از پایان بزرگترین رویداد فوتبالی دنیا صفر نباشد، اما به شرط آنکه اندک بازیکنان جوان حاضر در ترکیب تیم ملی فرصتی برای نمایش تواناییهای خود نصیبشان میشد، چراکه جامجهانی هنوز هم بزرگترین ویترین فوتبالی دنیاست و هنوز هم میتواند سرنوشت هر بازیکنی را دستخوش تغییر کند، اما به شرط اینکه این بازیکنان فرصتی حتی اگر شده اندک نصیبشان شود تا نگاه استعدادیابهای اروپایی را به خود جلب کنند. اما وقتی میانگین سنی تیم ملی آنقدر بالا باشد که پیرترین تیم جام شود و هیچ فرصتی نصیب جوانانش نشود، باید هم شاهد از دست رفتن فرصتها باشیم و ناچاریم بپذیریم که فوتبال ملی ایران دچار افت محسوسی نسبت به دو دهه اخیر شده است. همان روزها که بازی کردن در بوندسلیگا، لالیگا و حتی لیگ برتر انگلیس غیرممکن نبود و ملیپوشان صرفاً با حضور در ترکیب تیم ملی در جامجهانی میتوانستند آرزوهای خود را در این زمینه محقق کنند، اما امروز نیازی به گفتن نیست که تا چه اندازه از این قافله عقب ماندیم و خروجمان از نقلوانتقالات دنیا بعد از جامجهانی زنگ خطری جدی است که صرفاً با میدان دادن به جوانان و ارائه فوتبال جسورانه میتوان از آن عبور کرد.