پرتیراژترین روزنامه اسپانیا در گزارشی با تاکید بر اینکه «ما در حال زیستن در دلِ بازآرایی خشونتبار نظم جهانی هستیم» عنوان کرد: وابستگی متقابل اقتصادی، کارآمدی بالای نظامی حملات نامتقارن و برخی جنبههای انقلاب هوش مصنوعی، به عواملی ثباتآفرین در دوران پرتلاطم و آشفته حاضر تبدیل شدهاند. جوان آنلاین: جهان شاهد سر برآوردن نوعی موازنه تازه از ترس است. تثبیت رابطه میان آمریکا و چین، دشواریهای جنگ اوکراین برای کرملین و چالشهای کاخ سفید در تجاوز علیه ایران و هشدار جهانی درباره تواناییهای احتمالی پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک، موضوعاتی بسیار متفاوت هستند؛ اما در همه آنها یک وجه مشترک وجود دارد: همه آنها عوامل بازدارنده نیرومندی را در کانون توجه قرار میدهند که خاص این دوران هستند؛ چه در عرصه وابستگی متقابل اقتصادی، چه در زمینه پیشرفتهای نظامی، و چه در انقلاب فناورانه.
به گزارش ایرنا، رقابت میابن دو ابرقدرت در یک سال گذشته نشان داده است که هیچیک نمیتواند دیگری را بدون قرار گرفتن در معرض خطرهایی بسیار جدی، تحت سلطه خود درآورد.
دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا حملهای تعرفهای را آغاز کرد. پاسخ چین با محدودیتهای صادراتی بر مواد خام راهبردی، به دلیل تاثیر آن بر ظرفیت تولید جهانی، هراسی گسترده ایجاد کرد. پس از آشکار شدن واقعیت، هر دو طرف ترجیح دادهاند اوضاع را آرام کنند؛ چنان که در نشست اخیر پکن به روشنی مشهود بود.
به نوشته این رسانه اسپانیایی، جنگی که ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران به راه انداختند و جنگ روسیه علیه اوکراین نشان میدهند که امروز، بیش از بسیاری از دورههای دیگر، برتری نظامی یک قدرت بر دشمن خود، به خودی خود تضمینکننده دستیابی به اهداف نیست. همین درک واقعیت و ترس از هزینههایی که تهران میتواند در یک سال انتخاباتی پیش روی واشنگتن به بار آورد، بیتردید در پسِ خویشتنداری و آمادگی برای مذاکرهای قرار دارد که ترامپ در هفتههای اخیر نشان داده است.
بر اساس این گزارش، هوش مصنوعی نیز به سهم خود، چشماندازهایی بازدارنده میگشاید. مدلهایی هرچه شگفتانگیزتر، نه فقط درخواستها برای تنظیمگری و قانونگذاری ایجاد میکنند، بلکه اثراتی بازدارنده نیز دارند؛ چه از آن رو که تواناییهای شناسایی و انتساب حملات ترکیبی را بهبود میبخشند، و چه از آن جهت که ظرفیت اخلالگرانهشان دیگران را به احتیاط بسیار وامیدارد.
به نوشته ال پائیس، البته هیچ یک از اینها به این معنا نیست که آشوبهای کنونی ناگهان آرام خواهند شد، و نه اینکه ممکن نیست این تنشها تشدید شوند یا بحرانهای دیگری ایجاد شوند. ما در حال زیستن در دل بازآرایی خشونتبار نظم جهانی هستیم؛ با بازیگرانی رهاشده از مهار، و چشماندازی که آرام و مطمئن نیست. اما عناصر مهمی در حال ظهورند که وارد محاسبات راهبردی میشوند و این ظرفیت را دارند که دستکم در برخی ابعاد، به مهار سطح تعارض کمک کنند.
وابستگی متقابل اقتصادی
در ادامه این گزارش آمده است: نشست پکن میان شی جین پینگ رئیسجمهوری چین و ترامپ نمونه روشنی از همین الگو بود. هر دو طرف مفهوم «ثبات راهبردی سازنده جدید» را پذیرفتند. این تنشزدایی از این درک سرچشمه میگیرد که در شرایط کنونی، درهمتنیدگی اقتصادی خطرهایی عظیم تولید میکند. این تفاوت بزرگ میان جهان امروز و جهان دوران جنگ سرد است.
مارتا پیرانو (Marta Peirano) کارشناس فناوری و قدرت، این واقعیتِ درهمتنیدگی بسیار حساس را در زنجیره تولید هوش مصنوعی مثال میزند. هرچند آنچه توجهها را جلب میکند، شمار اندکی از شرکتهای آمریکایی و چینی است که مدلهای پیشرو را توسعه میدهند، اما در واقع زیستبومی که این وضعیت را پشتیبانی میکند بسیار گستردهتر است.
پیرانو اشاره میکند: «زنجیره تولید هوش مصنوعی فوقالعاده پیچیده است. به پالایش نیاز دارد، به تولید، لجستیک، طراحی نیاز دارد، و همه این زنجیره پر از گلوگاهها، نقاط ضعف و وابستگیهای متقابل بسیار جدی است. تراشهها به تایوان وابستهاند، عناصر نادر خاکی را چین کنترل میکند و بعد همه چیز چند برابر پیچیدهتر میشود؛ چون هر از چندی، بین یک تا سه سال، باید همه چیز را نوسازی کنند.»
روشن است که این نقطه بهویژه حساس و حیاتی است و تنشزدایی میان دو ابرقدرت تاثیری سودمند بر کل سیاره دارد. اما درهمتنیدگی و گلوگاهها همهجا حضور دارند. انسداد تنگه هرمز این واقعیت را نشان میدهد. البته زنجیرههای تامین میتوانند بازآرایی شوند، اما در برخی موارد پیچیدگی چنان عظیم است که تحقق واقعی آن در کوتاهمدت یا میانمدت امکانپذیر نیست.
جنگهای نامتقارن
به نوشته ال پائیس، بحران تنگه هرمز نمونهای از روند بزرگ دیگری است که از ابتدای سال تاکنون مشاهده شده است. با وجود برتری تواناییهای ایالات متحده و اسرائیل، ایران توانسته است در برابر حملهای که متحمل شده، مقاومتی موثر سازمان دهد. دستاوردهای ایران از توسعه ماهرانه تاکتیکهای جنگی نامتقارن ناشی میشود. اوکراین نیز در طول سال جاری، با وجود عقبنشینی کمکهای آمریکا، توانایی دفاعی شگفتانگیزی از خود نشان داده است.
هارش وی. پانت (Harsh V. Pant) معاون اندیشکده هندی ORF و استاد کینگز کالج لندن، در گفتوگویی تلفنی با خبرنگار ال پائیس تاکید کرد: «میتوانیم فرض کنیم که بسیاری از کشورها با دقت فراوان در حال یادداشتبرداری و رصد این روندها هستند. درسها کاملا روشن هستند. ماهیت جنگ در حال تغییر است. اگر روندهای کنونی ملاک قرار گیرند، فرضیات سنتی مبنی بر اینکه نوعی برتری مشخص میتواند پیروزی در جنگها را تضمین کند، دیگر معتبر نیستند.»
پانت میافزاید: «نامتقارنی همیشه عنصری مهم در منازعات بوده است. با این حال، امروز نقشی حتی تعیینکنندهتر پیدا میکند؛ حتی زمانی که قدرتهای بزرگ وارد میدان میشوند. آنچه در حال رخ دادن بوده این است که توسعه فناوری به بازیگران نه چندان قدرتمند، حاشیه مانوری داده که پیشتر در اختیار نداشتند. امروز این بازیگران میتوانند از پهپادها، نیروهای نیابتی، ابزارهای سایبری و جنگ اطلاعاتی بهره ببرند تا هزینههایی نامتناسب بر دشمنانی تحمیل کنند که از نظر متعارف، ممکن است بسیار قدرتمندتر باشند. از همین رو، معیارهای سنتی قدرت نظامی برای فهم نتایج راهبردی هرچه ناکافیتر میشوند. در نتیجه، توانایی سازگاری شاید به تعیینکنندهترین عامل موفقیت تبدیل شده است.»
رافائل لاس (Rafael Loss) کارشناس امنیت و دفاع در اندیشکده ECFR نیز با این نظر موافق است: «از آنجا که سامانههای تسلیحاتی ارزانتر میشوند و در عین حال کیفیتشان بهبود مییابد، ما شاهد نوعی دموکراتیزه شدن ابزارهای جنگیدن هستیم.» لاس هشدار میدهد: «اگر این ابزارهای رزمی به یک راهبرد مشخص پیوند نخورده باشند، صرفِ دستیابی به موفقیتهای تاکتیکی بزرگ تضمین نمیکند که اهداف سیاسی نیز محقق شوند.»
بازدارندگی فناورانه
به نوشته این روزنامه اسپانیا، رشد سرگیجهآور هوش مصنوعی نیز آشوبهای عظیمی ایجاد میکند؛ چه در بازارهای کار و چه در توسعه تواناییهای شناختی. همین موضوعات بخش زیادی از توجهها را به خود جلب کردهاند. اما در کنار آن، هوش مصنوعی عناصری بازدارنده نیز به همراه دارد که ظرفیت ثباتآفرینی دارند.
برای نمونه، یکی از این عناصر، به افزایش توانایی شناسایی و انتساب حملات ترکیبی دیجیتال مربوط میشود. راکل خورخه ریکارت (Raquel Jorge Ricart) پژوهشگر موسسه سلطنتی الکانو اسپانیا و کارشناس سیاست فناوری معتقد است: «یکی از ویژگیهای جنگ ترکیبی این است که مهاجم شانس خوبی برای پنهان شدن و انکارِ نویسندگی یا عاملیت حمله داشت. اکنون این ایده کمکم رنگ میبازد، زیرا هوش مصنوعی به شما امکان میدهد این انتسابِ مهاجم را انجام دهید.»
این کارشناس اشاره میکند که توانایی شناسایی و انتساب، نهتنها در حوزه دیجیتال، بلکه در جهان فیزیکی نیز کاربرد دارد. ترکیب هوش مصنوعی، ابزارهای ماهوارهای، حسگرها و ظرفیت محاسباتی، امکانهای بزرگی فراهم میکند؛ برای نمونه، در شناسایی اقدامات خشونتآمیز در مناطق درگیری. خورخه ریکارت در این زمینه به برنامه Sentinel در سودان جنوبی اشاره میکند که از طریق مشاهده ماهوارهای میتواند اطلاعاتی حیاتی برای پیشگیری از اقدامات خشونتآمیز فراهم کند.
اما افزون بر شناسایی و انتساب، هوش مصنوعی حامل ظرفیتی بازدارنده است که با مجموعه تواناییهای آن پیوند دارد. الکس سی. کارپ (Alex C. Karp) مدیرعامل شرکت پالانتیر معتقد است: «عصر بازدارندگی اتمی رو به پایان است و عصر تازهای از بازدارندگی مبتنی بر هوش مصنوعی در حال آغاز شدن است.»
با این حال، مارتا پیرانو میگوید: «هوش مصنوعی قدرت عظیمی در تصویرسازی و القای توان دارد. سناریوهایی هراسآور تصور میشوند؛ مدلهایی که قادرند همهجا نفوذ کنند، رخنهها را پیدا کنند و به شبکههای کلیدی ضربه بزنند. همین مساله به آن کمک میکند نوعی اثر بازدارنده خیالی ایجاد کند؛ حتی اگر تواناییهایی که در گمانهزنیها موجب ترس میشوند، هنوز کاملا اثبات نشده باشند.»
به نوشته ال پائیس، رقابت برای دستیابی به سلطه در این تواناییها، خود واقعیتی با ظرفیت بازدارندگی است. اریک اشمیت رئیس پیشین گوگل، الکساندر وانگ رئیس هوش مصنوعی متا و دن هندریکس رئیس مرکز ایمنی ایآی در مقالهای کوتاه که سال گذشته منتشر شد، به همین نکته اشاره کردهاند.
آنها در آن مقاله تاکید کردند برتری عظیم در قدرت هوش مصنوعی، تهدیدی بسیار جدی برای امنیت ملی رقبا است. بنابراین، بهجای آنکه رقبا خود را در معرض خطر استفاده از این برتری علیه خود قرار دهند، برای خلعسلاح پروژههای تهدیدآمیز اقدام خواهند کرد. سهولت نسبی جاسوسی سایبری و خرابکاری، پیامدهایی برای محاسبات راهبردی ایجاد میکند. این پویایی که آنان آن را «اختلال متقابلِ تضمینشده هوش مصنوعی» مینامند، «صحنه راهبردی را بدون نیاز به مذاکرات طولانی معاهدات، تثبیت میکند.»
هیچیک از اینها تضمین نمیکند که مسیر پیشرو پرتلاطم نباشد؛ اما همه این عوامل با قدرت وارد محاسبات راهبردی شدهاند و دستکم در برخی حوزهها، نشانههایی از ایجاد واکنشهای مهارکننده و بازدارنده دارند.