به شهادت تاریخچه مبارزات فلسطینی، جنبش جهاد اسلامی، نخستین گروهی بود که پس از آشکار شدن ماهیت سازشکارانه ناسیونالیسم عربی، با اتکا بر اسلام سیاسی و الگوگیری از تجربه انقلاب اسلامی تأسیس شد. بیتردید این جریان و مکتب نظری و عملی آن، در عداد یکی از بزرگترین تهدیدات برای اسرائیل غاصب به شمار میروند، چه اینکه آموزههای امامخمینی را سرلوحه عمل خویش قرار دادهاند جوان آنلاین: به شهادت تاریخچه مبارزات فلسطینی، جنبش جهاد اسلامی فلسطین، نخستین گروهی بود که پس از آشکارشدن ماهیت سازشکارانه جنبش فتح، با ابتنا بر اسلام سیاسی و الگوگیری از تجربه انقلاب اسلامی تأسیس شد. بیتردید این جریان و مکتب نظری و عملی آن در عداد یکی از بزرگترین تهدیدات برای اسرائیل غاصب به شمار میروند، چه اینکه آموزههای امامخمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را سرلوحه عمل خویش قرار دادهاند. در مقال پی آمده به زمینههای تأسیس و پیامدهای فعالیت این گروه پرداخته است.
روشنگری در مساجد، برای تولد یک گروه مبارز
در حدود نیم قرن پیش، جمعی از جوانان اندیشمند، مبارز و سیاست پژوه فلسطینی، فرآیند واکنشها به اشغال کشور خویش را از آغاز آن مورد مطالعه و بررسی قرار دادند. آنان نهایتاً به این نتیجه رسیدند آنچه تاکنون در این باره انجام شده، ناکافی و تک بعدی بوده و باید دور جدیدی از مبارزات، با اتکا به دین، بسیج افکار عمومی جهان اسلام و عرب و نهایتاً به شکل مسلحانه آغاز شود. عبدالعزیز شقاقی، برادر شهید دکتر فتحی شقاقی، بنیانگذار جنبش جهاد اسلامی فلسطین در اینباره گفت:
«با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، برادرم از این واقعه فوقالعاده شگفتزده شد و کتابی با عنوان «خمینی، راهحل اسلامی و جایگزین» نوشت. این کتاب، خیلی زود نایاب شد و به چاپ دوم رسید. مقامات مصری، چاپ دوم را از بازارها جمع کردند و به دلیل تشابه اسمی من و نویسنده کتاب مرا بازداشت کردند!... برادرم را نیز به خاطر همان کتاب سه ماه بازداشت کردند و سپس تحت مراقبت شدید سازمان امنیت مصر قرار دادند. او نیز درسش را در دانشگاه زقازیق تمام کرد و در سال ۱۹۸۱ م به غزه برگشت. در آنجا بود که با دکتر رمضان عبدالله شلح، نافذ عزام، محمد الهندی، خضر حبیب، عبدالشامی، بشیر نافع و دیگر پایهگذاران اولیه جهاد اسلامی آشنا شد. اولین فعالان این جنبش در دهه ۱۹۸۰ م از دانشگاههای مصر فارغالتحصیل شدند؛ به فلسطین برگشتند و ذیل شعار ایمان، آگاهی، انقلاب و بسیج نیروها شروع به انتشار افکار و اندیشههای جهادی کردند. برادرم و همرزمانش با برپایی جلسات سخنرانی در مساجد روشنگری میکردند. در اواخر سال ۱۹۸۱ م، گروه اسلامی مستقل در دانشگاه غزه به عنوان نماینده جنبش جهاد اسلامی تشکیل و در سال ۱۹۸۲ م در اولین انتخابات پس از تشکیل این گروه به پیروزی قاطع دست یافت. برادرم در منازل برخی افراد در تبیین یکی از کتب ایدئولوژیک مربوط به جنبش، جلسات هفتگی برگزار میکرد. او روابط بسیار خوبی با رهبران حرکتالعمل الاسلامی در کرانه باختری از جمله راضی السلایمه و سعید بلال داشت. فتحی در سال ۱۹۸۲ و به دلیل انتشار مجله النور به مدت ۱۱ ماه زندانی شد. این مجله در قدس منتشر میشد. پیش از آن، او در مجله المختار الاسلامی با نامهای مستعار عزالدین الفارس و بشیر نافع مقاله مینوشت....»
«اسلام، جهاد و فلسطین» به مثابه اضلاع یک مثلث
بیتردید پیش از تأسیس جنبش جهاد اسلامی فلسطین، مؤسسان آن از جمله شهید دکتر فتحی شقاقی به نوعی تدارک نظری، اجتماعی و سیاسی برای ظهور این جریان دست زدهاند. محمود ابوجهاد، نماینده سابق جهاد اسلامی در ایران، در این خصوص به نکات ذیل اشارت برده است:
«زمانی که من شیفته افکار و شخصیت وی شدم، هنوز جنبش جهاد اسلامی فلسطین تأسیس نشده بود. دکتر با آگاهیبخشی در زمینه مسئله سرنوشتساز و حیاتی فلسطین، نقش بینظیری در زندگی من و دیگر دانشجویان ایفا کرد. او به همه ما تأکید میکرد اگر از منظر وی به مسئله فلسطین بنگریم، درخواهیم یافت که این موضوع حد و مرز جغرافیایی و نژادی ندارد و از همه مقولات مهمتر است. دکتر اعتقاد داشت فلسطین، شاهکلید زمان آگاهی، مبارزات اسلامی و طرحهای استقلالگرایانه و و خوداتکاست. ایشان اسلام، جهاد و فلسطین را یک مثلث متصل به هم قلمداد میکرد. همواره تلاش میکرد که امت اسلامی از تفرقه دور و متحد شود. با وجود سن کم، مبلغی اسلامی رهبری دانشمند و مصلحی بزرگ بهشمار میآمد؛ به همین دلیل هم وقتی جنبش جهاد اسلامی تشکیل شد، بیدرنگ همه ما در آن عضو شدیم. این جنبش، سازمان یا حزب به معنای سیاسی و متعارف آن نیست، بلکه جریانی است که میخواهد همه امت بهویژه ملت فلسطین را متحول کند، زیرا چالش اصلی در برابر امت اسلامی، صهیونیسم و پشتیبان آن، یعنی امپریالیسم امریکاست. شهید دکتر شقاقی همواره میگفت: «رژیم صهیونیستی پدیدهای بیگانه است، در این سرزمین ریشه ندارد و به همین دلیل نیز رفتنی است؛ ما فرزندان این سرزمین هستیم و در اینجا ریشه داریم و خواهیم ماند. اسرائیل گیاهی غیرعادی و بیریشه است که به زور آن را در سرزمین اسلامی فلسطین کاشتهاند و به همین دلیل نیز رشد نخواهد کرد!....» تصور میکنم که این جمله، ترجمان مناسبی از یک عمر تکاپوی او باشد....»
