کد خبر: 1369043
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
داود عامری 
جنگ و صلح در پرتو تحولات منطقه  منطقه غرب آسیا در یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. از یک سو، هر روز اخبار تازه‌ای از درگیری‌های نظامی، تنش‌های امنیتی، عملیات‌های متقابل و رقابت‌های ژئوپلیتیکی منتشر می‌شود

منطقه غرب آسیا در یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. از یک سو، هر روز اخبار تازه‌ای از درگیری‌های نظامی، تنش‌های امنیتی، عملیات‌های متقابل و رقابت‌های ژئوپلیتیکی منتشر می‌شود و از سوی دیگر، تلاش‌های مستمر میانجی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای کاهش تنش، برقراری آتش‌بس و فراهم کردن زمینه گفت‌و‌گو و توافق میان امریکا و ایران ادامه دارد. این هم‌زمانی جنگ و دیپلماسی، فضای منطقه را به محیطی چندلایه و پیچیده تبدیل کرده است. 
پرسش اساسی که امروز در بسیاری از محافل سیاسی، دانشگاهی و راهبردی مطرح می‌شود این است که آیا منطقه در مسیر دستیابی به صلح، هرچند ناپایدار، حرکت می‌کند یا باید خود را برای جنگی گسترده‌تر آماده سازد.
بررسی روند‌های کلان نظام بین‌الملل، تحولات منطقه‌ای و راهبرد‌های دو طرف اصلی این منازعه، یعنی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا، نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش نه در انتخاب یکی از دو گزینه «جنگ» یا «صلح»، بلکه در هم‌زیستی هم‌زمان این دو پدیده نهفته است. این ارزیابی بر چند ملاحظه اساسی استوار است. 
نخست آنکه جهان در حال ورود به دوره‌ای از رقابت‌های فشرده بر سر منابع، بازارها، فناوری‌های راهبردی و حوزه‌های نفوذ است. کاهش نسبی منابع، افزایش تقاضای جهانی، رقابت قدرت‌های بزرگ و گذار تدریجی از نظم سنتی به نظمی چندقطبی، محیط بین‌المللی را به سمت بی‌ثباتی و منازعات مستمر سوق داده است. در چنین شرایطی، انتظار شکل‌گیری صلحی پایدار و عادلانه چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد و احتمال استمرار بحران‌ها و تنش‌های منطقه‌ای بیش از گذشته خواهد بود. 
دوم آنکه ایالات متحده امریکا در شرایطی قرار دارد که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان «افول نسبی قدرت» یاد می‌کنند. راهبرد‌های جدید واشنگتن نیز نشان می‌دهد که این کشور برای حفظ یا بازسازی جایگاه هژمونیک خود، رقابت با قدرت‌های نوظهور را در دستور کار قرار داده است. این رقابت صرفاً نظامی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی، فناورانه، اطلاعاتی، شناختی و امنیتی را نیز در بر می‌گیرد. ازاین‌رو، تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی و افزایش فشار‌ها علیه رقبای راهبردی، بخشی از سیاست کلان امریکا در سال‌های آینده خواهد بود. 
سوم آنکه، ماهیت منازعات در غرب آسیا بیانگر وجود تعارض‌های عمیق، ریشه‌ای و ساختاری میان ایران و امریکا است. این اختلافات صرفاً به یک پرونده یا موضوع خاص محدود نمی‌شود، بلکه طیفی از مسائل راهبردی از جمله امنیت منطقه‌ای، موازنه قدرت، سیاست‌های دفاعی، برنامه هسته‌ای، نفوذ و نقش منطقه‌ای، رژیم صهیونیستی، تحریم‌ها و دیگر موضوعات کلان ژئوپلیتیکی را در بر می‌گیرد. 
افزون بر این، انباشت بی‌اعتمادی ناشی از اقدامات و تقابل‌های گذشته، به‌ویژه جنگ اخیر، ترور و شهادت شخصیت‌های برجسته ایران همچون قائد اعظم امت اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (ره)، شکاف اعتماد میان دو طرف را بیش از پیش تعمیق کرده و دستیابی به هرگونه توافق پایدار را با چالش‌های جدی روبه‌رو ساخته است. در چنین شرایطی، از این دیدگاه، اعتماد به امریکا با تردید‌های جدی مواجه بوده و بخش قابل توجهی از افکار عمومی نیز بر ضرورت پیگیری حقوق خود، جبران خسارت‌ها و خونخواهی رهبر خویش تأکید دارند. 
چهارم آنکه در معادلات غرب آسیا بازیگرانی حضور دارند همچون رژیم صهیونیستی که تداوم بحران و جنگ را بیش از صلح به سود منافع راهبردی خود می‌دانند. از این منظر، هرگونه روند مذاکره یا توافق با اقدامات اخلال‌گرانه، تحریک‌آمیز یا امنیتی مواجه می‌شود تا از شکل‌گیری ثبات پایدار جلوگیری شود. بنابراین، حتی در صورت آغاز مذاکرات، احتمال بروز حوادثی که روند گفت‌و‌گو‌ها را با اختلال روبه‌رو کند، همچنان وجود خواهد داشت. 
پنجم آنکه قدرت‌های بزرگ و بازیگران اثرگذار بین‌المللی، هرچند نسبت به گسترش جنگ در منطقه نگران هستند، اما با احتیاط و محاسبه‌گری وارد این تحولات می‌شوند. آنان از یک سو مایل به جلوگیری از یک جنگ فراگیر هستند که می‌تواند پیامد‌های اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای برای جهان داشته باشد و از سوی دیگر، تمایلی به ورود مستقیم به یک تقابل پرهزینه نیز ندارند. ازاین‌رو، سیاست غالب آنان مدیریت بحران و جلوگیری از خروج آن از کنترل است، نه حل منازعات. 
ششم آنکه دولت‌های منطقه نیز از تداوم تنش‌ها متضرر می‌شوند؛ زیرا جنگ، امنیت، اقتصاد، تجارت، سرمایه‌گذاری و توسعه آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این حال، بسیاری از این دولت‌ها یا توان لازم برای اثرگذاری مستقل بر رفتار قدرت‌های بزرگ را ندارند یا اراده سیاسی کافی برای ایفای چنین نقشی در آنها مشاهده نمی‌شود. در نتیجه، بخش مهمی از بازیگران منطقه در نوعی ابهام راهبردی و سیاست انتظار به سر می‌برند. 
برآیند این عوامل نشان می‌دهد که در آینده قابل پیش‌بینی، نه جنگ به طور کامل پایان خواهد یافت و نه مذاکرات قادر خواهد بود همه اختلافات را حل کند. در واقع، منطقه وارد دوره‌ای شده است که «جنگ» و «دیپلماسی» به صورت هم‌زمان و موازی جریان خواهند داشت. فشار‌های نظامی، رقابت‌های امنیتی، جنگ شناختی و اقتصادی از یک سو و مذاکرات، میانجی‌گری‌ها و تلاش برای مدیریت بحران از سوی دیگر، دو روندی هستند که احتمالاً در کنار یکدیگر ادامه خواهند یافت. هیچ‌یک از این دو روند به تنهایی توان پایان دادن به معادله پیچیده منطقه را ندارد. 
در چنین شرایطی، راهبرد مطلوب برای جمهوری اسلامی ایران، اتخاذ سیاستی هوشمندانه و متوازن در هر دو مسیر بازدارندگی و دیپلماسی است؛ راهبردی که بتواند ضمن حفظ قدرت ملی، فرصت‌های سیاسی و دیپلماتیک را نیز از دست ندهد. 
در حوزه بازدارندگی، حفظ و ارتقای قدرت دفاعی و نظامی، تقویت توان پاسخ‌گویی سریع به هرگونه تهدید، نمایش اراده قاطع در دفاع از منافع ملی، جلوگیری از ایجاد فرصت برای بازآرایی دشمن و بهره‌گیری از ظرفیت‌های متنوع قدرت ملی برای حفظ موازنه راهبردی، ضرورتی انکارناپذیر است. بازدارندگی مؤثر زمانی تحقق می‌یابد که طرف مقابل از هزینه‌های هرگونه اقدام خصمانه آگاهی کامل داشته باشد. 
در کنار آن، استمرار مسیر دیپلماسی و مذاکره نیز اهمیت فراوانی دارد. بهره‌گیری از ظرفیت میانجی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، مشارکت دادن قدرت‌های اثرگذار در روند‌های سیاسی، حفظ مشروعیت حقوقی و سیاسی اقدامات ایران، دفاع از منافع ملی، اقناع افکار عمومی جهانی و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع سیاسی علیه کشور، از مهم‌ترین اهداف این مسیر به شمار می‌رود. دیپلماسی، مکمل قدرت بازدارندگی است و نه جایگزین آن. 
در مجموع، آینده منطقه بیش از آنکه به سمت صلح کامل یا جنگ تمام‌عیار حرکت کند، در مسیر رقابت مستمر، بحران‌های کنترل‌شده و مذاکرات مقطعی پیش خواهد رفت. ازاین‌رو، موفقیت ایران در چنین محیطی مستلزم آن است که هم‌زمان از قدرت دفاعی مؤثر و دیپلماسی فعال برخوردار باشد. حرکت متوازن، هوشمندانه و مقتدرانه در این دو مسیر موازی، می‌تواند ضمن حفظ ابتکار عمل، مانع از غافلگیری راهبردی شده و دست برتر را در مدیریت تحولات آینده برای جمهوری اسلامی ایران فراهم سازد.

برچسب ها: غرب آسیا ، تاریخ ، نظامی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار