کد خبر: 1360897
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
پتک پرسش‌های منتقد سینما بر سر سینماگران بی‌هنر درباره مردم باید محترمانه نگاه کنیم و درباره «الله‌اکبر» بدانیم که این سلاح شبیه همان برنو و موشکی است که بچه‌ها به دشمن می‌زنند و یک سلاح جمعی است که در کانتکست قهرمان وجود دارد
سید مرتضی ذاکر

جوان آنلاین: جملات و سؤالات پتک‌گونه و ویران‌کننده مسعود فراستی در برنامه هفت خطاب به هنرمندان و سلبریتی‌هایی که بعد از گذشت بیش از ۹۰ شب از قیام شبانه‌روزی مردم ایران در مقابل تجاوز وحشیانه دشمن صهیونی- امریکایی همچنان عنصر غایب در تجمعات میدانی هستند، بهانه‌ای است تا خط پررنگ شده تشخیص مرد از نامرد را همچنان مقابل چشمان‌مان داشته باشیم. او خطاب به هنرمندان گفت: «دوستان سینمایی ما کجایند؟! من یک شب هیچ‌کدامشان را ندیدم و مردم هم ندیدند. این یک فاجعه است و نشان می‌دهد عقب بودن سینماگران خیلی زیاد است.» این مقایسه و نتیجه‌گیری فراستی سنجه مناسبی است و منطبق با جمله معروف شهید چمران در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب است، جایی که چمران بعد از انتصابش در شورای عالی دفاع از سوی امام روح‌الله (ره) نوشت: «وقتی شیپور جنگ نواخته شود، فرق بین مرد و نامرد، تشخیص داده می‌شود.» بیش از ۹۰ شبانه‌روز است که اقشار مختلف «مردم ایران» در دفاع از وطن و غیرت ملی‌شان همچنان در خیابان حضور دارند، اما یک عده‌ای نان به نرخ روز خور که در بزنگاه‌های تاریخی توان ایفای نقش درختان کنار خیابان را هم ندارند در سکوتی مرگبار به سر می‌برند، سکوت هراس‌انگیزی که ریشه در باور‌های اجاره‌ای آنها دارد، تا جایی که حتی خون پاک ۱۶۸ دانش‌آموز پرپر شده در مدرسه شجره طیبه میناب هم باعث نشد که دست از منفعت‌طلبی و ترسو بودن بردارند و همچنان در پیله چرک و سیاه سکوت‌شان غوطه می‌خورند، اما فردا روز دیگری است و ترسو‌ها و خائنان به ملت و میهن تا ابد در اذهان جامعه و تاریخ در دسته نفرین‌شدگان قرار دارند.

حدود ۴۷ سال قبل و در آبان‌ماه ۵۸، شهید چمران در پاسخ به انتصابش در شورای عالی دفاع از طرف امام خمینی (ره) نوشت: «سوگند به شیپور جنگ و به فداییان از جان گذشته، وقتی شیپور جنگ نواخته شود؛ فرق بین مرد و نامرد، تشخیص داده می‌شود.» جمله مشهوری که با گذشت حدود نیم قرن همچنان یک سنجه دقیق برای جدا کردن دوست از دشمن است. شاید بتوان حرف‌های مسعود فراستی در برنامه سینمایی هفت که غیبت هنرمندان و سلبریتی‌ها در تجمعات مردمی را مورد خطاب قرار داد، نمایشی میدانی از جمله معروف شهید چمران دانست.

فراستی که با عنوان سرشناس‌ترین و البته غیرقابل پیش‌بینی‌ترین منتقد سینمای کشورمان شناخته می‌شود در میز «نقد نقد» برنامه «هفت» با اشاره به حضور مردم در تجمعات شبانه در پی جنگ سوم تحمیلی، در تحلیل مردم ایران اظهار داشت: من مردم را زیاد دیده‌ام؛ در دوران انقلاب و دیگر مقاطع، اما چیزی که اینجا در این مقطع دیده‌ام، چند بار گفته‌ام، بی‌نظیر است و هیچ جای تاریخ، هر جایی را ورق بزنید، چنین چیزی نمی‌بینید. ممکن است چنین جمعیتی برای یک مراسم وجود داشته باشد و در امریکا میلیون‌ها نفر علیه ترامپ به خیابان‌ها آمدند، ولی آن اتفاق طی یک روز و در یک مراسم دو ساعته بود، نه ۹۰ شب که هر شب در برخی نقاط تا صبح برنامه ادامه داشته باشد.

