همیشه بیدارند. درست در لحظاتی که دیگران به دنبال پناهگاهی امن میگردند، آنها کولهپشتیهایشان را بستهاند و چشمانتظار یک فراخوان هستند همیشه بیدارند. درست در لحظاتی که دیگران به دنبال پناهگاهی امن میگردند، آنها کولهپشتیهایشان را بستهاند و چشمانتظار یک فراخوان هستند. برای جهادگران، مرزهای جغرافیایی معنا ندارد. از قلههای برفی غرب تا سواحل تفتیده جنوب، فرقی نمیکند زلزله باشد یا سیل، بیماری باشد یا خشکسالی. هرجا رنجی هست، ردپای این گروههای جهادی نیز پیداست، چه در احیای کشاورزی زمینهای بایر و چه در رونق کارگاههای کوچک تولیدی. حالا در شرایطی که «دفاع مقدس سوم» و نبرد خدمت در جنگ رمضان آغاز شده، این سربازان بیادعا دوباره وارد میدان شدهاند تا در سختترین شرایط، شانه زیر بار مشکلات مردم بگذارند.
هرگاه بحرانی رخ میدهد، پیش از آنکه ماشینآلات سنگین دولتی به مقصد برسند، پرچمهای گروههای جهادی برافراشته میشود. این گروههای مردمی که اغلب متشکل از جوانان پرشور و متخصص هستند، در این روزها نقشآفرینی ویژهای دارند. در دفاعمقدس سوم که میتوان آن را نبرد جهادگران برای تأمین آرامش و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده دانست، شاهد صحنههایی هستیم که تکرار خاطرات ایثارگریهای دهههای گذشته است.
از لحظه وقوع حادثه یا آغاز عملیات سازندگی، جهادگران نخستین کسانی هستند که آستین بالا میزنند. در مناطق آسیبدیده، نخستین اولویت آواربرداری است؛ کاری طاقتفرسا که با دستهای خالی و با تکیه بر روحیه جهادی انجام میشود تا راه برای امدادرسانی باز شود. پس از آن، نوبت به بازسازی خانهها و سرپناهها میرسد. جهادگران نه تنها در ساختوساز، بلکه در اسکان موقت آسیبدیدگان و ایجاد امنیت روانی برای خانوادههای داغدیده نقش محوری ایفا میکنند.
نکته کلیدی در عملکرد این گروهها، جامعیت خدمات آنهاست. آنها تنها به اسکان اکتفا نمیکنند، بلکه با راهاندازی آشپزخانههای سیار، تأمین اقلام ضروری، توزیع دارو و حتی مراقبت از کودکان در مناطق بحرانزده، خلأهای جدی را پر میکنند. در جنگ رمضان، این گروهها با هوشمندی خاصی نه تنها بر رفع نیازهای فوری تمرکز کردهاند، بلکه نگاهی بلندمدت به توانمندسازی خانوادهها دارند. آنها به جای آنکه تنها ماهی بدهند، ماهیگیری یاد میدهند، چه با راهاندازی کارگاههای تولیدی و چه با احیای پروژههای کوچک اقتصادی که موتور محرک زندگی در آن مناطق است.
آنچه گروههای جهادی را از سایر نهادهای امدادی متمایز میکند، پیوند عاطفی و قلبی آنها با مردم است. جهادگر در آن منطقه نه یک «امدادگر غریبه»، بلکه عضوی از خانواده است که در کنار مردم سوگواری میکند، در کنارشان بیل میزند و سفرهاش را با آنها شریک میشود. این حضور بیپایان، همان چیزی است که به مردم آسیبدیده قدرت دوباره ایستادن میدهد. در روزهایی که ایران عزیز بار دیگر به همدلی فرزندانش نیاز دارد، این گروههای جهادی هستند که ثابت کردهاند دفاع نه در میدان نبرد نظامی که در میدان خدمت به مردم و ساختن فردایی بهتر برای ایران، همچنان جاری و ساری است. آنها خسته نمیشوند، چراکه باور دارند تا وقتی دردی هست، جهاد آنها نیز ادامه دارد.