پرواضح بود هر تصمیمی که از سوی فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برای معرفی نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی گرفته شود، مخالفانی را خواهد داشت.
بیتردید آنچه این روزها صدای باشگاههای فوتبال ایران را درآورده، صرفاً نتیجه نداشتن قانون برای شرایط بحرانی است، قانونی که انتظار میرفت چند سال پیش تدوین شود، درست همان روزهایی که اپیدمی کرونا کل جهان ورزش را با بحرانی بیسابقه مواجه کرده بود. در آن شرایط دشوار، مدیران فوتبال در کشورهای مختلف مجبور شدند برای شرایطی تصمیم بگیرند که مسابقهای انجام نمیشد. یعنی معرفی قهرمان بدون رسیدن مسابقات به نقطه پایان و تصمیماتی از این دست. آن روزها میشد هر تصمیمی را قبول کرد، حتی تصمیمات مبهم و خلقالساعه را، چراکه هیچکس هیچ تجربهای از شرایط بحرانی نداشت. اما بعد از آن اتفاق، شرایط تغییر کرد، چراکه انتظار میرفت تجربیات به دست آمده تبدیل به قانون شود تا در مواقع بحرانی با استناد به قانون کار پیش برود و کسی هم نتواند معترض شود.
اما فوتبال ایران با وجود تجربه کردن اتفاقات ناشی از اپیدمی کرونا هنوز هم هیچ قانون مشخصی ندارد که بگوید وقتی شرایطی خارج از زمین مسابقه سرنوشت یک فصل را تغییر داده و تعیین کند، تکلیف قهرمان، تیمهای آسیایی و سقوطکنندگان چطور و چگونه باید روشن و مشخص شود، آن هم در شرایطی که همین چند سال قبل تجربهای مشابه را پشت سر گذاشته و قاعدتاً باید از آن تجربه درس میگرفت تا امروز بار دیگر کاسه چه کنم، چه کنم به دست نگیرد و با اعتراضهای شدید باشگاههایی که مدعی هستند حقشان در تصمیمگیری فدراسیون خورده شده، مواجه نشود.
این روزها باشگاهها در حالی سر داشتن یا نداشتن مجوز حرفهای به جان هم افتادهاند که متهم اصلی قصور در این ماجرا، متولیان فوتبال هستند. باید پرسید که آیا مسئولان بررسی مدارک حرفهای باشگاهها، خود نمره و مجوز لازم را در این خصوص میگیرند؟ مگر نه آنکه فوتبال حرفهای جهان برای بسیاری از این وضعیتها آییننامههای مشخص دارد که تعیین میکند اگر فصل ناتمام ماند، قهرمان چگونه معرفی میشود، سهمیههای بینالمللی به چه شکل توزیع میشود و تکلیف سقوط و صعود چه خواهد بود؟ پس چرا فدراسیون فوتبال چنین آییننامهای ندارد؟ مسئله، یک یا دو تیم معترض یا تیمهای راضی از این وضعیت نیستند. مشکل چیزی فراتر از این حرفهاست. مسئله این است که چرا فوتبال ایران باوجود تجربه مشابه، پیش از بحران به علاج کار نیندیشیده بود و قواعد بازی را مشخص نکرده بود که امروز تهدید نشود به کشیده شدن پای این بحث به فیفا،ایافسی و حتی دادگاه عالی ورزش؟
این اعتراضها نیز دیر یا زود تمام میشود، اماای کاش جنجال این روزهای سهمیه آسیایی درس عبرتی برای مسئولان فوتبال کشور شود تا در شرایط مشابه، شاهد تکرار مکررات نباشیم، چراکه تنها راه فرار از مخمصهای که امروز گریبان فوتبال را گرفته، صرفاً عدم تدوین قانون برای شرایط بحرانی است. البته به شرط آنکه آقایان از اتفاقات امروز که چند سال قبل در اپیدمی کرونا هم تجربه کرده بودند درس گرفته باشند. تجربیاتی که درس گرفتن از آن میتواند تصمیمگیری در شرایط بحرانی را سادهتر کند، وقتی متولیان امر از قبل فکری برای روزهای بحرانی نکرده و قانونی ننوشته باشند، سادهتر باشند. کاملاً طبیعی است که هر تیم و باشگاهی مدعی شود و به بهانه ضایع شدن حق خود لب به اعتراض و حتی تهدید باز کند، درست مثل شرایطی که فدراسیون فوتبال این روزها با آن مواجه است، صرفاً، چون فراموش کرده بود تجربه را تجربه کردن خطاست.