جوان آنلاین: مصوبه جدید دولت برای اصلاح آییننامه اجرایی ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو، توجه به اسقاط ناوگان فرسوده را با محوریت سیاستگذاری محیطزیست و حملونقل کشور ضروری میکند. تردیدی وجود ندارد که کاهش تعداد خودروها و موتورسیکلتهای فرسوده، یکی از الزامات مدیریت آلودگی هوا و کاهش مصرف سوخت محسوب میشود و همچنین آمار بالای ناوگان فرسوده کشور، ضرورت اقدام در این حوزه را انکارناپذیر کرده است. با این حال، موفقیت برنامه اسقاط بیش از آنکه به تعداد مصوبات و اصلاح آییننامهها وابسته باشد، به پاسخگویی آن نسبت به واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور بستگی دارد.
مهمترین مسئلهای که در بحث اسقاط ناوگان فرسوده کمتر مورد توجه قرار گرفته، موضوع جایگزینی است. چه آنکه در اغلب کشورهای موفق در نوسازی ناوگان، اسقاط یک خودرو یا موتورسیکلت فرسوده بخشی از یک زنجیره سیاستی محسوب میشود که حلقه بعدی آن، تأمین امکان دسترسی مالک به وسیله نقلیه جدید است. طبعاً در غیاب این حلقه، فرآیند اسقاط با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد شد. بخش قابل توجهی از مالکان خودروهای فرسوده، بهویژه در حوزه موتورسیکلت، تاکسی، وانت و کامیون، از توان مالی لازم برای خرید وسیله نقلیه نو برخوردار نیستند و طبیعی است در چنین وضعیتی، حذف وسیله فرسوده بدون پیشبینی سازوکار جایگزینی، عملاً به کاهش درآمد و محدود شدن فعالیت اقتصادی این گروهها منجر میشود.
نکته دیگر به نحوه تحلیل مسئله آلودگی هوا بازمیگردد. چه آنکه هرچند ناوگان فرسوده سهم مهمی در انتشار آلایندهها دارد، اما تقلیل مسئله آلودگی هوا به موضوع اسقاط، با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. کیفیت سوخت، استاندارد خودروهای تولیدی، وضعیت حملونقل عمومی، الگوی توسعه شهری و تراکم ترافیکی نیز از عوامل مؤثر بر کیفیت هوا هستند. تمرکز بیش از حد بر اسقاط، این خطر را به همراه دارد که سایر متغیرهای اثرگذار در حاشیه قرار گیرند و انتظار غیرواقعبینانهای از نتایج این سیاست شکل بگیرد.
از منظر اقتصادی نیز باید میان «تعداد اسقاط» و «اثربخشی اسقاط» تفاوت قائل شد. به عبارتی، افزایش تعداد خودروهای خارجشده از چرخه تردد، زمانی به بهبود شاخصهای زیستمحیطی و انرژی منجر خواهد شد که با کاهش واقعی مصرف سوخت و افت محسوس سطح آلایندگی همراه باشد. در غیر این صورت، صرف ثبت رکوردهای جدید در آمار اسقاط، الزاماً به معنای موفقیت سیاستگذاری نیست.
موضوع مهم دیگر، منابع مالی اجرای این برنامه است. نوسازی گسترده ناوگان فرسوده نیازمند سرمایهگذاری قابل توجهی است و بدون تعیین منابع پایدار مالی، اهداف کمی تعیینشده با دشواری مواجه خواهند شد. به قاعده تجربه نیز بسیاری از برنامههای نوسازی، به دلیل نبود پشتوانه مالی کافی یا ضعف مشوقهای اقتصادی، به نتایج مورد انتظار نرسیدهاند.
به هر روی، اسقاط ناوگان فرسوده ضرورتی اجتنابناپذیر برای اقتصاد و محیطزیست است، اما این ضرورت زمانی به نتیجه خواهد رسید که از چارچوب یک اقدام صرفاً اداری خارج شود و در قالب یک برنامه جامع نوسازی ناوگان تعریف شود. سیاستی که اسقاط را هدف نهایی بداند، بخشی از مسیر را طی کرده است و وقتی موفق خواهد بود که جایگزینی، تأمین مالی، استانداردهای تولید و توسعه حملونقل عمومی را نیز همزمان در کانون توجه قرار دهد.