ما به عنوان ملت مبعوثشده، امروز نه بر سر میز تسلیم، که در میدان تدبیر قدرتمندانه نشستهایم. در حالی که ائتلاف اشرار شکستخورده در میدان نظامی، تمام تمرکز خود را بر جنگ شناختی و تحریف روایت اقتدار ملی گذاشته، وظیفه ما بازخوانی منطق قرآنی مبارزه است. نگرانی بهحق مردم، نه نشانه ضعف، که موتور پیشران مطالبهگری عزتمندانه است و تلاش برای مصادره این نگرانی در جهت تزریق دوقطبی و التهاب، دقیقاً تکمیلکننده پازل دشمنی است که جز به بیاعتمادی و تشتت ما رضایت نمیدهد. مذاکره کنونی، برخلاف مذاکرات پیشین، نه برای صلح با شیطان، بلکه تداوم منطق میدان در صحنه دیپلماسی برای تحمیل شکستی نرمتر، اما سنگینتر به جبهه استکبار است.
۱. امروز، برخی در قامت دلسوزی، به اسم نقد فنی، سناریوی خطرناک بیصاحبنمایی نظام را دنبال میکنند. اینان که به جای تبیین «قدرت»، مشغول «سیاهنمایی مسیر» هستند، باید بدانند که جابهجایی لنگر اعتماد از مسئولان مقتدر به دشمن بدعهد، عین فشلسازی مسیر اقتدار است. جمهوری اسلامی ایران در هندسه چهارضلعی قدرت خود (مردم مبعوثشده، رهبری مقتدر، نیروهای مسلح قهرمان و دیپلماسی میدانی) چنان قدرتی یافته که ائتلاف عظیم رسانهای- نظامی دشمن را مجبور به التماس دیپلماتیک بر اساس متن پیشنهادی ایران کرده است. این یعنی دشمن پیش از نشستن بر میز مذاکره، شکست میدانی را پذیرفته است. بنابراین، آتش زدن به خرمن اعتماد مردم به ساختارهای قانونی کشور، نه انقلابیگری، که آب ریختن به آسیاب خبیثی است که برای نابودی ما در کمین نشسته است.
۲. مبنای دشمنی لجوجانه امریکا، نه مسئله هستهای یا موشکی، بلکه انتظار خروج ما از ولایت توحیدی و پذیرش فرمانبری است. این تقابل، وجودی و پایانناپذیر است. اما مذاکره امروز از موضع «قدرتمندِ پیروز»، یک مبارزه تمامعیار است. دست رزمندگان ما بر ماشه نلرزیده و پشت دیپلماتهای ما از اقتدار میدان گرم است. منطق «سکوت نظامی» برای ورود به مذاکره از موضع برتر، منطقی قرآنی است. ما کشور را معطل مذاکره نکردهایم و شکست مذاکره، از پیروزی قطعی ما در جنگ روایتها ذرهای کم نخواهد کرد. ما با صبر مؤثر استراتژیک، و در چارچوب استراتژی قورباغه آبپز، گامبهگام دشمن را به بیحیثیتی مطلق نزدیکتر میکنیم. اینک زمان آن است که با تدبیر، این دشمن ذلیلشده را در میدان دیپلماسی زمینگیر کنیم.
۳. ملت مبعوثشده حق دارد نگران باشد، اما احزاب سیاسی نباید شبهای قدر انقلاب را به میدان خطرناک و زودرس انتخابات تبدیل کنند. خطرناکترین صحنه نبرد امروز، جنگ شناختی است. دشمنی که ادعا میکرد ایران را سه روزه نابود میکند و خود را انتخابکننده رهبر بعدی میدانست، امروز به ذلت پذیرش شروط ما تن داده است. اما ویرانگرترین تاکتیک این دشمن شکستخورده، وارونهسازی این پیروزی در افکار عمومی از طریق ایجاد تشتت و دوقطبی است. راهکار خلاقانه مقابله با این جنگ، «تولید روایت مردمی اقتدار» است. نباید اجازه دهیم تصویر خلأ مرجعیت شکل گیرد. همه، از سخنرانان و مداحان گرفته تا رسانههای انقلابی، باید روایت «نزدیکی به قله» را نه با شعار، که با تشریح عینی شکست اهداف راهبردی دشمن در میدان جنگ تحمیلی، به بدنه جامعه منتقل کنند تا احساس پیروزی، جایگزین هیجانات منفی تحمیلی شود.
۴. بچههای انقلابی نباید یکدیگر را بزنند. فضاسازی برای مقایسه این ایام با شرایط بعد از صفین، القائات مسموم دشمن است که توسط افراد نادان یا مغرض دامن زده میشود. رهبری حاضر، مسلط و مقتدر است و کسی قادر به تحمیل اراده به ایشان و نظام نیست. ما تابع امام و رهبری هستیم. مطالبهگری صحیح، حق ملت است و موتور پویایی جامعه، اما این مطالبه باید با رعایت آداب و پرهیز از تهمت و طرد یکدیگر باشد. احزاب و شخصیتهای سیاسی حق ندارند به بهانه نقد، جامعه را ملتهب کنند و با دمیدن در شیپور ناامیدی، صحنه را به نفع غربگرایان تمام کنند. مراقب باشیم اعتماد به دشمن و بیاعتمادی به مسئولان، جابهجا نشود.
این انقلاب، پرچم را به دست صاحب اصلیاش خواهد سپرد و در این مسیر، هیچ ارادهای یارای توقف آن را ندارد. ما مذاکره میکنیم تا دشمن را در برابر چشم تاریخ، رسوا و بیحیثیت کنیم. اگر تسلیم متن پیشنهادی ما شد، که پیروزی مضاعف است، و اگر نشد، شکست سنگینتری بر او تحمیل خواهد شد. شرط تداوم این پیروزی، وحدت و انسجام برگرفته از بصیرت است. باید به شورای عالی امنیت ملی و ساختارهای مستحکم نظام اعتماد کرد و دانست که پایان این مبارزه، شکست ابدی جبهه استکبار و طلوع وعده الهی است. بیدار باشیم و در میانه جنگ روایتها، پشت سر ولایت، صفوف خود را از هرگونه تفرقه و ناامیدی مصون داریم. این، رمز عبور از پیچ تاریخی و رسیدن به فتح نهایی است.