زنان؛ نقش دکوری یا کنشگران جامعه

وی با طرح این پرسش که ریشه این اتفاقات چیست، تأکید کرد: به‌خصوص خانم‌ها از یک ابژه بی‌کنش به یک سوژه کنش‌مند تبدیل شدند. ابژه‌ای که جای او در خانه است و نباید از خانه خارج شود، اما او بیرون آمده؛ وقتی از خانه بیرون آمده است، یعنی به‌جای ابژه، تبدیل به یک سوژه شده و حالا یک سوژه کنش‌مند و مطالبه‌گر است.

فراستی عنوان کرد: به نظر من و شکر خدا، این روند و این سوژه کنش‌مند و مطالبه‌گر تمام نمی‌شود و حقوقش را مطالبه می‌کند و مسئولان باید آمادگی این موضوع را داشته باشند که با کسانی روبه‌رو نیستند که به صورت دکوراتیو به خیابان آمده باشند و بعد از این اتفاقات به خانه می‌روند و همه‌چیز تمام می‌شود، ابداً چنین چیزی نیست. من بابت این موضوع خیلی خوشحالم. این حضور، من داخل گیومه و من روشنفکر را تمیز و آماده یاد گرفتن و معاشرت کردن با مردم می‌کند.

این کارشناس و منتقد سینما تصریح کرد: با اتفاقات خیابان و حضور میلیونی مردم، مردم دیگر یک توده نیستند، بلکه یک جمعیت عظیم تعیین‌کننده‌اند و هر کسی با این مردم مماس نشود، اوست که از اوضاع عقب است. من فکر می‌کنم که این سوژه مطالبه‌گر که یک عمر از نظر اخلاقی و حتی مذهبی جای زن را در خانه می‌دانست، تغییر پیدا کرد.

فراستی تأکید کرد: دوستان سینمایی ما کجایند؟! من یک شب هیچ‌کدامشان را ندیدم و مردم هم ندیدند. البته مردم هم از دیدن من تعجب می‌کردند و فکر می‌کردند من هم از همان قماشم، در حالی که اصلاً از آن قماش نیستم و البته مردم این را متوجه شدند. سینماگران کجایند؟ اگر حتی در لانگ‌شات مردم را در دوربین‌شان بیاورند، در حالی که حتی می‌توانند از دل این مردم سوژه دربیاورند، در حالی که اصلاً این سینماگران نیستند. این یک فاجعه است و نشان می‌دهد عقب بودن سینماگران خیلی زیاد است.

بازنویسی نقش شعار و پرچم

این منتقد سینما با تأکید بر اینکه «الله‌اکبر» صرفاً یک شعار مذهبی نیست، عنوان کرد: قبل از این واقعه، افرادی که کاملاً مذهبی بودند، «الله‌اکبر» را می‌فهمیدند و فکر می‌کنم همین افراد هم باید در معنای این کلمه تجدیدنظر کنند. «الله‌اکبر» یک شعار مبارزاتی و سلاح است. مارکس می‌گفت: «دین افیون توده‌هاست». الان دلم می‌خواست مارکس بود و می‌دید که چگونه این، سلاح مبارزه است و «الله‌اکبر» از نماز درآمده و سر جای خودش قرار دارد و اینجا چیزی به آن اضافه شده است که حتی برای افرادی مثل من که از این فاز فاصله داشتم، این فاصله را از بین می‌برد.

وی در خصوص شعار «الله‌اکبر» گفت: درباره این مردم باید محترمانه نگاه کنیم و درباره «الله‌اکبر» بدانیم که این سلاح شبیه همان برنو و موشکی است که بچه‌ها به دشمن می‌زنند و یک سلاح جمعی است که در کانتکست قهرمان وجود دارد. امروز مردم یک قهرمان جمعی ساخته‌اند که البته ما نساخته‌ایم، بلکه مردم ساخته‌اند و نفهمیدن آن نه‌تنها بی‌معرفتی است، بلکه بدتر از آن است، چراکه وطن را هم نمی‌فهمیم، چون به نظر من تبلور این وطن در این جمعیت است.

فراستی با اشاره به نماد «پرچم ایران» گفت: ما تا قبل از جنگ تحمیلی صورت‌گرفته، معنای پرچم را نمی‌فهمیدیم. مفهوم آن تنها برای ما یک آیکون بود و امروز ما با مشاهده پرچم، شادابی و قدرت را می‌فهمیم که در باد حرکت می‌کند و مردم به ما یاد دادند و یاد می‌دهند که با‌حجاب و بدحجاب برایشان مسئله نیست، وطن برای مردم مسئله است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار