جوان آنلاین: مرد جوانی که سالها از راز همسرش – پرستاری با مدرک جعلی – باخبر بود، اما به خاطر دخترش سکوت کردهبود، پس از اجراییشدن مهریه همسرش، طاقت نیاورد و به دادسرای جرائم پزشکی رفت و راز شش سال پرستاری با مدرک جعلی او را فاش کرد. زن جوان که با مدرک جعلی در بیمارستانهای تهران پرستاری میکرد، پس از شکایت همسرش دستگیر شد.
چندی قبل، مرد جوانی با در دست داشتن شکایتی به دادسرای جرائم پزشکی تهران مراجعه کرد. او از همسرش به اتهام جعل مدرک پرستاری و اشتغال غیرقانونی در بیمارستانهای تهران شکایت داشت. شاکی در توضیح ماجرا به بازپرس گفت: «سالها قبل با همسرم مژگان آشنا شدم و ازدواج کردیم. او از شش سال قبل به عنوان پرستار در بیمارستانی مشغول به کار شد و میگفت از دانشگاه مدرک لیسانس پرستاری دارد، اما بعد متوجه شدم او فقط دیپلم دارد و هیچ مدرک دانشگاهی در این زمینه ندارد.»
ترس از آینده دخترم
مرد جوان ادامه داد: «چند باری تصمیم گرفتم راز او را فاش کنم، اما هر بار به خاطر دخترمان منصرف شدم. چند باری به او گفتم شغل پرستاری حساس و پرخطر است و بهتر است کارش را رها کند، اما قبول نمیکرد. چند روزی است نگرانم اگر اتفاقی برای بیماران بیفتد، زندگیمان نابود میشود. به همین دلیل تصمیم گرفتم به دادسرا بیایم و راز همسرم را برملا کنم.»
استعلام؛ مدرک جعلی بود
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور قاضی مهدی صانعی، بازپرس شعبه اول دادسرا، برای رسیدگی در اختیار تیمی از مأموران پلیس قرار گرفت.
نخستین بررسیهای تخصصی نشان داد مژگان از شش سال قبل به عنوان پرستار در یک بیمارستان دولتی و سه بیمارستان خصوصی در تهران مشغول به کار است. از سوی دیگر، استعلام از دانشگاه علوم پزشکی و سازمانهای تخصصی مشخص کرد او هیچ مدرک دانشگاهی در رشته پرستاری ندارد و با مدرک جعلی در بیمارستانها استخدام شدهاست.
بازداشت پرستار قلابی
با به دست آمدن این اطلاعات، زن جوان به اتهام «مداخله در امور پزشکی»، «جعل مدرک تحصیلی مرتبط با حوزه درمان» و «استفاده از سند مجعول» به دستور بازپرس بازداشت شد.
متهم ابتدا منکر جعل مدارک شد، اما وقتی با مدارک و شواهد روبهرو شد، به جرم خود اعتراف کرد.
بررسی آسیب به بیماران
قاضی پرونده پس از اعتراف متهم، به کارآگاهان پلیس آگاهی دستور داد بررسی شود که آیا در بیمارستانهایی که این متهم در آنها مشغول به کار بوده، بیماری در رابطه با نحوه خدماتدهی او دچار آسیب شده است یا نه. پرونده متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت.
هشدار قاضی صانعی؛ بیمارستانها استعلام نمیگیرند
قاضی مهدی صانعی درباره این پرونده به خبرنگار ما گفت: «با بررسی این پرونده میتوان دریافت افرادی با جعل مدرک مرتبط با حوزه درمان و پزشکی، خیلی راحت در بعضی بیمارستانها مشغول به کار میشوند و مسئولان بیمارستانها هیچ استعلامی نمیگیرند. در صورتی که برای مشخص شدن این موارد حتی نیازی به استعلام رسمی هم نیست. مثلاً با استعلام از سایت نظام پرستاری میتوان به راحتی فهمید فرد مورد نظر پرستار واقعی است یا فقط مدرک جعل کردهاست.»
هشدار رئیس کل سازمان نظام پرستاری
در خصوص حضور پرستارنماها در بیمارستانهای خصوصی، احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری، نیز چند روز قبل هشدار داده و اعلام کردهبود، این موضوع قابلتکذیب نیست.
مهریهام را اجرا گذاشتم، رازم برملا شد
مژگان ۴۰ ساله که راز مدرک جعلیاش پس از شش سال از سوی همسرش برملا شد، ادعا کرد وقتی مهریهاش را به اجرا گذاشت، رازش فاش شد.
مژگان! چه شد که تصمیم گرفتی با مدرک جعلی پرستاری در بیمارستان شروع به کار کنی؟
من از دوران نوجوانی علاقه زیادی به پرستاری داشتم، اما به دلایلی نتوانستم به دانشگاه بروم و در این رشته مدرک بگیرم. دوستانم همه از دانشگاه مدرک گرفتند و مشغول به کار شدند. این شغل در دلم باقی ماند. تا اینکه شش سال قبل با یک زن جوان آشنا شدم. او وقتی فهمید من دوست دارم به عنوان پرستار در بیمارستان مشغول به کار شوم، برایم مدرک جعلی درست کرد و بعد هم با همان مدرک در بیمارستان استخدام شدم.
چطوری با او آشنا شدی؟
همانطور که گفتم، علاقه به حوزه درمان داشتم. آن زمان در مطب یک پزشکی کار میکردم و علاوه بر منشیگری، تزریقات هم انجام میدادم. آن زن در رفت و آمد به مطب با من آشنا شد. او گفت بیمارستانها به پرستار نیاز دارند. من هم وسوسه شدم و با مدرک جعلی که او برای من تهیه کرد، در بیمارستان مشغول به کار شدم.
نترسیدی اتفاقی بیفتد؟
ابتدا کمی استرس داشتم، اما از آنجایی که با امور پزشکی و پرستاری آشنایی داشتم، کمکم ترسم ریخت. بعد هم سعی میکردم کارم را درست انجام دهم تا کسی آسیب نبیند. از طرفی بیمارستانها هیچ استعلامی از مدارک من نگرفتند.
یعنی اگر رازت فاش نمیشد، به کارت ادامه میدادی؟
بله. چون علاقه داشتم.
چه شد که همسرت رازت را فاش کرد؟
مدتی قبل با هم مشکل پیدا کردیم و سر هر موضوعی درگیر میشدیم. از رفتارهای او خسته شدم و تصمیم گرفتم مهریهام را به اجرا بگذارم و او را تنبیه کنم. وقتی برگه احضاریه دادگاه به دستش رسید، از من کینه به دل گرفت و رازم را فاش کرد.