پس از آغاز مرحله دوم جنگ، سپاه پاسداران همزمان با نبرد در جبهه امریکایی- صهیونیستی، موج جدیدی از حملات به اقلیم کردستان عراق، محل استقرار گروههای مسلح تجزیهطلب و یکی از کانونهای فعالیت رژیم صهیونیستی آغاز کرد جوان آنلاین: پس از آغاز مرحله دوم جنگ، سپاه پاسداران همزمان با نبرد در جبهه امریکایی- صهیونیستی، موج جدیدی از حملات به اقلیم کردستان عراق، محل استقرار گروههای مسلح تجزیهطلب و یکی از کانونهای فعالیت رژیم صهیونیستی آغاز کرد. تمایز این حملات نسبت به عملیاتهای پیشین، هم در عمق نفوذ و هم در گستره اهداف مورد حمله بود. ایران در این عملیاتهای موشکی و پهپادی، شماری از انبارهای مهمات و مراکز لجستیکی گروههای مسلح در مناطق مختلف اقلیم از جمله اربیل و سلیمانیه را هدف قرار داد و منهدم کرد.
علاوه بر این، ایران برخی مراکز راهبردی از جمله پایگاه هوایی حریر و اطراف فرودگاه بینالمللی اربیل را که در مجاورت کنسولگری امریکاست نیز هدف حمله قرار داد. فرودگاه بینالمللی اربیل به یکی از مراکز اصلی پشتیبانی نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی امریکا در شمال عراق تبدیل شده و به دلیل استقرار کنسولگری بزرگ امریکا، مقر فرماندهی ائتلاف ضدداعش، امکانات پشتیبانی هوایی و حضور مستشاران و نیروهای اطلاعاتی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
ایران با اجرای این حملات، افزون بر تلاش برای مهار فعالیت گروههای مسلح تجزیهطلب در اقلیم کردستان، در پی محدود کردن تهدیدات امنیتی ناشی از همکاری این منطقه با رژیم صهیونیستی و امریکا نیز بوده است. این اقدامات در چارچوب حق دفاع مشروع و حملات پیشدستانه برای مقابله با تهدیدات امنیتی فرامرزی انجام میشود و در کنار اقدامات اطلاعاتی، در چارچوب جنگ علیه امریکا و رژیم اسرائیل قرار میگیرد. در واقع، ایران با تشدید حملات به غرب کشور، در پی ناآرامسازی و تنگ کردن حلقه امنیتی و ایجاد بحران برای زیست عوامل موساد و تروریستهاست. بر همین اساس بود که شرکت انرژی امریکایی HKN Energy به دلیل تشدید تنشها، تمام فعالیتهای خود را در منطقه اقلیم کردستان عراق تعطیل کرد.
یکی از طرحهای اصلی امریکا در میانه جنگ، آمادهسازی گروههای تجزیهطلب چه از سمت شرق و چه غرب ایران بود. از این جهت که با ورود آنها به بازی جنگ، از تمرکز نیروهای نظامی در جنگ با خود بکاهد و هدف نهایی خود، یعنی تجزیه کشور را عملی سازد. ترامپ در جنگ اخیر اذعان داشت که گروهکهای کرد، تروریست را مجهز و تسلیح کرده تا آنها را برای ایجاد عملیات داخلی در ایران به کار گیرد.
برجستهسازی و عملیات روانی دشمن
تروریستهای مسلح در مناطق غربی کشور، علاوه بر اقدامات عملیاتی، تلاش گستردهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی انجام دادند. آنها برای بزرگنمایی توان خود و همتراز نشان دادن خود با نیروهای مسلح ایران، دست به اقدامات تبلیغاتی زدند. از جمله تشکیل ائتلافهای نمایشی با وجود رقابتها و دشمنیهای دیرینه میان گروههای مختلف. در بحبوحه جنگ، رسانههای اسرائیلی به نقل از یک مقام خودخوانده در «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» ادعا کردند که هزاران نیروی تروریست تجزیهطلب پژاک در مناطق کوهستانی غرب ایران موضع گرفتهاند و آماده انجام حملات زمینی هستند. همزمان، شبکه عملیات روانی امریکا نظیر فاکسنیوز نیز با استناد به مقامات ناشناس امریکایی، از آغاز عملیات زمینی هزاران نیروی کرد از خاک عراق به داخل ایران خبر دادند. تروریستها همچنین بارها مدعی شدند که مقامات امریکایی با رهبران گروههای مخالف ایران درباره عملیات احتمالی تماس گرفتهاند و هماهنگیهایی صورت گرفته است. پیش از این و در اوایل جنگ (اسفندماه)، چند گروه کرد از تشکیل یک چارچوب همکاری یا ائتلاف سیاسی-نظامی برای هماهنگی بیشتر خبر داده بودند تا تصویری از یک جبهه متحد علیه ایران ارائه دهند.
اما این سناریوی تبلیغاتی با واقعیتهای میدانی فاصله زیادی داشت؛ نخست، آنکه گروههای مذکور نه تنها از توانمندی نظامی کافی برای انجام عملیات زمینی گسترده بیبهره بودند، بلکه اختلافات عمیق تاریخی و رقابتهای قبیلهای میان آنها همواره مانعی جدی برای هرگونه هماهنگی واقعی محسوب میشود. عملیات روانی آنها در بحبوحه جنگ، برای ایجاد فضای تهدید و هراس در افکار عمومی طراحی شده بود. هدف اصلی این بود که از یکسو، ایران را به جنگ در مرزهای غربی مجبور کنند و از سوی دیگر، گروههای تروریستی را با پشتوانه امریکا و اسرائیل، به رغم دهها ناکامی، به جنگ ترغیب کنند.
اقلیم کردستان، مقر دیرینه رژیم صهیونیستی و تهدیدی منطقهای
نفوذ رژیم صهیونیستی در منطقه کردستان عراق ریشهای تاریخی دارد و به پیش از انقلاب اسلامی بازمیگردد. در دهه ۱۹۷۰ میلادی، یک مجله اسرائیلی منافع تلآویو در کردستان را چنین تبیین کرد: «ما مایلیم یک کردستان مستقل و آزاد تشکیل شود تا بتواند مانند ما در این منطقه، که اکثریت آن را اعراب تشکیل میدهند، یک کشور غیرعربی به وجود آورد. ما در این منطقه محتاج همپیمان هستیم و دوستی کردها خود به خود به قدرت ما خواهد افزود.» این راهبرد، نشاندهنده رویکرد دیرینه اسرائیل برای ایجاد متحدان غیرعرب در همسایگی ایران و جهان عرب است.
پس از انقلاب اسلامی، این روند با شتاب بیشتری ادامه یافت. رژیم صهیونیستی و سازمان اطلاعاتی موساد، با بهرهگیری از موقعیت راهبردی اقلیم کردستان عراق، پایگاههای مستقیم اطلاعاتی و نظامی در این منطقه ایجاد کردند و دست به انجام عملیاتهای تروریستی، خرابکارانه و جاسوسی در داخل خاک ایران زدند. موساد با استفاده از گروههای کرد مخالف ایرانی از جمله حزبهای تجزیهطلب مسلح، آنها را به عنوان متحدانی راهبردی در برابر دشمنان مشترک به کار گرفته است. این حضور و نفوذ گسترده، اقلیم کردستان را به کانونی برای تهدید امنیت ملی ایران و بیثباتی در منطقه بین عراق و ایران تبدیل کرده است.
بر همین اساس بود که دو کشور توافقنامهای امنیتی امضا کردند که بر اساس آن، دولت بغداد متعهد شده است گروههای کرد مخالف جمهوری اسلامی مستقر در اقلیم کردستان را خلع سلاح کند. علاوه بر این، ایران برای شماری از سران تجزیهطلب و تروریست، اعلان قرمز اینترپل صادر کرده و از کشورهای اروپایی و دولت عراق خواسته است تا این عناصر را دستگیر و استرداد کنند.
از اینرو، حملات موشکی و پهپادی ایران به اقلیم کردستان، تنها معطوف به تأمین امنیت مرزهای داخلی نیست، بلکه اقدامی فراگیر برای مقابله با حضور و فعالیتهای رژیم صهیونیستی در همسایگی غربی ایران محسوب میشود. در واقع، حملات نظامی ایران در قبال اقلیم کردستان، با هدف خنثیسازی توطئههای رژیم اسرائیل و ایجاد بازدارندگی، به ثبات و امنیت در منطقه کمک میکند، چراکه همجواری کردهای تجزیهطلب و مزدوران رژیم اسرائیل در غرب ایران، این منطقه را به کانونی برای ناامنی و بیثباتی تبدیل کرده است و هرگونه غفلت از آن، هزینههای سنگینی برای امنیت ملی و منطقهای به همراه خواهد داشت. اقدامات ایران، در چارچوب حقوق بینالملل و دفاع مشروع، پاسخی قاطع به این تهدیدات ترکیبی محسوب میشود و پیام روشنی به دشمنان دارد که امنیت ایران خط قرمز است و هیچ قدرتی نمیتواند از آن عبور کند.