«جهاد اسلامی» در زندانها و بازداشتگاههای اسرائیل تأسیس شد
برای بسا فعالان مقاومت فلسطینی، تأسیس یک جنبش مبارز و اسلامی در زندانها و بازداشتگاههای دشمن، خبری خوب قلمداد میشد. این موضوعی است که زندهیاد احمد جبرئیل، دبیرکل سابق جبهه خلق برای آزادی فلسطین، بدان اذعان کرده است:
«پس از آنکه دکتر فتحی شقاقی از سرزمینهای اشغالی فلسطین به لبنان تبعید شد، با او آشنا شدم. از قبل شنیده بودم که در بازداشتگاهها و زندانهای دشمن، یک جنبش جهادی نوین تأسیس شده است و اطلاعات آن به ما میرسید. ما هم خوشحال و در عین حال سرفراز بودیم که یک عامل اسلامی وارد این مبارزه شده است و در انتظار نتایج آن نشستیم. ما در انتظار یک جریان اسلامی بودیم تا اولاً با اسلام و مفهوم جهاد در آن بیشتر آشنا شویم و دوم اینکه وضعیت ما در برابر دشمن صهیونیستی، فوقالعاده دشوار بود و به کمک و خون تازهای نیاز داشتیم. در سال ۱۹۸۵ و عملیات الجلیل که به مبادله اسرا بین جبهه خلق برای آزادی فلسطین و رژیم اسرائیل پرداختیم، دلمان میخواست همه کسانی را که از سازمان جدیدی به نام جهاد اسلامی فلسطین سخن میگفتند، آزاد کنیم. در واقع آنان در زمره فرماندهان عمده در جنبش جهاد اسلامی بودند. همکاری ما با این تشکل، به فراتر از مسائل سیاسی و به طور مشخص به موضوعات لجستیکی و آموزش برادران جنبش جهاد اسلامی تعمیم پیدا کرد. این روابط، روزبهروز قویتر میشدند. در گفتوگو با دکتر شقاقی به این نتیجه رسیدیم که وظیفه جهاد تنها مقابله با صهیونیستها نیست، بلکه باید با تلاشهای سیاسی گمراهکنندهای هم که در پی قرارداد اسلو علیه ملت فلسطین شکل گرفته بودند، مبارزه شود. آن روزها این توهم ایجاد شده بود که این قرارداد، یک کشور فلسطینی را در سرزمینهایی که از سال ۱۹۶۷ اشغال شده بودند و پایتخت آن قدس خواهد بود، به ارمغان خواهد آورد؛ ذهنیتی که بسیار زود نقش بر آب شد. واقعیت این است که در داخل جهاد نیز اشکالاتی وجود داشت و ما سعی کردیم آنها را برطرف کنیم و در مواردی هم موفق شدیم، اما در بعضی از زمینهها امکان آن پیش نیامد. با این حال دکتر شقاقی سعهصدر عجیبی داشت و توانست در فرآیند فعالیتهای خود بسیاری را جذب کند. ما در بیروت، دمشق و تهران با هم دیدارهای زیادی داشتیم و هیچگاه احساس نکردیم که میان ما اختلافی اصولی وجود دارد. در شناخت دشمن و تحلیلپیرامون نحوه مواجهه با او اشتراکات فراوانی داشتیم....»
رهبرانی که از زندان رژیم صهیونیستی گریختند
جوانان اندیشمند و مبارزی که جهاد اسلامی را پایه نهادند، نهایتاً از زندانهای رژیم صهیونیستی گریختند یا آزاد شدند. برای آنان به کارگیری تجربه انقلاب اسلامی ایران در زادگاه خویش، انگیزه فراوانی یافته بود. چنانکه زندهیاد حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر محتشمیپور، سفیر سابق ایران در سوریه خاطرنشان کرده است:
«قبل از شکلگیری جهاد اسلامی، در فلسطین حرکت اسلامی نداشتیم، اما میدانستیم که در سرزمینهای اشغالی، یک گرایش بسیار قوی در زندانها و از سوی جوانان و روشنفکران برجستهای که با اندیشههای حضرت امام انس گرفته و راه نجات فلسطین را در آن آموزهها دیدهاند، بهوجود آمده است. بعد شنیدیم عدهای از آنان، از زندانهای رژیم صهیونیستی گریختهاند! طلایهدار این عده شهید دکتر فتحی شقاقی بود. بنابراین من قبل از دیدار با ایشان، خط سیر فکری و مبارزاتیشان را میشناختم. این گروه، آماده هرگونه عملیات استشهادی برای عقب راندن دشمن صهیونیستی و هر نوع جانفشانی برای آزادی قدس و مردم فلسطین بودند. اغلب جریانات سیاسی و مبارزاتی فلسطینی به ایجاد ارتباط با جمهوری اسلامی علاقهمند بودند، اما واقعیت این است که من نسبت به هیچیک از آنها احساسی را که نسبت به جهاد اسلامی داشتم، نداشتم، چون مبارزان جهاد اسلامی، حقیقتاً پاکباخته بودند و با تمام وجودشان در خط اسلام حرکت میکردند و از هرگونه فداکاری دریغ نداشتند....»
اسلامگرایی و عبور از سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی
در بخشهای پیشین، نحوه شکلگیری جهاد اسلامی فلسطین مورد بازخوانی قرار گرفت، اکنون زمان آن است که به محتوای ارائه شده از سوی این گروه بپردازیم. دکتر جواد منصوری، دیپلمات پرسابقه جمهوری اسلامی، در باب عبور جهاد از سوسیالیسم و ناسیونالیسمِ عربی و برافراختن پرچم مبارزات اسلامی، معتقد است:
«تا آن موقع بحث سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی و امثالهم مطرح بود که نماد شاخص و کامل آن شخص یاسر عرفات و تشکیلاتش قلمداد میشدند. آنها به ظاهر با مکتب انقلاب اسلامی و امامخمینی هم مشکلی نداشتند، اما در واقع در محدوده عربیت مانده بودند. کسی که فرهنگ انقلاب اسلامی را به فلسطین برد، شهید دکتر فتحی شقاقی بود. او با نگاه به تجربه سازمان آزادیبخش فلسطین و مراحل مختلف آن به این نتیجه رسید؛ آنچه میتواند اسرائیل را از سرزمین اشغالی فلسطین براند، تنها اسلام و اتحاد تمامی مسلمانان بر سر این مسئله است. اساساً بعد از ظهور او بود که تکیه بر دین، به یکی از مختصات مبارزات فلسطینی تبدیل و انتفاضههای پی درپی که کیان رژیم صهیونیستی را تهدید میکردند، پیش آمدند... مهمترین اصلی که شهید دکتر فتحی شقاقی به جوانان مبارز فلسطینی آموخت، ایمان به نابودی محتوم اسرائیل است! به یاد داشته باشید که گروههای پیشین مبارز در فلسطین، نابودی اسرائیل را به مخیله خودشان هم راه نمیدادند! آنها در بهترین حالت، خواهان قسمتی از سرزمین غصب شده خود بودند و حتی نمیتوانستند نابودی رژیمصهیونیستی را تصور کنند. به هر حال نسل جدید فلسطینیها شرایط دنیا را میبینند، نتیجتاً علاقهمند میشوند که در مقابل اسرائیل بایستند، اما نه تنها برای گرفتن بخشی از خاک این کشور، بلکه، چون میدانند اسرائیل در آیندهای نزدیک، قطعاً و جزما نابود میشود. این حرف من نیست، سخن قرآن است: «وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِک قَرْیه أَمَرْنا مُتْرَفِیها فَفَسَقُوا فِیها فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِیرا»؛ خدا میگوید آنها را چنان میکوبیم که نتوانند از جا بلند شوند! نسل حاضر فلسطینی وقتی با چنین فرهنگی آشنا میشود، میگوید من جلو میروم، یا او را از بین میبرم یا خودم شهید میشوم! باید بدانیم پایهگذاری این رویکرد در دوران حاضر از سوی شهید دکتر فتحی شقاقی انجام شد و دیگران بر اساس آن حرکت کردند....»
پیامبران انقلاب اسلامی ایران در فلسطین
آیین مقدس اسلام، میتواند مورد خوانشهایی متنوع قرار گیرد که سوگمندانه برخی از آنها نیز با صهیونیسم و امپریالیسم اصطکاک ندارند، اما در این میان مهم آن است که جهاد اسلامی فلسطین بر پایه اندیشههای امامخمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی تأسیس شد. چنانکه حجتالاسلام والمسلین محمدحسن اختری، سفیر سابق ایران در سوریه بر این مهم تأکید دارد:
«گروه جهاد اسلامی فلسطین اولین گروهی بود که به ندای حضرت امام (رض) لبیک گفت و حرکت انتفاضه را پایهگذاری کرد. برادران جهاد، یکی از اهداف خویش را انتقال پیام انقلاب اسلامی به مردم فلسطین میدانستند و مسئولان نظام اسلامی نیز خود را مکلف به حمایت از آنان و البته در نگاهی کلانتر، مردم مظلوم فلسطین میدانستند. دوستان جهاد اسلامی به من گفتند که در چند ماه مبارک رمضان، جلساتی را برای تبیین و توضیح محتوای انقلاب اسلامی و اندیشههای حضرت امام برگزار میکردهاند... قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، موضوع فلسطین داشت به دست فراموشی سپرده میشد و صهیونیسم بینالملل با کمک امریکا موفق شده بود کشورهای اسلامی را نسبت به این موضوع منفعل کند. انقلاب اسلامی و تلاش افراد و گروههایی، چون شهید دکتر فتحی شقاقی، دوباره این مسئله را به موضوع اصلی جهان اسلام تبدیل کرد و جنبش فلسطین بار دیگر زنده شد. امروز اکثریت مسلمانان روشنبین و زمانآگاه، دغدغه سرنوشت فلسطین را دارند و به آزادی قدس شریف میاندیشند. دکتر فتحی شقاقی در ایجاد اخوت و برادری در میان مسلمانان، بهخصوص فلسطینیان بسیار کوشید. امثال ایشان، شهید عزالدین قسامها، شهید سیدعباس موسویها و دیگر شهدای فلسطین و لبنان راهی را گشودند که انشاءالله تا نیل به پیروزی تداوم خواهد داشت....»
دیدار تاریخی شهید دکتر فتحی شقاقی با امامخمینی
شهید دکتر فتحی شقاقی در آغازین سالیان تأسیس نظام اسلامی در ایران به کشورمان سفر و با امامخمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و برخی مسئولان سیاسی وقت دیدار کرد. مرحوم محتشمیپور، ماجرای دیدار تاریخی وی با بنیانگذار جمهوری اسلامی را اینگونه به تاریخ سپرده است:
«نکته مهم این بود که ایشان مقاومت و جهاد را براساس اندیشههای حضرت امام (رض) و طبعاً اسلام ناب محمدی (ص) انتخاب کرده بود و ذرهای انگیزه شخصی، قومی ـ قبیلهای و ملیگرایانه در ذهن و وجودش راه نداشت. بسیار تمایل داشت که با حضرت امام و سایر شخصیتهای مذهبی و سیاسی و مقامات رسمی جمهوری اسلامی، دیدار و گفتوگو و نظرات آنان را دریافت کند. من درخواست ایشان را منتقل کردم و حضرت امام هم وقت ملاقات دادند. این ملاقات، تحول شگرفی در شهید شقاقی بهوجود آورد؛ چون پیش از آن از طریق سخنرانیها، بیانیهها، کتابها و در واقع از راه دور با امام آشنا شده بود و حالا از نزدیک با ایشان گفتوگو میکرد. از سوی دیگر، امام هم گوهرشناس بودند و وقتی ایشان را از نزدیک دیدند، بهسرعت متوجه شدند که او برای دریافت مسائل از ظرفیت بالایی برخوردار است. امام در صحبت با افراد، بسیار حریم نگه میداشتند و صمیمی نمیشدند، ولی در برخورد با شهید شقاقی، طوری رفتار کردند که گویی ۳۰-۴۰ سال است که او را میشناسند! ایشان در آن جلسه نکات مهمی را یادآوری کردند و به شهید شقاقی فرمودند که این مبارزه را تا آزادی کامل فلسطین و تا زمانی که حتی یک صهیونیست هم در آنجا باقیمانده است، ادامه دهید. در میان شما رهبران سازشکاری هستند که میخواهند اسرائیل را به رسمیت بشناسند، مراقب آنان باشید. شهید شقاقی پس از ملاقات با حضرت امام، انگیزه و امید فراوانی پیدا کرد و از آن پس در تمام سخنرانیها و مقالاتش از امام و انقلاب اسلامی میگفت....»
مجاهدی که با شنیدن نام «امام» میگریست
تصور میبرم که خواننده موشکاف تا مطالعه این بخش از ماجرا به علل دشمنی شدید موساد با پایهگذار جهاد اسلامی فلسطین پِی برده باشد، چه تشکیلاتی که با الهام از مواضع قاطع امامخمینی علیه رژیم متجاوز اسرائیل تأسیس و فعال شود، میتواند برای غاصبان قبله اول مسلمانان بسیار خطرناک باشد. الهام و گرایشی که محمدعلی مهتدی، تحلیلگر مسائل فلسطین و لبنان اینچنین به توصیف آن پرداخته است:
«دکتر فتحی شقاقی فقط یک متفکر و تحصیلکرده دانشگاه نبود، بلکه پیش و بیش از آن، انسانی والا به شمار میآمد. بسیاری از افراد هستند که جهاد و مبارزه کردهاند یا میکنند، اما پیوستن به خدا، توجه به اخوت و برادری دینی، وارستگی و مجاهدت براساس عقیدهای عمیق، نصیب هر کس نمیشود. ایشان چنین خصائلی داشت و لذا مجاهدی کامل و بینظیر قلمداد میشد. یادم است که هر وقت نام امامخمینی به میان میآمد یا تصویری از ایشان را در تلویزیون میدید، بیاختیار گریه میکرد! امام به فارسی صحبت میکردند و دکتر نیز فارسی بلد نبود، با این حال گوش میکرد و میگریست! از او پرسیدیم شما که فارسی نمیدانید و متوجه نمیشوید که امام چه میگویند، پاسخ میداد: نیازی نیست که فارسی بلد باشم، میدانم چه میگویند و مفهوم کلامشان چیست! انس و الفت عجیبی با امام و رویکردهای ایشان داشت، امری که تا پایان حیات نیز با او بود. دکتر شقاقی جزو نوادری بود که سیاستش عین دیانتش و دیانتش عین سیاستش بود. سیاست به معنی بازیهایی که در کشورهای عربی و غربی و به معنای فریبکاری معمول است، از نظر او بیمعنا بود. حقیقتاً یک انسان مکتبی کامل و سیاست جزئی از منظومه عقیدتیاش بود. بسیار فرهیخته، زیرک، باقدرت تحلیل بسیار بالا و در عین حال پژوهشگری دانشگاهی و مجهز به اندیشه متدلوژیک بود. یک سیاستمدار تمامعیار اسلامی بود که همواره اصول را در نظر داشت و در تصمیمگیریها، مذاکرات و تعامل با دیگران، حتی حاضر نبود که به دشمنش نیز ستم شود؛ ضمن اینکه در نگاه ایشان، همواره اولویت با مسئله فلسطین بود و این موضوع محور اصلی مبارزاتش محسوب میشد؛ به معضلات و مشکلات تمامی کشورهای اسلامی نظر داشت و بر مبارزات اسلامخواهانه در نقاط مختلف دنیا متمرکز بود و آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار میداد....»
و کلام آخر
درست است که پس از تأسیس جهاد اسلامی، جنبشهای اسلامی دیگری از قبیل حماس نیز متولد شدند، اما هرگز نباید از یاد برد که در مسلخ سازش بر سر آرمان فلسطین، این جنبش جهاد اسلامی بود که بستر نخستین انتفاضه را فراهم ساخت و تا هم اینک نیز هر آنچه در عرصه مواجهه با اسرائیل میگذرد، به اندیشه مبارزات اسلامی، روشنگر و مسلحانه اتکا دارد؛ امری که شهادت دکتر فتحی شقاقی نیز نتوانست از آن بکاهد.