پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز بهکار مجلس، بیش از آنکه یک متن تشریفاتی برای افتتاح دورهای تازه از فعالیت مجلس باشد، تلاشی برای تنظیم فضای سیاسی کشور در یکی از حساسترین مقاطع سالهای اخیر بود. در میان محورهای مختلف و متنوع این پیام، جامع، تأکید بر حفظ وحدت و پرهیز از تبدیل اختلافات به نزاع و درگیری، معنایی فراتر از یک توصیه اخلاقی داشت؛ هشداری سیاسی برای روزهایی که جامعه هنوز از تبعات جنگ، التهابهای اقتصادی و فرسودگی روانی فاصله نگرفته است. رهبر انقلاب فرمودند: «لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند، انشاءالله.»
کشورها بعد از عبور از بحرانهای بزرگی نظیر جنگها، معمولاً وارد مرحلهای میشوند که ظاهر آن آرامتر از روزهای درگیری است، اما در عمق، مستعد ایجاد شکافهای تازه و لرزههایی بر گسلهای اجتماعی است. در چنین شرایطی، کوچکترین تنش سیاسی میتواند به یک دوقطبی و سونامی بزرگ اجتماعی تبدیل شود و کوچکترین اختلاف رسانهای، احساس ناامنی روانی را در فضای ذهنی جامعه تشدید کند. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که هزینه اختلافات داخلی در دوره پساجنگ، گاهی از خود جنگ سنگینتر میشود؛ چون جامعهای که ماهها در وضعیت اضطراب و فشار زندگی کرده، دیگر ظرفیت کشمکشهای فرساینده سیاسی و رسانهای گروهها و احزاب را ندارد. از همین زاویه باید بر فراز مهم پیام اخیر ایستاد؛ جایی که از جریانهای سیاسی، رسانهها و مسئولان خواسته میشود اختلافات را به میدان تنازع نکشانند. این تعبیر دقیق معظم له، ناظر به یک واقعیت مهم در عرصه سیاست ایران است. امروز بخش مهمی از فضای عمومی کشور زیر تأثیر رقابتهای هیجانی، تحلیلهای عصبی، صفبندیهای شتابزده و امتداد رقابتهای انتخاباتی سالهای گذشته قرار دارد. هر حادثهای ظرف چند ساعت به موضوع نزاع جناحی تبدیل میشود و هر اظهارنظری بهانهای برای لشکرکشی مجازی و رسانهای پیدا میکند. در چنین فضایی، افکار عمومی بهجای دریافت تصویر روشن از مسائل کشور، مدام در معرض موجی از التهاب و بیاعتمادی قرار میگیرد. نقش رسانهها در این میان تعیینکنندهتر از همیشه است. رسانه از تلویزیون ملی تا روزنامههای مختلف و خبرگزاریهای میتوانند در روزهای سخت، به بازسازی آرامش اجتماعی کمک کنند و میتوانند با تیترهای سوگیرانه و تحلیلهای تحریکآمیز، جامعه را خستهتر و عصبیتر کنند. بخشی از ادبیات سیاسی رایج در سالهای اخیر، بر پایه تحقیر رقیب و بازتولید خشم شکل گرفته؛ ادبیاتی که شاید در کوتاهمدت برای یک جریان سیاسی کف و سوت به دنبال داشته باشد، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی کشور را فرسوده میکند. جامعهای که هر روز با دوگانهسازیهای تند مواجه شود، بهتدریج توان گفتوگو و تحمل متقابل را از دست میدهد و این دقیقاً همان نقطهای است که انسجام ملی آسیب میبیند. روزنامهها و رسانهها توجه کنند که اعتبار سخنان رهبری، صرفاً یک روزه و چند روزه نیست و بازگشت دوباره به وحدتشکنی پس از چند روز رعایت، واکنش علاقهمندان به رهبر انقلاب را در پی خواهد داشت. انقلاب به اعقاب، تجاهل بعد از بعثت و تعرب پس از هجرت مورد قبول جامعه نخواهد بود.
نمایندگان مجلس هم در آغاز این دوره مسئولیتی فراتر از رقابتهای معمول سیاسی بر عهده دارند. افکار عمومی از مجلس آینده انتظار دارد به محل تصمیمهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود که به قول رهبری نسبتی ملموس با زندگی مردم داشته باشد، نه صحنه درگیریهای فرسایشی و تسویهحسابهای جناحی. مردم در شرایط فعلی بیش از هر چیز به نشانههای ثبات احتیاج دارند. هر سخن نسنجیده، هر تنش غیرضروری و هر رفتار هیجانی در فضای سیاسی، مستقیماً بر امید اجتماعی و احساس امنیت عمومی اثر میگذارد. حفظ وحدت، بر نمایندگان مجلس که مخاطب اول این پیام بودند واجبتر از دیگران است.
در این میان، تجمعات خیابانی و فضای کنشگری سیاسی نیز به مراقبت بیشتری نیاز دارد. جامعهای که هنوز درگیر بازسازی روحی پس از روزهای پرتنش است، ظرفیت تبدیل خیابان به میدان رقابتهای عصبی و شعارهای تفرقهآلود را ندارد. اعتراض، مطالبهگری و اعلام موضع سیاسی حق طبیعی جامعه است، اما وقتی این فضا در اختیار اختلافافکنیها قرار بگیرد، نتیجه آن چیزی جز تعمیق شکافها نخواهد بود. امروز بیش از هر زمان دیگری باید مراقب بود که هیجانهای مقطعی و شعارها و پلاکاردهای ضدوحدت، سرمایه بزرگ همبستگی ملی را تخریب نکند. واقعیت این است که ایران در مقطع حساسی قرار گرفته؛ مقطعی که عبور موفق از آن، بیش از هر چیز به بلوغ سیاسی جریانها و خویشتنداری رسانهها وابسته است. کشور به فضایی احتیاج دارد که در آن رقابت سیاسی وجود داشته باشد، اما حرمت منافع ملی حفظ شود؛ نقد صورت بگیرد، اما آرامش جامعه قربانی نشود؛ اختلافنظر باقی بماند، اما به مرز دشمنی و نفرت نرسد. شاید مهمترین بخش پیام اخیر نیز دقیقاً همین باشد؛ هر روز برای خود مرور کنیم که حتی اختلافات موجه را به تفرقه تبدیل نمیکنم. حتی موجه. حتی موجه؟!