کد خبر: 1368595
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: متهم پرونده مرگ دختر جوان در آتش‌سوزی یک مجتمع مسکونی در غرب تهران، پس از انکار‌های اولیه، در بازجویی‌های تکمیلی به ایجاد آتش‌سوزی بر اثر بی‌احتیاطی اعتراف کرد و گفت تصور نمی‌کرده رها کردن ته‌سیگار‌های خاموش‌نشده، به حادثه‌ای مرگبار ختم شود. 
چندی قبل، زن و مردی به دادسرای امور جنایی تهران رفتند و از پسر و دختری به اتهام قتل عمد دختر جوانشان به نام «پریا» شکایت کردند. 
یکی از شاکیان در توضیح ماجرا گفت: «خانه‌مان در برج مسکونی در غرب تهران، حوالی دریاچه چیتگر است. مدتی قبل من و همسرم برای انجام کاری از خانه بیرون آمدیم. وقتی برگشتیم، آپارتمان کناری ما آتش گرفته بود. آتش‌نشانان آتش را خاموش کرده‌بودند و به ما گفتند دخترمان بر اثر دودگرفتگی ریه برای درمان به بیمارستان منتقل شده‌است. متأسفانه دخترمان یک روز بعد در بیمارستان فوت کرد و پزشکان علت مرگ را دود ناشی از آتش‌سوزی اعلام کردند. ما همان روز از دختر و پسری که در آن آپارتمان زندگی می‌کردند، شکایت کردیم. تا اینکه به تازگی آتش‌نشانی اعلام کرد آتش‌سوزی عمدی بوده‌است. الان از آن دو نفر به اتهام قتل دخترمان شکایت داریم.»

 ورود کارآگاهان به پرونده
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور قاضی سالار صنعتگر، بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. بررسی مأموران نشان داد خانه‌ای که دچار آتش‌سوزی شده، یک سال قبل توسط یک پسر مجرد به نام «شایان» اجاره شده بود، اما به گفته همسایه‌ها و صاحب خانه، او همراه با دختر جوانی به نام «رؤیا» در آن آپارتمان زندگی می‌کرد. همین موضوع باعث درگیری آنها با صاحب خانه و مدیر ساختمان شده بود. 

 دوربین‌ها، رؤیا را نشان دادند
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران دوربین‌های مداربسته محل حادثه را بازبینی کردند و دریافتند روز حادثه، رؤیا سراسیمه از خانه خارج می‌شود و لحظاتی بعد، آپارتمان آنها آتش می‌گیرد. همسایه‌ها حادثه را به آتش‌نشانی گزارش می‌دهند. 
در ادامه تحقیقات معلوم شد چند روز قبل از حادثه، پسر جوان وسایلش را از خانه اجاره‌ای به خانه دیگری منتقل کرده و موضوع را به صاحب خانه اطلاع داده‌است، اما دختر جوان هنوز در آنجا ساکن بوده‌است. 

 بازداشت و تناقض‌گویی
بدین ترتیب، رؤیا تحت تعقیب قرار گرفت و از سوی مأموران بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد. متهم در بازجویی‌ها ادعا کرد در آتش‌سوزی نقشی نداشته و از طریق همسایه‌ها در جریان حادثه قرار گرفته است، اما بررسی دوربین‌ها و گفته‌های همسایه‌ها نشان داد رویا لحظاتی قبل از آتش‌سوزی از برج مسکونی خارج شده و بعد از خاموش شدن آتش، دوباره به محل زندگی‌اش بازگشته‌است. 

 اعتراف به آتش‌سوزی غیرعمدی
تناقض‌گویی‌ها و شواهد به‌دست آمده حکایت از آن داشت که دختر جوان واقعیت را نمی‌گوید. به همین دلیل، دوباره از او تحقیق کردند. متهم صبح دیروز برای بازجویی به دادسرای امور جنایی منتقل شد و این‌بار وقتی مقابل قاضی سالار صنعتگر قرار گرفت، به آتش‌سوزی غیرعمدی خانه‌اش اعتراف کرد. دختر جوان گفت در این مدت عذاب وجدان داشته، اما آتش‌سوزی را عمدی انجام نداده و الان هم پشیمان است. او توضیح داد که به دلیل بی‌احتیاطی خانه‌اش آتش گرفته و قتل دختر همسایه را رقم زده‌است. 
تحقیقات از متهم برای روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده ادامه دارد. 

 سیگاری که جان دختر همسایه را گرفت
رؤیا، متهم پرونده قتل شبه‌عمد دختر همسایه، که تا روز گذشته هرگونه نقش در این حادثه را انکار می‌کرد، سرانجام روز گذشته در برابر قاضی پرونده به ارتکاب جرم اعتراف کرد. 

 چرا گریه می‌کنی؟
به جرم قتلی دستگیر شده‌ام که اصلاً عمدی در کار نبود. باور کنید من دختر همسایه را نمی‌شناختم و حتی او را ندیده بودم، اما الان به خاطر یک سهل‌انگاری، به جرم قتل او دستگیر شده‌ام. به نظر شما نباید گریه کرد؟ زندگی من و خانواده‌اش به خاطر یک اشتباه ساده نابود شد. 

 چه سهل‌انگاری کردی؟
آن روز خیلی عصبانی بودم، به‌طوری که آرام و قرار نداشتم. وقتی وارد خانه شدم، برای اینکه کمی آرام شوم شروع به سیگار کشیدن کردم. سیگار به سیگار روشن می‌کردم و فکر کنم پنج یا شش نخ سیگار کشیدم، اما بدون اینکه سیگار‌ها را خاموش کنم، ته آنها را روی کف خانه و تشک می‌انداختم. بعد از دقایقی، بدون اینکه ته‌سیگار‌ها را خاموش کنم، از خانه خارج شدم. ساعتی بعد از طریق همسایه‌ها با خبر شدم خانه‌ام آتش گرفته‌است. به سرعت به محل زندگی‌ام بازگشتم و فهمیدم دختر همسایه هم مصدوم و به بیمارستان منتقل شده‌است. تا آن لحظه هیچ‌چیز را باور نمی‌کردم. 

 چه اختلافی با نامزدت داشتی؟
شایان این خانه را به صورت مجردی اجاره کرده‌بود. وقتی با هم نامزد شدیم، من هم وسایلم را به خانه او آوردم و با هم شروع به زندگی کردیم. همسایه‌ها و مدیر ساختمان از این موضوع ناراحت بودند و قرار بود ما محل زندگی‌مان را عوض کنیم. کم‌کم من و شایان با هم اختلاف پیدا کردیم و اختلاف‌های ما روز به روز بیشتر شد. تا اینکه شایان گفت می‌خواهد از من جدا شود. من باور نمی‌کردم که روزی او مرا تنها بگذارد، اما روز حادثه تلفنی به من گفت که وسایلش را از خانه برده و به صاحب خانه هم خبر داده‌است که به زودی تسویه حساب می‌کند. وقتی به خانه برگشتم، دیدم وسایلش را برده‌است. صاحب‌خانه هم با من تماس گرفت که خانه را تخلیه کنم تا با من تسویه حساب کند. با شایان تماس گرفتم، جواب نداد. از شدت عصبانیت، شروع به سیگار کشیدن کردم و این اتفاق افتاد. همه چیز در یک لحظه رقم خورد. 

 چرا روز اول دروغ گفتی؟
 ترسیدم. به هر حال، یک دختر جوان در جریان این حادثه جانش را از دست داده‌بود و من عامل این اتفاق بودم. ترس از زندان، ترس از قصاص و موضوعات دیگر باعث شد که به آتش‌سوزی اعتراف نکنم. نمی‌توانستم قبول کنم که یک اشتباه ساده، زندگی من و یک خانواده دیگر را نابود کرده‌است. 

 اما الان اعتراف کردی؟
بله. در این مدت، عذاب وجدان رهایم نمی‌کرد. شب‌ها کابوس می‌دیدم و روز‌ها هم همه‌اش به فکر آن دختر جوان بودم. هر بار چشمانم را می‌بستم، صورت آن دختر را می‌دیدم. به هر حال خسته شدم و تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم تا عذاب وجدان رهایم کند.

برچسب ها: آتش سوزی ، قتل ، پلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار