کد خبر: 1379666
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
1 سرقت ۳۰ میلیارد تومانی از خانه تاجر آهن در شمال‌غرب تهران با افتادن لحظه‌ای نقاب یکی از سارقان وارد مرحله تازه‌ای شد

جوان آنلاین: سرقت ۳۰ میلیارد تومانی از خانه تاجر آهن در شمال‌غرب تهران با افتادن لحظه‌ای نقاب یکی از سارقان وارد مرحله تازه‌ای شد و چهره برادرزاده شاکی را برای پلیس فاش کرد؛ دختری که در بازجویی‌ها اعتراف کرد با همدستی مادرش و یکی از دوستانش، نقشه سرقت از خانه عمویش را اجرا کرده است. 
چند روز قبل مرد ثروتمندی با مراجعه به اداره پلیس تهران از دستبرد سارقان به خانه‌اش خبر داد و گفت در غیاب اعضای خانواده، سارقان با ورود به آپارتمانش بیش از ۳۰ میلیارد تومان طلا، سکه و ارز سرقت کرده‌اند. 
مرد تاجر در تشریح ماجرا گفت: «من تاجر آهن هستم و در طبقه دوم یک ساختمان مسکونی در شمال‌غرب تهران زندگی می‌کنم. روز قبل خانواده‌ام برای سفر از تهران خارج شدند، اما من به دلیل کارهایم در تهران ماندم. ساعتی قبل وقتی به خانه برگشتم، با صحنه عجیبی روبه‌رو شدم. وسایل خانه به‌هم ریخته بود و وقتی به سراغ گاوصندوق رفتم، متوجه شدم در آن باز است. بررسی کردم و فهمیدم تمام دلارها، سکه‌ها و طلاهایم که بیش از ۳۰ میلیارد تومان ارزش داشت، سرقت شده‌است.»
پس از ثبت شکایت، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به دستور قاضی کوشکی، بازپرس دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات تخصصی خود را برای شناسایی عاملان این سرقت آغاز کردند. بررسی‌های اولیه نشان داد قفل در ورودی خانه هیچ آثار تخریبی ندارد و گاوصندوق نیز با کلید باز شده‌است. همین موضوع احتمال دست داشتن فردی آشنا یا سارقی را که به کلید یا کلید مشابه دسترسی داشته باشد برای کارآگاهان مطرح کرد. 

 ۳ سارق نقاب‌دار
کارآگاهان در ادامه به بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف ساختمان پرداختند. تصاویر نشان می‌داد سه فرد سیاه‌پوش و نقاب‌دار وارد ساختمان شده و دقایقی بعد در حالی که کوله‌پشتی‌هایشان مملو از دلار، سکه و طلا بود، از ساختمان خارج شده‌اند. نکته عجیب در تصاویر، جثه و نحوه راه رفتن سارقان بود که بیشتر به زنان شباهت داشت. با این حال، نقاب چهره آنها را پوشانده بود و شناسایی هویتشان امکان‌پذیر نبود. کارآگاهان برای یافتن سرنخ، مسیر فرار سارقان را دنبال کرده و دوربین‌های مداربسته را یکی پس از دیگری بررسی کردند تا اینکه سرانجام به سرنخی مهم رسیدند. در یکی از تصاویر، هنگام فرار سارقان، نقاب یکی از آنها برای لحظاتی از روی صورتش کنار رفته و دوربین موفق به ثبت چهره او شده بود. بررسی تصویر نشان داد سارق مورد نظر یک دختر جوان است. 

 عموی ثروتمند، سارق را شناخت
کارآگاهان پس از استخراج تصویر، آن را به شاکی نشان دادند. مرد تاجر با دیدن چهره دختر جوان در کمال ناباوری او را شناخت و گفت: «این دختر، برادرزاده‌ام بهناز است. او همراه پدر و مادرش در یکی از طبقات همین ساختمان زندگی می‌کند.»
با به‌دست آمدن این سرنخ، مأموران بهناز را بازداشت و برای تحقیقات به اداره پلیس منتقل کردند. دختر جوان در نخستین مراحل بازجویی سرقت را انکار کرد، اما وقتی تصاویر دوربین‌های مداربسته و چهره ثبت‌شده خود را در برابرش دید، سرانجام به سرقت از خانه عمویش اعتراف کرد. 

 اعتراف به سرقت با همدستی مادر
بهناز در اعترافات خود گفت که این سرقت را با همدستی مادرش و یکی از دوستانش انجام داده است. پس از اعتراف او، مأموران تحقیقات خود را برای شناسایی دو همدست دیگر ادامه دادند و در نهایت مادر متهم و دوست او نیز شناسایی و دستگیر شدند. سه متهم در جریان بازجویی‌ها به سرقت بیش از ۳۰ میلیارد تومان طلا، سکه و دلار اعتراف کردند. تحقیقات کارآگاهان برای مشخص شدن جزئیات این سرقت خانوادگی و شناسایی احتمالی جرایم مشابه آنها ادامه دارد. 

 می‌خواستم بدهی پدرم را پرداخت کنم
بهناز، دختر جوان دانشجویی است که تاکنون سابقه کیفری نداشته است. او در بازجویی‌ها مدعی شد عمویش باعث ایجاد بدهی برای پدرش شده و پدرش در شرایط مالی سختی قرار گرفته است. به گفته بهناز، او برای کمک به پدرش و پرداخت بدهی‌های او تصمیم گرفته از خانه عمویش سرقت کند. 

بهناز، شغلت چیست؟
من دانشجو هستم. 

سابقه کیفری داری؟
نه، اصلاً. همیشه سرم به درس و دانشگاه گرم بود و هیچ‌وقت اهل خلاف نبودم که بخواهم سابقه‌ای داشته باشم. 

چه شد که تصمیم گرفتی از خانه عمویت سرقت کنی؟‌
می‌خواستم بدهی پدرم را پرداخت کنم. پدرم را خیلی دوست دارم و وقتی فهمیدم به خاطر بدهی‌هایش ناراحت و گرفتار است، تصمیم گرفتم هر طور شده مشکلش را حل کنم. 

پدرت چرا بدهکار شده بود؟
واقعیتش این است که به نظرم عمویم در حق پدرم نامردی کرد. عمویم دسته‌چک نداشت و با چک‌های پدرم از بازار خرید می‌کرد، اما بعد بدهی‌ها را تسویه نکرد. در نهایت پدرم ماند و کلی بدهی و عمویم هم حاضر نشد آنها را پرداخت کند. او می‌گفت با پدرم بر سر ارث و میراث اختلاف دارد. من هم وقتی شرایط پدرم را دیدم، تصمیم گرفتم از گاوصندوق عمویم سرقت کنم و بدهی‌های پدرم را بپردازم. 

چطور به کلید خانه و گاوصندوق دسترسی پیدا کردی؟
قبل از اینکه اختلاف بین خانواده‌ها زیاد شود، رفت‌وآمد زیادی به خانه عمویم داشتم. در همان زمان کلید خانه و گاوصندوق را برداشتم و از روی آنها کلید یدک ساختم. 

چرا مادرت و دوستت را هم وارد این ماجرا کردی؟
به‌تنهایی نمی‌توانستم این کار را انجام دهم. موضوع را با مادرم در میان گذاشتم و او هم قبول کرد با من همکاری کند. بعد تصمیم گرفتم یکی از دوستان صمیمی‌ام را هم در جریان بگذارم. وقتی درباره بدهی‌های پدرم برایش توضیح دادم، قبول کرد کمکم کند. البته دوستم از هیجان سرقت هم خوشش می‌آمد. 

فکر می‌کردید پلیس شما را شناسایی کند؟
نه. فکر می‌کردیم نقشه‌مان کاملاً حساب‌شده است و کسی متوجه نمی‌شود. برای اینکه پلیس را گمراه کنیم، هر سه نفر لباس‌های یکدست و مشکی پوشیدیم و صورت‌هایمان را هم پوشاندیم. تصورمان این بود که با این کار پلیس فکر می‌کند با سارقان حرفه‌ای روبه‌رو است و نمی‌تواند هویت ما را شناسایی کند. 

اما چطور دستگیر شدی؟
فکر نمی‌کردیم دوربین‌های مسیر فرار بتوانند چهره‌ام را ثبت کنند. ظاهراً هنگام فرار برای لحظه‌ای نقابم کنار رفته و همان تصویر باعث شد پلیس به هویت من برسد.

برچسب ها: سرقت ، پلیس ، سارقان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار